Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

21-12-2010

 

مسيح عيسي ابن مريم رسول الله مي‌آيد

أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ عَبْدُهُ وَ رَسُولُه‏

 

قبل از هر چيز ميبايست در مورد فرايند ميوز توضيحاتي داده شود . در مبحث جنسيت و ساختار زوجين در منظومه شمسي توضيحات مختصري در مورد ميتوز يا فرايند تقسيم سلولي ارايه شد .

 

 

ميوز :

 

توليد مثل جنسي شامل توليد گامت‌ها ( گامتوژنز ) و به هم پيوستن آنها ( گشنگيري ) است . گامتوژنز فقط در سلولهاي تخصص يافته ( دودمان زايگر ) اندامهاي توليد مثل صورت مي‌گيرد . گامت‌ها هاپلوئيد ( n ) هستند ، ولي از سلولهاي ديپلوئيد ( 2n )  دودمان زايگر منشاء مي‌گيرند . بديهي است كه در جريان گامتوژنز بايد تعداد كروموزوم‌هاي اين سلولها به نصف كاهش يابد . فرايند تقسيم كاهشي را ميوز مي‌نامند . ميوز در واقع شامل دو تقسيم است . اولين تقسيم ميوز ( ميوز I ) يك تقسيم كاهشي است كه حاصل آن دو سلول هاپلوئيد از يك سلول ديپلوئيد است . دومين تقسيم ميوز ( ميوز II ) يك تقسيم مساوي است ، كه در جريان آن كروماتيدهاي خواهر دو سلول هاپلوئيد از هم جدا ميشوند . تفاوت پروفاز ميوز I با پروفاز ميتوز در اين است كه در ميوز I كروموزوم‌هاي همتا طي فرآيندي به نام سيناپسيس ( مقارنه ) ، دو به دو از طول كنار هم قرار مي‌گيرند ، هر جفت كروموزوم همتاي كنار هم قرار گرفته را يك بي والان ( دو ارزشي ) مي‌نامند . از آنجا كه يك بي والان شامل چهار كروماتيد است . آن را تتراد ( چهار تايي ) نيز مي‌نامند . ممكن است در جريان مقارنه قطعه‌هايي از كروماتيدهاي غير خواهر جدا شوند و طي فرايند كراسينگ‌اوو در جاي يكديگر بپيوندند . نقطه مبادله قطعه‌هاي كروموزوم  ، كه آن را نقطه تقاطع مي‌نامند . در زير ميكروسكپ به شكل يك منطقه همپوشان ديده ميشود . در متافاز ميوز I كروموزوم‌هاي دو ارزشي به طور اتفاقي روي سطح استوايي دوك قرار مي‌گيرند .

در آنافاز ميوز I سانترومرها تقسيم نميشوند ، بلكه همچنان كروماتيدهاي خواهر را نگه مي‌دارند . كروموزوم‌هاي همتا از هم جدا ميشوند و به سوي دو قطب مخالف دوك حركت مي‌كنند . به بيان ديگر  ، كروموزوم‌هاي  مضاعف ( كه هر يك مركب از دو كروماتيد است ) از هم دور ميشوند . در واقع ، اين دور شدن كروموزوم‌ها از يكديگر است كه تعداد ديپلوئيد  ( 2n ) آنها را به هاپلوئيد  ( n ) تقليل مي‌دهد . فرايند سيتوكنزيس در تلوفاز ميوز I ؛ سلول ديپلوئيد مادر را به سلول هاپلوئيد دختر تقسيم مي‌كند . در اينجا نخستين تقسيم ميوز پايان مي‌يابد . ميان نخستين و دومين تقسيم ميوز مدت زمان كوتاهي است كه آن را انتركنزيس مي‌نامند . در پروفاز ميوز II دستگاه دوك بار ديگر تشكيل ميشود . در متافاز ميوز II سانترومرها در سطح استوايي دوك قرار مي‌گيرند . در آنافاز ميوز II سانترومرهاي هر كروموزوم دو ارزشي تقسيم ميشوند و به كروماتيدهاي خواهر امكان مي‌دهند كه از هم جدا شوند . در تلوفاز ميوز II فرايند سيتوكنزيس دو سلول را به چهار فرآورده ميوز تقسيم مي‌كند .

