مقدمه :
در اين مبحث سعي خواهيم كرد كه سه مقوله ژنتيك (
وراثت ) ، فيزيك هستهاي و اختر فيزيك را در هم ادغام و به نتايج قابل
توجهي دست يابيم . در ابتدا ممكن است كه اين كار در نظر بعضيها بسيار
مسخره و خندهدار باشد ، ولي ما بايد اين موضوع را مد نظر داشته
باشيم كه با تجزيه جسم يك حيوان ماده و يا نر ، به تركيبات آلي و يا
شيميايي و در نهايت به عناصر جدول تناوبي ميرسيم و صد البته به دنبال آن ذرات اتمي و
........... ، ما بايد به ياد داشته باشيم كه مجموعه همه
اينها تعريف ميشوند و موجوديت دارند درون كاينات ( پيكر ملائكه يا
كهكشانها ) . جنسيت و يا زوجيت در آفرينش خداوند يك اصل بديهي و زنجيره
وار است كه ميبايست رموز آن شناسايي شود ، وگرنه تحقيق و مطالعه در
هستي هيچ ثمره و فايده در خور توجهي براي ما نخواهد داشت .

به نام خداوندِ رحم كنندهِ (
بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
سوگند شب را ، هنگامي كه ميپوشاند (
تاريك ميكند ، پرده ميپوشاند ، پرده میاندازد يا میافكند )
1
و روز را ، هنگامي كه تجلي ميكند (
جلوه ميكند ، برق ميزند ، خودنمايي ميكند
) 2
و آنچه ( هر
آنچه را كه ) آفريد ( خلق كرد ) ، مذكر (
نر ) و مونث (
ماده ) 3
.......... سوره ليل
پاك است كسي
كه خلق كرد زوجها را همگي ( تمامي ) آن
را از آنچه كه ميروياند ( سبز ميكند )
زمين و از نفسهايشان ( خودشان ) و از
آنچه كه نمي دانند ( نمي شناسند ) . 36
يس
و از هر ( تمام )
چيزي خلق كرديم دو زوج را ، باشد براي شما كه متذكر شويد . 49 ذاريات
جنسيت در انسان :
همانطور كه مي دانيم هسته بزرگترين اندامك درون سلولهاست و پوششي دو
لايهاي ، آن را از سيتوپلاسم جدا ميكند . درون هسته چندين رشته بلند و
بسيار نازك وجود دارد كه آنها را كروماتين مينامند . ماده اصلي
كرماتين به اختصار DNA ( دزوكسي ريبونوكلئيك
اسيد ) ناميده ميشود . در ساختار كروماتين علاوه بر
DNA ، پروتئين نيز شركت دارد .
DNA فعاليتهاي سلول را در كنترل
دارد . جسمي به نام هستك كه ريبوزومها در آنجا ساخته ميشوند و مايعي
به نام شيره هسته نيز درون هسته وجود دارد .

هنگامي كه سلولها در حال آماده شدن براي تقسيم
هستند ، هر رشته كروماتين مضاعف ، فشرده و ضخيم ميشود و به جسم مشخصي
به نام كروموزوم تبديل ميگردد .

تعداد كروموزوم هاي موجود در هسته از ويژگي هاي
هر نوع موجود زنده است . مثلا در هر يك از هستههاي سلول هاي سازنده
بدن انسان 46 كروموزوم وجود دارد .
هر كروموزوم از دو كروماتيد ساخته شده است . اين
دو كروماتيد در محلي به نام سانترومر به هم متصل هستند .

تقسيم ميتوز :
وقتي كه سلولي تقسيم ميشود و دو سلول يكسان
بوجود ميآورد ، يكي از مشخصترين وقايع آن تقسيم هسته است . تقسيم
هسته سلول به دو هسته همانند ، ميتوز نام دارد . در تقسيم ميتوز
كروموزوم هاي موجود در هسته كه قبل از تقسيم مضاعف شدهاند ، به دو
گروه كاملا مشابه مجزا ميشوند . پس از تقسيم هسته ، سيتوپلاسم نيز
تقسيم ميشود .

ساختار كروموزوم ها :
همانطور كه ميدانيم كروموزوم ها از كروماتين
حاصل ميشوند و كروماتين از DNA و پروتئين
ساخته شده است .

در ساختار هر ملكول DNA
واحدهايي به نام نوكلئوتيد وجود دارد كه هر كدام از آنها از يك
تركيب فسفر دار ، نوعي قند و يكي از چهار نوع باز آلي كه آنها را با
علامت هاي C , T , A , G شناسايي ميكنند ،
تشكيل ميشود .
DNA ملكول
بسيار طويلي است كه دو رشته دارد . اين دو رشته مانند دو رشته يك زيپ
به هم متصل شدهاند . در هر رشته ، هزارها نوكلئوتيد وجود دارد . ترتيب
قرار گرفتن نوكلئوتيدها در ساختار DNA طوري
است كه هميشه A در مقابل
T و C در مقابل G
قرار ميگيرد . در ضمن ، دو رشته DNA فنر
مانند ، حول محوري فرضي تابيدهاند .

