Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

04-02-2024

.   

۶۶۶ یا توالی عدد ۶،۶،۶

 

در انجیل یوحنا به عدد ۶۶۶ اشاره شده و این عدد نمادی از شیطان معرفی شده است که در این مبحث سعی می‌کنیم معنی و مفهوم این توالی از عدد شش را درک کنیم.

همان‌طور که قبلاً گفته شد به استناد آیات کتاب قرآن، خلقت نوع بشر یا انسان هفت یا هشت نوع حتی بیشتر است.

۱ - خلقت تکاملی انسان‌های بدوی از ادغام دو سلول انس و جن در آب دریا. (منشأ پيدايش میکروارگانیسم‌ها)

۲ - خلقت از طریق انتقال اسپرم و جفت‌گیری.

۳ – خلقت آدم از گل.

۴ - خلقت زوجه مؤنث آدم از پیکر خود آدم مذکر.

۵ - ترکیب سه کالبد آدم، زوجش و ابلیس در دو کالبد و انتقال از بهشت به سیاره زمین یا همان طاغوت (هبوط).

۶ - خلقت مبارک و فرخنده عیسی رسول‌الله از مریم باکره برترین زن عالم.

۷ - زنده کردن مردگان چه قبل از قیامت چه در روز قیامت.

8- خلقت اسکندر مقدونی یا ذی القرنین از دو اووم یا تخمک مذکر و مؤنث بارور شده و تبادل کروموزومی مابین آن دو برعکس حالت 4

9- ترکیب متابولیسم یک انسان (یونس) با ماهی و خلق انسان - ماهی و تبدیل کامل بنی‌اسرائیل به میمون و خوک نوع دیگری از خلقت خداست. تقریباً تمام کسانی که از گوشت خوک تغذیه کرده و می‌کنند، طرف‌دار و هواخواه یهود و بنی‌اسرائیل هستند؛ چون نژاد و ژنوم اسرائیلی سهم عمده‌ای از بازار محصولات پروتئینی جهان را به خود اختصاص داده است.

 

پس نتیجه می‌گیریم که خلقت مسیح رسول‌الله از ترکیب دو تخمک (اووم) و ... ششمین نوع خلقت نوع بشر است که این اولین عدد شش مربوط به ایشان است. (مسيح عيسي ابن مريم رسول‌الله مي‌آيد)

مسیح عیسی ابن مریم ششمین پیامبر اولوالعزم خداوند بعد از جد بزرگوارشان ابراهیم حبیب‌الله است. این دومین عدد شش مربوط به ایشان است. (هفت طيف مرئی و هفت پيامبر خداوند)

عیسی ابن مریم ششمین طیف مرئی، یعنی رنگ نیلی از نور سپید هدایت خداوندی هستند. این سومین عدد شش مربوط به ایشان است. (هفت طيف مرئي و هفت پيامبر خداوند)

کتاب انجیل وحی شده به ایشان، ششمین دستورالعمل و کتاب جامع آسمانی است. این چهارمین عدد شش مربوط به ایشان است.

مسلماً اعداد ۶ دیگری هم وجود دارند که به آن والاحضرت اشاره می‌کنند که در صورت کشف به اطلاع دوستان و خوانندگان محترم وب‌سایت ارائه خواهد شد. نتیجه‌گیری کلی اینکه ممکن است به‌توالی عدد شش، هم در کتاب انجیل و هم در کتب قبلی اشاراتی شده باشد. یا اینکه خود رسول‌الله مطالبی به پیروان و حواریون خود فرموده‌اند. ولی راهبان مکار و حیله‌گر این اعداد را به شیطان یا طاغوت و اهریمنی خیالی و ساختگی متوجه کرده‌اند که از ارزش و مقام و منزلت آن حضرت بکاهند و در آینده ظهور ایشان، مشکلات یا توهمات و شک‌هایی به وجود آورند که همان‌طور که مشخص شد، عددی به مقدار ۶۶۶ معنی و مفهوم خاصی ندارد، جز شیطنت تحریف‌کنندگان کتب آسمانی. بلکه آنچه که به ایشان مربوط می‌شود، توالی عدد شش است که همگی در نهایت به خود مسیح عیسی ابن مریم رسول‌الله مربوط و اشاره می‌شود.

معجزات شش‌گانه مسیح:


۱- تولد از مریم باکره برترین زن عالم یا مائده آسمانی
۲- سخن‌گفتن در نوزادی
۳- جان‌دادن به مجسمه گلی
۴- شفادادن بیماران لاعلاج
۵- زنده کردن مردگان
۶- خبردادن از اسرار مردم


همگی به اذن، اجازه و دستور خدا و عملی و محقق شده (اجرا) توسط روح‌القدس.

 

در مکاشفه یوحنا باب ۱۳ نوشته شده:

۱-     و او بر ریگ دریا ایستاده بود.

۲-     و آن وحش را که دیدم، مانند پلنگ بود و پاهایش مثل پای خرس و دهانش مثل دهان شیر و اژدها قوت خویش و تخت خود و قوت عظیمی به وی داد.

۳-     و یکی از سرهایش را دیدم که تا به موت کشته شد و از آن زخم مهلک شفا یافت و تمامی جهان در ‌پی این وحش در حیرت افتادند.