 

 

  

 

 

گامتوژنز در جانوران ( پستانداران )

 

گامتوژنز جانور نر را اسپرماتوژنز مي‌نامند . در پستانداران فرايند اسپرماتوژنز در اپيتليوم زايگر لوله‌هاي مني‌ساز غده‌هاي تناسلي نر ( بيضه‌ها ) و از سلولهاي بنيادي ديپلوئيد آغاز ميشود . در اين سلولها تقسيم‌هاي پي در پي ميتوز انجام ميگيرد تا اينكه گروهي سلول اسپرماتوگوني از آنها بوجود آيد . هر يك از اسپرماتوگونيها ممكن است نمو كند و بصورت يك سلول ديپلوئيد به نام اسپرماتوسيت اول ، كه قدرت تقسيم ميوز دارد ، تمايز يابد . نخستين ميوز در اسپرماتوسيت هاي اول صورت مي‌گيرد و اسپرماتوسيت‌هاي دوم هاپلوئيد را توليد مي‌كند . در نتيجه دومين تقسيم ميوز ، چهار سلول هاپلوئيد از اين دو سلول توليد ميشود ، كه آنها را اسپرماتيد مينامند . تقريبا همه سيتوپلاسم يك اسپرماتيد  در دوره رسيدگي آن به صورت دم شلاق مانندي از آن بيرون ميزند و اين سلول به يك گامت نر رسيده به نام سلول اسپرم ( مني نطفه ) يا اسپرماتوزئيد ، تبديل ميشود .

 

گامتوژنز جانور ماده را ائوژنز مي‌نامند ( شكل فوق ) ائوژنز پستانداران در اپيتليوم زايگر غده‌هاي تناسلي ماده ( تخمدانها ) و از سلولهاي بنيادي ديپلوئيد به نام ائوگوني منشاء ميگيرد . يك سلول ائوگوني در نتيجه نمو و اندوختن مقدار زيادي سيتوپلاسم يا زرده ( كه به مصرف تغذيه رويان در ابتداي پيدايش آن مي‌رسد ) به ائوسيت اول ، كه ديپلوئيد است و قدرت تقسيم ميوز دارد ، تبديل مي‌شود . نخستين تقسيم ميوز تعداد كروموزوم‌هاي ائوسيت اول را نصف مي‌كند و در نتيجه يك سيتوكنزيس نامساوي ، سيتوپلاسم آن به طور بسيار نابرابر در دو سلول حاصل توزيع ميشود . سلول بزرگتري كه به اين ترتيب بوجود مي‌آيد ائوسيت دوم ناميده ميشود و سلول كوچكتر نخستين جسم قطبي است . در بعضي از موارد ممكن است نخستين جسم قطبي تقسيم ميوز دوم را انجام دهد و دومين جسم قطبي را بوجود آورد . اما همه اجسام قطبي تحليل ميروند و در گشنگيري نقشي ندارند . دومين تقسيم ميوز ائوسيت نيز با يك سيتوكنزيس نامساوي همراه است كه حاصل آن يك ائوتيد بزرگ زرده‌دار و دومين جسم قطبي است . ائوتيد بر اثر نمو كردن و متمايز شدن به يك گامت ماده رسيده ، كه آن را اووم يا تخمك مي‌نامند ، تبديل ميشود .

 

اتحاد گامت‌هاي نر و ماده ( اسپرم و تخمك ) را كه تعداد ديپلوئيد كروموزوم‌ها را در سلول حاصل ، يعني زيگوت ، بار ديگر بر قرار ميدارد ، گشنگيري مي‌نامند . به هنگام متحد شدن گامت‌ها قسمت سر اسپرم وارد تخمك ميشود ، اما دم آن ( يا بخش عمده سيتوپلاسم گامت نر ) بيرون مي‌ماند و تحليل ميرود . تقسيمات ميتوز بعدي كه در زيگوت حاصل رخ ميدهد ، منشاء سلول‌هاي پر شمار روياني ميشود كه بصورت بافت‌ها و اندامهاي فرد جديد سازمان مي‌يابند . 