نسبت هاي طلايي در ساختار مارپيچي
DNA شناسايي شدهاند (
مبحث مربوطه : تركيب تناسب طلايی يا
توالی فيبوناچي در ستاره داوود توسعه يافته ) و به هر حال در ميان همه مولكولهاي زيستي موجود در زمين ،
DNA تنها مولكولي است كه ميتواند شبيه خودش
را بسازد يعني همانند سازي كند .

نمودار فوق يك دوره زندگي به همراه تقسيم سلول را نشان
ميدهد . مدت زمان بين دو دور تقسيم را مرحله انترفاز
مينامند . هر تقسيم ميتوز داراي چهار مرحله اصلي 1- پروفاز 2- متافاز
3- آنافاز 4- تلوفاز است .
مدت زماني را كه سلول در يك تقسيم ميتوز
ميگذراند ، يك دوره M مينامند . طول زماني
كه در هر يك از مراحل تقسيم ميتوز سپري ميشود كاملا متفاوت است .
معمولا زمان مرحله پروفاز بسيار طولانيتر از زمان مراحل ديگر ميتوز است
. متافاز كوتاهترين مرحله است . همانند سازي DNA
پيش از تقسيم ميتوز و در مرحلهاي كه آن را مرحله
S ( سنتز ) مي نامند ، صورت ميگيرد . در
سلولهاي هسته دار سنتز DNA در چند نقطه يك
كروموزوم آغاز ميشود و بدين ترتيب ، زمان لازم براي ساخته شدن
كروماتيدهاي خواهر كاهش مييابد . مدت زماني كه در فاصله
S و M ميگذرد ، مرحله
G2 ( پس از سنتز DNA
) ناميده ميشود . يك مرحله طولاني موسوم به G1
( پيش از سنتز DNA ) پس از ميتوز و
پيش از همانند سازي كروموزومها ، قرار ميگيرد . انترفاز شامل
G2 , S , G1 ميشود . اين چهار مرحله (
G2 , S , G1 , M ) دور زندگي يك سلول پيكري
را تشكيل مي دهند . طول مدت اين مراحل در سلولهاي مختلف بسيار متفاوت
است . سلولهاي طبيعي پستانداران در كشت بافت داراي دماي 37 درجه سلسيوس
، معمولا به 18 تا 24 ساعت براي گذراندن يك دور زندگي نياز دارند .
بسيار واضح و روشن است كه اين تقسيمات تابعي از
زمان هستند و تنظيمات زماني آنها مربوط ميشود به ساعت و تقويم بيولوژيك
يا همان چرخش زمين به دور محور خود ( پوشانده شدن شب و تجلي روز ) و همچنين
چرخش زمين به دور خورشيد ( ماه و سال شمسي ) و چرخش ماه به دور زمين (
ماه و سال قمري ) .
تحقيقات بر روي آبزيان دريايي نشان داده است كه
فرايند توليد مثل آنها تابعي از جزر و مد ، و علت آن جاذبه و تاثيرات ماه
بر روي سياره زمين است . اين يك واقعيت انكار ناپذير است كه كليه فعاليتهاي
بيولوژيكي منجمله تقسيمات سلولي و توليد مثل و ........ همگي در
كنترل كاينات هوشمند يا همان ملائكه و كهكشانها است كه سيستم منظومه
شمسي ما زير مجموعهاي از آنها ميباشد . حيات
براي ما بدون وجود و حضور آنها معني و مفهوم ( امكان ) ندارد . و اين ممكن نخواهد بود مگر
اينكه آنها نيز از ساختار زوجين و جنسيت برخوردار باشند و بتوانند اين
ساختارها را كنترل كنند . در واقع خداوند در مقام فرمان و ملائكه در
مقام كنترل و اجرا هستند ، فرمان زوجيت توسط خداوند در اختيار ملائكه
گذارده شده است . اما نكته بسيار مهم اينكه خلقت خداوند
خلقت زوجين يعني مذكر و مونث است . به طور مثال بار الكتريكي مثبت و
منفي ، قطب N و S مغناطيسي
، گرانش و ضد گرانش ، ماده و پاد ماده ، يون كاتيون و آنيون ، اسيد و
باز و كروموزوم
X و Y
و ............ همگي دليل و مدركي براي اين مدعاست . اما جنسيت
اينها چگونه است ؟ اول از همه بايد توجه داشته باشيم كه درست است كه
اندام هاي جنسي در حيوانات نشانه و مشخص كننده جنسيت آنهاست ، ولي اين
تعريف كلي براي جنسيت نيست ، براي اينكه حيوانات در مراحل انتهايي خلقت
خداوند آفريده شدهاند و قبل از آنها موجودات بسيار زيادي بودهاند كه
ميبايست تعيين جنسيت شوند . در واقع خلقت اصلي خداوند ، آفرينش ملائكه (
كاينات هوشمند ) است و خلقت حيوان و گياه در مراحل بعدي مطرح ميشوند .