 

 

اما نكته قابل توجه اين است كه در گامتوژنز گياهان دو هسته قطبي حاصل از هشت فرآورده ميوز نزديك به مركز كيسه روياني با هم متحد ميشوند و هسته تركيبي واحدي را ، كه ديپلوئيد است ، تشكيل مي‌دهند . در اين حالت ، كيسه روياني رسيده ( مگاگامتوفيت ) آماده گشنگيري است . هر چند كه هسته اسپرم با هسته تركيبي متحد شده و يك هسته تريپلوئيد ( 3n ) تشكيل ميدهد كه بر اثر تقسيمهاي متوالي ميتوز ، نوعي بافت مغذي نشاسته دار به نام آندوسپرم توليد ميكند ، اين سوال مطرح ميشود كه آيا دو اووم پستانداران ماده نيز قابليت تركيب با يكديگر را دارند و اگر اين تركيب انجام شد ، با توجه به كامل شدن يك دست كامل كروموزوم حيواني آيا جنين تشكيل شده و شروع به رشد براي تولد يك فرزند مونث خواهد كرد ؟

  

 

 

مكانيزم كروموزومي جنسي انسان :

 

در آدمي و ظاهرا در همه پستانداران ديگر ، وجود كروموزوم Y احتمالا گرايش به نرينگي را تعيين مي‌كند . نرهاي طبيعي از نظر كروموزومي XY و ماده‌هاي طبيعي XX هستند . اين خصوصيت سبب ميشود كه نسبت جنسي در هر نسل 1:1 باشد . از آنجا كه جنس نر دو نوع گامت ، كه از نظر كروموزومهاي جنسي متفاوتند توليد مي‌كند ، آن را جنس هتروگامتيك مي‌نامند ، و جنس ماده ، كه تنها يك نوع گامت توليد مي‌كند ، جنس هموگامتيك است . اين گونه تعيين جنسيت را معمولا روش XY مي‌نامند .

 

 

در واقع براي تشكيل يك جنين انساني نياز به ادغام يك اسپرماتوزوئيد مرد با يك اووم ( تخمك ) زن است كه هر كدام 23 كروموزوم و در مجموع 23 جفت ( 46 ) كروموزوم انساني را تشكيل مي‌دهند . اگر كروموزوم جنسي انتقالي توسط اسپرماتوزوئيد X باشد ، جنين مونث ولي اگر Y باشد ، جنين مذكر خواهد بود . ولي بعضي وقتها چند اووم يا تخمك درون رحم قرار ميگيرد و چندين فرزند به دنيا مي‌آيد . اينك اين سوال مطرح ميشود كه اگر ما بتوانيم دو اووم يا تخمك زن را با هم ادغام كنيم چه اتفاقي مي‌افتد ؟

چنين به نظر ميرسد كه با تركيب اين دو اووم دو دست كروموزوم 23 تايي با هم زوج شده و چون هر دو كروموزوم جنسي X است ، پس يك جنين مونث تشكيل شده و يك دختر متولد خواهد شد و اگر ما بتوانيم يكي از اين كروموزوم‌هاي جنسي  X  را به Y تبديل كنيم ، جنين مذكر بوده و يك پسر متولد خواهد شد كه در مورد مريم عليها سلام و فرزندشان عيسي رسول الله همين اتفاق روي داده است و كننده اين كار جبرئيل ( روح‌القدس ) رسول الله بوده است ، البته به خواست و فرمان خداوند متعال .

 

و ذكر ( ياد ) كن در كتاب مريم را ، زماني كه كناره گرفت ( گوشه نشين شد ، خلوت كرد ) از اهلش ( خانواده‌اش ، خويشاوندانش ) مكاني شرقي ( دوري ) را  16
پس برگرفت از غير ايشان پوششي ( پوشاننده‌اي ، پرده و حجابي ، چادري ، لباسي ) را ، پس ارسال كرديم به جانبش روح مان را ( روح خودمان را ، روح متعلق به خودمان ، روحي كه در مالكيت و فرمان خداست ، روح‌القدس ، همان جبرئيل يا شديد القوي ) ، پس تمثيل شد ( همانند و مشابه و شبيه شد ، هيكل و جسم و اندام و كالبد گرفت ) براي او ( مريم ) [همانند] بشري ( موجود دو پايي ، انساني ) درست شده‌اي ( واقعي و درست و كامل اندامي ) 17
[مريم] گفت ، من پناه ميبرم به رحمان ( خداوند مهربان ) از تو كه شوي متقي ( خدا ترس و پرهيزگار ) 18
[جبرئيل] گفت ، جز اين نيست كه من فرستاده سرورت هستم براي اينكه ببخشم براي تو پسركي پاكي ( پاكيزه‌اي ) را 19
[مريم] گفت ، چگونه ميباشد براي من پسركي و [در حاليكه] لمس نكرده است مرا بشري ( انساني ) و نبوده‌ام بدكاره‌اي ( روسپي ) 20
[جبرئيل] گفت آنچنان است ، گفت سرورت كه آن برايم سهلي است  و براي اينكه قرار دهيم او را نشانه‌اي ( معجزه‌اي ) براي انسيان ( مردم ) و رحمتي ( لطفي ) از [نزد] ما و بود فرماني ( كار و تصميمي ، ضرورتي ) مقتضي شده‌اي ( محقق و حتمي و لازم شده‌اي ، گذشته و سپري شده بدون برو و برگردي ) 21
پس بارور ( باردار و حامله ) شد ( حمل كرد ) او را [منظور مسيح عيسي ابن مريم رسول الله را] ، پس كناره گيري كرد ( خلوت كرد ، دوري و رهايي كرد ) به او [همراه با جنين مسيح رسول الله] مكاني دور دستي را  22
پس كشاندش درد زايمان به جانب كنده ( تنه ) نخل ( درخت خرما ) ، [مريم] گفت اي واي بر من ، اي كاش مرده بودم قبل از اين و بودم فراموشي از ياد  رفته‌اي 23
پس [مسيح رسول الله] ندا داد او را از زيرش ( طرف پايين ) ، اندوهگين مباش ، قرار داده است سرورت زيرت ( زير پايت ) را جويباري 24
و تكان بده ( بلرزان ) به سويت به تنه نخل را ، سقوط  ميكند ( مي‌افتد ) براي تو خرمايي ، تازه چيده شده‌اي ( تر و تازه‌اي ) 25
پس بخور و بنوش و چشم روشني باش ، پس اما اگر ديدي از [جنس] بشر ( انسان ) احدي ( شخصي ، حتي يك نفر ) را ، پس بگو بدرستي من نذر كردم براي رحمان ( خداوند مهربان ) روزه‌اي ( امساك و خودداري از سخن ) را ، پس هرگز تكلم نكنم امروز انسي ( انساني ، مردمي ) را 26
پس آورد به او ( همراه با مسيح رسول الله ) قومش را [در حاليكه] حمل ميكرد ( در آغوش گرفته بود ) او  را ، گفتند اي مريم حتما آورده‌اي چيزي ( كاري ) بهتاني ( دروغ آميز و باور نكردني ، مايه حيرت و شگفتي را ) 27
اي خواهر هارون نبود پدرت مرد بدي ( بدكاره و زشت عملي ) و نبوده مادرت بدكاره‌اي ( زشت عملي ، روسپي ) 28
پس اشاره كرد به سوي او ( مسيح رسول الله ) ، گفتند چگونه تكلم كنيم كسي را كه باشد در گهواره كودكي ( طفلي ) 29
[مسيح رسول الله] گفت ، بدرستي من عبدالله ( بنده خداوند ) هستم ، داده است مرا كتاب و قرار داد مرا نبي ( نبوتي ، خبر رساني ، اخبار گويي ، پيغام رساني ، پيكي ) 30
و گردانيد مرا مباركي ( خوش قدمي و فرخنده خجسته‌اي ) هر كجا كه باشم و توصيه ( سفارش ) كرد مرا به صلات ( نماز ) و زكات تا دوام دارم  زندگي را ( مادامي كه زنده باشم ) 31
و نيكو ( فرمان پذير ) به والدم ( مادرم ) و قرار نداده مرا جباري ( زورگويي ) شقي ( تيره بخت ، سنگ دلي ) 32
و سلام ( درود ) برايم روزي كه متولد شدم  و روزي كه بميرم و روزي كه مبعوث ميشوم زنده‌اي 33
آن است [واقعيت] عيسي پسر مريم سخن حق ( درست و واقعيت ) ، كسي كه در [مورد] او شك ( ترديد ) مي كنيد 34
نبوده ( شايسته نيست ) براي خداوند كه اتخاذ كند از مولودي ( زاده شده‌اي ، فرزندي ) را ، پاكيزه است او ، زماني كه اقتضا كند كاري ( فرماني را ) ، پس جز اين نيست كه ميگويد براي او باش ، سپس ميشود 35
و بدرستي خداوند سرور من و سرور شماست ، پس عبادت كنيد او را ، اين است راهي ( مسير و سيرتي ) مستقيمي ( درستي ) 36
پس اختلاف كرد احزاب ( گروها ، فرقه‌ها ، يهود و نصارا ) از مابين ايشان ، پس واي براي كساني كه كفران كردند از منظره ( نماي ) روزگاري بزرگي . آيه 37   سوره مريم

 

ما ميتوانيم چنين فرض و تصور كنيم كه عكس عمل ميوز اتفاق افتاده و با ادغام دو سلول جنسي ( اووم يا تخمك ) يك سلول انساني كامل پديدار شده است . پس ميتوان به راحتي نتيجه گرفت كه عيسي رسول الله فرزند مادرش و اجدادش يعني آل عمران و ابراهيم و نوح رسول الله و آدم بوده است و علم ژنتيك و وراثت اين مسئله را ثابت و تاييد مي‌كند .