جنسيت در منظومه شمسي :
1- خورشيد ( الشمس )
به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
-
سوگند خورشيد و روشناييش
را ( درخشندگيش ، تشعشع و پرتوش ، آشكاري و واضحي و وضوحش
را )
-
و ماه را ، زماني كه دنبال (
تعقيب
، دنباله روي ، پيروي ) كردش [خورشيد را]
( يعني زماني كه ماه از پيي
غروب خورشيد پديدار شد )
-
و روز را ، هنگامي كه جلا (
تجلي ،
صيقل ، درخشش ) كردش [خورشيد را]
( يعني هنگامي كه در روز خورشيد
پديدار گشت )
-
و شب را ، وقتي كه مي پوشاندش (
تاريكش ميكند ، مانع ديدش مي شود ) [خورشيد را]
( يعني زماني كه در شب خورشيد ناپديد
شود )
-
و آسمان را ، و آنچه را كه بنا كردش (
ساخت براي آسمان )
-
و زمين را ، و آنچه را كه گستردش (
پهن كرد براي زمين )
............... سوره شمس
همانطور كه مشخص است در مورد خورشيد خداوند از
ضمير مونث ( - ها - ) استفاده نموده است كه بيانگر اين موضوع بديهي
ميباشد كه جنسيت خورشيد مونث است .

از گذشتههاي بسيار دور از اسامي شمس ، شمسي و
خورشيد براي نامگذاري دخترها استفاده ميشده است و در هنرهاي زيبا از
چهرههاي مونث به عنوان نمادي براي نشان دادن خورشيد استفاده ميشود .
مونث بودن خورشيد تنها مربوط به اسلام يا ايران
باستان نيست ، بلكه در فرهنگ ساير ملل خورشيد مونث طلقي ميشود .
2- زمين ( الارض )
در آيه 6 از سوره شمس [ و زمين را ، و آنچه را كه گستردش (
پهن كرد براي زمين ) ] ، خداوند در مورد
زمين از ضمير مونث ( - ها - ) استفاده نموده است كه بيانگر اين موضوع
بديهي ميباشد كه جنسيت زمين مونث است . همچنين خداوند در آيات 14 سوره
مزمل ، 21 سوره فجر ، 4 سوره ق از افعال مونث و در آيات 10
، 25 و 74 سوره اعراف ، 7 سوره ق از ضمير مونث در مورد سياره زمين استفاده
نموده است .

3- ماه ( القمر )
به نام خداوندِ رحم كنندهِ (
بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
-
نزديك ( مجاور ) شد ساعت (
وقت و
زمان قيامت ) و شقه (
شكافته ، تكه ،
پاره و جدا شده ) شد ماه
-
و اگر به بينند نشانهاي (
معجزهاي
) را ، اعراض ميكنند و ميگويند [كه] جادوي مستمري (
پيوستهاي ) [است]
........... سوره قمر
در سوره فوق خداوند در مورد ماه از فعل مذكر
استفاده نموده است ، همچنين در آيه 2 از سوره شمس .

عليرغم تاثيرات ثابت شده ماه در توليد مثل
آبزيان دريايي به واسطه بوجود آمدن جزر و مد ، تاثيرات قابل ملاحظه ماه
در رفتار حيوانات ديگر كاملا مشهود است كه ثابت ميكند ماه نسبت به
پديده حيات در روي سياره زمين بيتاثير و خنثي نيست ، تا جايي كه در صورت
فقدان ماه در مدار چرخش خود به دور زمين ، حيات در روي سياره زمين با مشكلات جدي
روبرو ميشد .
جنسيت در ذرات اتمي :
1- الكترون و
پروتون
ابتدا ماه را در نظر ميگيريم كه در حال چرخش
بدور سياره زمين است . چون ماه مذكر و سياره زمين مونث است در نتيجه
الكترون با بار منفي مذكر و پروتون با بار مثبت مونث خواهد بود . اگر
زمين را X و
ماه را Y در نظر بگيريم هر دو يك
زوج
XY را تشكيل ميدهند كه جنسيت مجموعه دوتايي
آنها
مذكر بوده و چون هر دو به دور خورشيد ميچرخند ، مسلما خورشيد مونث خواهد
بود كه در واقع اينچنين نيز ميباشد .
2- نوترون
اگر روال
قبلي را ادامه دهيم ، الكترون Y و پروتون
X بوده و مجموعه دوتايي آنها يك
زوج
XY را تشكيل خواهد داد و چون نوترون از
تركيب و زوج شدن يك الكترون و يك پروتون بدست ميآيد ، در نتيجه نوترون
مذكر خواهد بود .