 

و حتما ارسال كرده‌ايم نوح و ابراهيم را و قرار داديم در نسل آن دو نبوت و كتاب را ، پس از ايشان راه يافته‌اي و بسياري از ايشان فسق كنندگانند ( نافرماني كنندگانند ) 26
سپس به دنبال آورديم بر رد پايشان ( آثار حركتشان ) به رسولانمان  و به دنبال آورديم به عيسي پسر مريم و داديم او را انجيل و قرار داديم در قلبهاي كساني كه تبعيت كردند او را شفقتي و رحمتي ، و رهبانيتي ( راهب و راهبه گري ، ترسايي و ترسو شدن ، راهب و راهبه شدن ، زن نگرفتن و شوهر نكردن ) را كه بدعت كردند ( آغاز و شروع ، ابداع و اختراع ، نو آوري كردندش ) ، نه نوشته بوديم آن را ( مقرر نكرده بوديم آن را ) برايشان ، مگر [اينكه نوشته و مقرر كرده بوديم برايشان] كسب رضايت خداوند را ، پس رعايت نكردند آن را استحقاق رعايتش را ، پس داديم كساني را كه ايمان آوردند از ايشان اجرشان را و بسياري از ايشان فاسقان ( نافرمانان ) [هستند] . آيه 27 سوره حديد

 

بدرستي خداوند برگزيد ( برتري داد ) آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را براي عالميان  33
نسلي ( زاد و رود و فرزندان و زاده شدگاني ) [كه] بعض آن از بعضي [هستند] و خداوند شنوايي دانايي [است] آيه 34 سوره آل عمران

 

 

 

 

عكس فوق مربوط به يك اثر هنري فوق‌العاده عالي ميباشد براي اينكه هنرمندان عقيده بر اين دارند كه هنرمندان معتقد در هنگام خلق اثر هنري ناخودآگاه از ماورالطبيعة الهام مي‌گيرند . همانطور كه در مبحث هفت طيف مريي و هفت پيامبر خداوند گفته شد رنگ آبي متعلق به موسي و رنگ قرمز متعلق به ابراهيم رسول الله است . مريم در زمان خود به خواهر هارون مشهور بود و هارون برادر موسي و جد عموي داوود و سليمان رسول الله بود كه همگي اينها از خاندان عمران محسوب ميشوند كه به روايتي امام اول دين اسلام نيز از خاندان عمران بوده است ، نام پدر مريم نيز عمران بود . پس تن پوش مريم عليها سلام در اين تابلو به رنگ خانوادگي خود يعني آبي ميباشد ، يعني رنگي كه از موسي رسول الله به ارث مانده است و هرچند كه رنگ نيلي متعلق به عيسي ميباشد ، ولي اين رنگ از تركيب بنفش با آبي و رنگ بنفش از آبي و قرمز بدست مي‌آيد و چون عيسي از اولاد و نوادگان ابراهيم محسوب ميشود ، رنگ لباس او تا دوران بلوغ قرمز است و بعد از بلوغ ، رنگ نيلي به ايشان تعلق مي‌گيرد . همانطور كه ميدانيم انسان دو دست كروموزوم دارد كه يك دست آن از مادر ولي دست دوم از پدر به ارث ميرسد و كروموزوم جنسي X كه در رحم مريم تبديل به Y شده است مسلما پدري بوده و عيسي از نسل و نژاد ابراهيم حبيب الله است ، براي اينكه همين كروموزوم‌ها از ابراهيم ، نسل اندر نسل به پدر مريم ( عمران ) و همچنين خود مريم منتقل شده است . اين موضوع كه عيسي از فرزندان ابراهيم است به صراحت در بعضي از اناجيل نيز مكتوب است .        

 

 

 

اما جبرئيل رسول الله اين كار ادغام دو اووم يا تخمك و تغيير كروموزوم جنسي را چگونه انجام داده است ؟

 

آيا داده شد تو را حديث مهمان ابراهيم ، گرامي داشته شدگان ( پذيرايي شدگان )
زماني كه داخل شدند برايش ، پس گفتند سلامي ، گفت سلامي [اي] قومي ناشناختگان ( ناشناسان )
پس رو كرد به سوي اهلش ( خانواده‌اش ) ، پس آمد ( آورد ) به گوساله‌اي فربه‌اي ( پرواري )
پس پيش كش ( نزديك ) كرد او به سويشان ، گفت آيا نميخوريد
پس واهمه كرد از ايشان ترسي را ، گفتند نترس و بشارت دادند او را به پسري دانايي
پس رو كرد زنش در جيغ بلندي ، پس سيلي زد صورتش را و گفت [آيا در حاليكه] پيرزني عقيمي ( نازايي ) [هستم]
[ملائكه] گفتند آنچنان [است] ، گفت سرورت بدرستي آن ، اوست حكيم دانا  . آيه 30 سوره ذاريات

 

همانطور كه قبلا  در مبحث كاينات هوشمند يا ملائكه  گفته شد ما انسانها زير مجموع‌اي از كل پيكره ملائكه هستيم و كليه فعاليتهاي بيولوژيك ما در دست آنهاست منجمله ميتوز و ميوز ، آنها به راحتي توانسته‌اند عقيمي و نازايي ابراهيم و همسرش را بر طرف كنند . براي اينكه فرمان زوجيت در دست آنهاست و از اين رو جبرئيل به راحتي توانسته است دو اووم ( تخمك ) مريم را در هم ادغام و يك كروموزوم جنسي او را تغيير دهد و جنين عيسي شروع به رشد و نمو كرده است . ملائكه ميتوانند به تمامي ذرات و تركيبات و .......  فرمان دهند .

 

 

 

اينك اين سوال مهم مطرح ميشود كه حكمت خلقت عيسي ابن مريم چه بوده و ايشان با روز قيامت چه رابطه‌اي دارند ؟

 

و زماني كه زده شد پسر مريم [را] مثالي ( پند و اندرزي ) ، آنگاه قوم تو از او باز ميدارند ( منع ميكنند ) 57
و گفتند آيا خدايان ما بهتري [هستند] يا او ، نزدند آن [مثال] را برايت مگر [به] جدال ( ستيزه ) ، بلكه ايشانند قومي خصومت ( دشمني و گينه ) كنندگان 58
كه او [مسيح رسول الله نيست] مگر بنده‌اي [كه] نعمت داديم برايش و قرار داديم او را مثالي ( عبرتي ، الگويي ، سرمشقي ) براي پسران اسرائيل 59
و اگر بخواهيم حتما قرار ميدهيم از شمايان ملائكه‌اي را در زمين [تا] جايگزين شوند 60
و بدرستي او ( ظهور مسيح رسول الله ) حتما علمي ( دانشي ، مايه فهميدن و دانستني ) براي ساعت ( قيامت ) [است] ، پس ترديد ( شك ) نكنيد به آن [موضوع ، واقعه] و تبعيت كنيد مرا ، اين [است] راهي مستقيمي ( پابرجايي )  61
و باز ندارد ( مسدود و منع ) نكند شما را شيطان ، بدرستي اوست براي شما دشمني آشكاري 62
و زماني كه آمد عيسي به بينات ( دلايل آشكار ) ، گفت آمده‌ام ( يا آورده‌ام ) شما را به حكمت و براي اينكه آشكار ( مبين ) كنم براي شما بعض آنكه اختلاف ميكنيد در [مورد] آن ، پس بترسيد ( تقوي و پرهيزگاري ) كنيد خداوند را و اطاعت كنيد مرا 63
بدرستي خداوند اوست سرورم و سرور شما ، پس بندگي كنيد او را ، اين راهي مستقيمي ( پايداري ) [است] 64
پس اختلاف كرد احزاب ( گروها ) از مابينشان ، پس واي براي كساني كه ظلم كردند از عذاب روزي دردناكي 65
آيا چشم به راهند مگر ساعت ( قيامت ) را كه بيايد ايشان را غافل گيرانه‌اي و [در حاليكه] ايشان در نيابند 66
دوستان ( رفيقان ) در چنين روزگاري بعض ايشان براي بعضي دشمني [هستند] مگر متقيان ( پرهيزگاران ) . آيه 67 سوره زخرف

 