شكل فوق مربوط به يك رسم هندسي ايجاد شده در گندمزار است (
مبحث
اشكال
مرموز كشتزارهاي گندم و هندسه دوجيني ) كه يك اتم هيدروژن را نشان ميدهد . يك پروتون متشكل از سه كوارك و يك
الكترون متشكل از پوزيترون و نوترينو ، نوترينو گرايش به طرف
هسته مثبت دارد . پروتون و خورشيد هر دو
مونث ، پوزيترون و سياره زمين هر دو مونث ، ولي نوترينو و ماه هر دو
مذكر هستند .
همانطور كه ميدانيم H+
عامل خاصيت اسيدي و OH- عامل خاصيت
بازي در تركيبات شيميايي است . پس اسيدها مونث و بازها مذكرند .
اينك با توجه به مطالب فوق ميتوان به مفهوم كلي
آيات زير پي برد .
و تسخير ( رام ) كرد براي شما آنچه
را كه در آسمانها و آنچه كه در زمين [است] جملگي از آن
، بدرستي در آن حتما
آياتي ( نشانههاي ) [است] براي قومي [كه]
تفكر ( انديشه ) ميكنند . 13 جاثيه
و رام كرد برايتان خورشيد و ماه را
، دو دنبال كننده ( از پي هم آينده ) و
رام كرد برايتان شب و روز را . 33 ابراهيم
و تسخير ( رام
) كرد برايتان شب و
روز و خورشيد و ماه و ستارگان را ، تسخير (
رام ) شدگانند به فرمانش ، بدرستي در
آن حتما نشانههايي [است] براي قومي [كه]
عقل ( انديشه ) ميكنند . 12 نحل
در حقيقت موجوديت انسان بدون موجوديت ملائكه (
كاينات هوشمند ) معني و مفهومي نخواهد داشت بلكه موجوديت و حيات انسان
وابسته به آنهاست . سياره زمين وطن اصلي و منشاء پيدايش طايفه جنيان
است . آنها براي زاد و ولد ( توليد مثل ) به ساختار زوجين منظومه شمسي
نياز دارند و شديدا وابستهاند ، براي اينكه خارج از اين محيط به مرور
زمان دچار اختلالات جنسي و ژنتيكي ميشوند . نسل اول و اصلاح شده آنها
ساكن سيار زمين است . آنها در حال رفت و آمد به آشيانه خود هستند .
آنها چون در آسمان يا فضا رديابي شدهاند ، موجودات فضايي و يا
فرازميني ناميده ميشوند ، در حالي كه تاريخ پيدايش و تكامل آنها خيلي
كهنتر از انسان بر روي سياره زمين است . در حقيقت ما در حال زندگي در
سرزمين اشغالي آنها هستيم . ما بايد قبول كنيم كه در خارج از سياره
زمين با گذشت زمان طولاني ، ميتوز يا همانند سازي DNA دچار مشكل و
اختلال ميشود . پس طايفه جنيان مجبورند همواره يك نسل اصيل از نژاد خود
را ساكن سياره زمين نگه دارند تا با انقراض مواجه نشوند . ابليس جن ؛
آدم و زوجش در بهشت خلق شدهاند ولي در آن زاد و ولد نكرده و تكثير
نشدهاند بلكه در هنگام اخراج و يا سقوط از بهشت اين سه مخلوق در دو
پيكر به سياره زمين منتقل شدهاند و با هم مشتركا زاد و ولد ميكنند .
انس و جني هم كه در آخرت وارد بهشت ميشوند زاد و ولد و تكثيري نخواهند
داشت ، براي اينكه تنها سياره زمين ، ماه و خورشيد است كه ساختار زوجين
مناسبي براي تكثير دارد . به بيان ساده بعد از ترك سياره زمين ، بعد از
سپري شدن مدتي طولاني ، فرايند ميوز مختل شده و حيوانات رفته رفته عقيم ميشوند و ديگر قدرت و
توان زايشي نخواهند داشت . تاثيرات ماه بر تخم ريزي و زاد و ولد آبزيان
دريايي مشاهده و ثابت شده است . تمامي پستانداران پريودي دارند كه از
چرخش ماه به دور زمين يا زمين به دور خودش و خورشيد تبعيت ميكند
.
محمدرضا طباطبايي 8/4/87
http://www.ki2100.com
لطفا نظر خود را
به تالار زير ارسال فرماييد :
http://persianforum.ki2100.net/viewtopic.php?f=78&t=88