همانطور كه در مبحث جنسيت و ساختار زوجين در منظومه شمسي گفته شد جنسيت خورشيد و زمين مونث ولي جنسيت ماه مذكر است و مجموعه ماه و خورشيد يك زوج مذكر را تشكيل مي‌دهند و همانطور كه در مبحث سياره زمين ما همان طاغوت است گفته شد سياره زمين جسمي جدا شده از خورشيد است كه براي ماه نيز همين وضعيت پيش بيني ميشود و سياره زمين را ميتوان مولود خورشيد در نظر گرفت كه به علت تشعشع مارج ، والي ( ولي و سرپرست ، بوجود آورنده ) طايفه جنيان يا به اصطلاح شياطين است . ولي همانطور كه ميدانيم مريم عليها سلام نيز مونث و فرزندشان عيسي رسول الله مذكر هستند . در واقع عيسي مسيح در خلقت متضاد طاغوت يا ابليس و شياطين آفريده شده است . سياره زمين يا طاغوت به همراه ماه از روشنايي خورشيد به تاريكي فضا منتقل شده‌اند ولي مسيح از تاريكي رحم مادر به روشنايي روز منتقل و به نبوت برگزيده شده‌اند . ايشان در ميان نصارا شخصيت عجيبي دارند ، هميشه موجودي به نام دجال المسيح ( مسيح كاذب و يا دروغگو ) ، 666 و حتي خود شيطان و ابليس در كنار ايشان تصور ميشود كه در واقع اين موجود همان طاغوت يا سياره زمين است . بيشتر كارگردانهاي فيلمهاي ترسناك منجمله جن گير ، طالع نحس و دراكولا سعي كرده‌اند صحنه‌هاي ترسناك فيلم را شبانه به داخل كليسا ببرند ، يعني جايي كه مجسمه مسيح مصلوب شده قرار دارد و بسياري از نصراني ها از خود مسيح نيز ميترسند ، چرا كه شخصيت دوگانه‌اي در او ميابند . اين چنين ذهنيت‌ها در يهوديت و اسلام وجود ندارد و مختص نصرانيت است .

 

 

 

 

خلقت عيسي با تركيب دو اووم ( تخمك ) و تغيير يك كروموزوم جنسي صورت گرفته و همانطور كه در مبحث واكنش هسته‌اي از نوع چهارم ! يعني ادغام نوترونها و پايان هستي ( انقلاب دوم ستارگان نوتروني ) گفته شد ، روز قيامت ، با ادغام و زوج شدن نوترونها  در طارق و انتشار امواج گرانشي شروع ميشود و آنگونه كه در تاريخ اديان آمده ، تولد عيسي با ستاره‌اي مرتبط بوده است و كاهنان پارس از تولد عيسي با خبر و هدايايي به اورشليم يا بيت‌الحم ارسال نموده‌اند . اين پديده سماوي شايد مربوط به همان طارق باشد كه رهبر انقلاب دوم ستارگان نوتروني ميباشد كه خبر اين رويداد مهم را مسيح با خود همراه خواهد داشت . ظهور مسيح قبل از قيامت موعود و انهدام سياره زمين و همچنين كيهان ، اجتناب ناپذير است براي اينكه :

 

و مكر كردند و مكر كرد خداوند و خداوند بهترين مكر كنندگان [است] 54
زماني كه گفت خداوند اي عيسي ، بدرستي من مي‌ميرانم تو را ( قبض روح مي كنم تو را ) و بلند ميكنم ( بالا ميبرم ) تو را به سويم و پاكت ميكنم تو را از كساني كه كفران كردند و قرار دهنده كساني [هستم] كه تبعيت كردند تو را بالاي ( بلند مرتبه تر از ) كساني كه كفران كردند تا روز قيامت ، سپس به سويم بازگشت شماست ، پس حكم ( داوري و قضاوت ) ميكنم مابينتان در آنچه كه  در [مورد] آن اختلاف ميكرديد . آيه 55 سوره آل عمران

 

 

پس به سبب نقض‌شان ( شكستن‌شان ) ميثاق‌شان را و كفرشان به آيات خداوند و قتل‌شان انبياء ( خبر و پيغام‌رسانان ) را بدون حقي ( ناحقي ) و سخن‌شان [كه] قلبهايمان در پوششي ( در غلافه‌اي ) [است] ، بلكه مُهر نهاد خداوند برايش به [علت] كفرشان ، پس ايمان نمی‌آورند مگر اندكي
و به [علت] كفرشان و سخن‌شان بر مريم [آن] بهتاني بزرگي را
و سخن‌شان [كه] ما كشتيم مسيح عيسي پسر مريم رسول خداوند را و نه كشتند او را و نه مصلوب كردند او را و ليكن مشتبه ( شبيه ) شد برايشان و بدرستي كساني كه اختلاف كردند در آن ، حتما در شكي از آن [هستند كه] نيست برايشان به آن از علمي مگر تبعيت گمان و نه كشتند او را يقينا ( به يقين ، حتما )
بلكه بالا برد او را خداوند به سويش و باشد خداوند عزيزي ( قدرتمندي ) حكيمي
و اينكه نيست از اهل كتاب ( دين و تدين قبول نيست از اهل كتاب ) مگر اينكه حتما ميبايست ايمان بياورد به او قبل از مرگش و روز قيامت باشد برايشان شاهدي . آيه 159 سوره نساء

 

در واقع مسيح به اجل طبيعي خود فوت ننموده است ، بلكه پيش از موعد اجل خود قبض روح شده و اجل معلوم و واقعي ايشان روز قيامت يعني روز انهدام سياره زمين يا طاغوت است . اين دو در يك روز استثنايي خواهند مرد ، يعني مسيح مجددا قبض روح شده و سياره زمين به وسيله امواج پر قدرت گرانشي ( صيحة واحدة ) ويران و منهدم خواهد شد ، همانند هندوانه‌اي كه با زمين برخورد كند ، له و لورده خواهد شد البته به همراه كليه ساكنين آن .

 

 

بلكه ايشان در شكي سرگرمند ( بازي گوشي مي‌كنند ) 9
پس منتظر ( مراقب ) باش روزي را [كه] می‌آورد آسمان به دخاني ( دودي ، ماده تاريكي ، ماده سياهي ) آشكاري 10
ميپوشاند انسيان ( مردم ) را ، اين است عذابي دردناكي 11
[مي گويند] سرور ما ، برطرف كن ( باز كن ، بگشاي ) از ما عذاب را ، ماييم ايمان آورندگان 12
كجا برايشان ذكريست و [در حاليكه] آمده است ايشان را رسولي آشكاري 13
سپس رو برگردانند از او و گويند آموخته‌اي ( درس ياد گرفته‌اي ) مجنوني [ديوانه‌اي است] 14
ماييم برطرف  كننده عذاب اندكي ( زماني ) را ، بدرستي شماييد عودت ( بازگشت و تكرار ) كنندگان 15
روزي كه حمله ميكنيم ، هجوم بزرگ را ، ماييم انتقام گيرندگان آيه 16 سوره دخان

 

منظور از رسولي آشكاري در اين سوره همان مسيح عيسي ابن مريم است كه در آينده ظهور ولي مورد تكذيب و نافرماني قرار خواهد گرفت .

 

اي پسران آدم ، اگر ( چنانچه ) بيايند شما را فرستادگاني ( رسولاني ) از خودتان ( از جنس و ميان خودتان ) [كه] تعريف ( بازگو ) كنند براي شما آياتم ( سخنانم ) را ، پس كسي كه ترسيد ( تقوي و پرهيز ) كرد و اصلاح كرد ، پس نيست  ترسي  برايشان و نباشند  افسردگان ( اندوهگينان ) 35
و كساني كه تكذيب كردند به آيات ما و خود بزرگي ورزيدند از ( پذيرش ) آن  ، آنهايند اصحاب ( اهل ) آتش ، ايشانند در آن جاودانان . آيه 36 سوره اعراف

 

در واقع تبعيت و پيروي بي چون و چرا از مسيح عيسي ابن مريم رسول الله در روز قيامت بر تمامي انسانها واجب است ، حتي مسلمانان كه اگر پيروي نكنند همانند يهود خواهند بود كه از مسيح تبعيت نكردند و همچون خود نصارا خواهند بود كه از محمد رسول الله تبعيت نكردند . در حقيقت تبعيت و پيروي از تمامي پيامبران واجب است كه اگر نشود متخلفين جز كفار ( ناسپاسان و بي ايمانها ) محسوب ميشوند و دين آنها هيچ ارزش و اعتباري نخواهد داشت .

 

 

محمدرضا طباطبايي 17/8/87

www.ki2100.com

 

لطفا نظر خود را به تالار زير ارسال فرماييد :


http://persianforum.ki2100.net/viewtopic.php?f=95&t=122