۴-     و آن اژدها را که قدرت به وحش داده بود، پرستش کردند و وحش را سجده کرده، گفتند که کیست مثل وحش و کیست که با وی می‌تواند جنگ کند؟

۵-     و به وی دهانی داده شد که به کبر و کفر تکلم می‌کند؛ و قدرتی به او عطا شد که مدت چهل و دو ماه عمل کند.

۶-     پس دهان خود را به کفرهایی بر خدا گشود تا بر اسم او و خیمه او و سکنه آسمان کفر گوید.

۷-     و به وی داده شد که با مقدسین جنگ کند و بر ایشان غلبه یابد؛ و تسلط بر هر قبیله و قوم و زبان و امت، بدو عطا شد.

۸-     و جمیع ساکنان جهان، جز آنانی که نام‌های ایشان در دفتر حیات بره‌ای که از بنای عالم ذبح شده بود مکتوب است، او را خواهند پرستید.

۹-     اگر کسی گوش دارد بشنود.

۱۰-  اگر کسی اسیر نماید به اسیری رود، و اگر کسی به شمشیر قتل کند، می‌بایست او به شمشیر کشته گردد. در اینجاست صبر و ایمان مقدسین.

۱۱-  و دیدم وحش دیگری را که از زمین بالا می‌آید و دو شاخ مثل شاخ‌های بره داشت و مانند اژدها تکلم می‌نمود؛

۱۲-  و با تمام قدرت وحش نخست، در حضور وی عمل می‌کند و زمین و سکنه آن را بر این وامی‌دارد که وحش نخست را که از زخم مهلک شفا یافت، بپرستند.

۱۳-  و معجزات عظیمه به عمل می‌آورد تا آتش را نیز از آسمان در حضور مردم به زمین فرود آورد.

۱۴-  و ساکنان زمین را گمراه می‌کند، به آن معجزاتی که به وی داده شد که آنها را در حضور وحش بنماید و به ساکنان زمین می‌گوید که صورتی را از آن وحش که بعد از خوردن زخم شمشیر زیست نمود، بسازند.

۱۵-  و به وی داده شد که آن صورت وحش را روح بخشد تا که صورت وحش سخن گوید و چنان کند که هر ‌که صورت وحش را پرستش نکند، کشته گردد.

۱۶-  و همه را از کبیر و صغیر و دولتمند و فقیر و غلام و آزاد بر این وامی‌دارد که بر دست راست یا بر پیشانی خود نشانی گذارند.

۱۷-  و اینکه هیچ‌کس خریدوفروش نتواند کرد، جز کسی ‌که نشان یعنی اسم یا عدد اسم وحش را داشته باشد. در اینجا حکمت است. پس هر ‌که فهم دارد، عدد وحش را بشمارد، زیرا که عدد انسان است و عددش ششصد و شصت و شش است.

۱۸-  در اینجا حکمت است. پس هر ‌که فهم دارد، عدد وحش را بشمارد، زیرا که عدد انسان است و عددش ششصد و شصت و شش است.

همان‌طور که در مبحث نشانه‌های قیامت گفته شد، یکی از نشانه‌های واضح و روشن روز قیامت، دابةالارض است. بسیاری از مطالب کتاب قرآن در کتب تورات و انجیل نیز قید شده است، من‌جمله دابةالارض که در سطرهای ۱ الی ۱۶ مطالبی گمراه‌کننده و غلط در مورد این موجود عجیب‌الخلقه قید شده است. در واقع نویسنده این مطالب به‌گونه‌ای سعی و تلاش نموده، تا در روند حوادث و اتفاقات آینده، اختلال ایجاد کرده و به‌نوعی شیطنت نماید و اینکه این مطالب واقعاً به خود یوحنا مربوط است یا خیر، در هاله‌ای از ابهام است و ممکن است، اصلاً سخنان و مطالب گفته شده توسط یوحنا نیز نباشد. ولی آنچه مسلم است اینکه، توالی عدد شش مربوط به یک انسان است و آن انسان خود مسیح عیسی ابن مریم از نوادگان عمران و ابراهیم است و این موضوع بسیار مهم که نزول و ظهور آن حضرت در آینده نه‌چندان دور، حتمی و بدون شک و تردید است و علم کتاب قرآن ثابت می‌کند هرآنچه که در کتاب قرآن وعده‌داده‌شده است، موبه‌مو محقق و عملی خواهد شد و از آن هیچ گریزی در کار نیست.

همان‌طور که در مبحث ستاره داوود، اختصار نماي ايزومتريك يك مكعب است گفته شد، ستاره شش پر برای اولین‌بار در نشان و بیرق حکومتی داوود رسول‌الله بکار گرفته شد. ازاین‌رو به نام ستاره داوود معروف شد. ولی سایر پیامبران خداوند من‌جمله عیسی رسول‌الله نیز برای خود نمادی داشتند که بارزترین آن صلیبی از جنس چوب، ساخته شده به دست خود آن عالی‌مقام بود که اینک با صلیب به دار آویخته شده بدل ایشان به‌اشتباه گرفته می‌شود. در حقیقت صلیب نمادی از یک مکعب سه‌بعدی گشوده شده بر سطح دوبعدی است که اشاره به کعبه دارد و اشکال هندسی ستاره داوود و صلیب و ... همگی ترسیمات مربوط به خانه خدا یا همان کعبه هستند. یعنی نشان خداوند اگر در سطح سه‌بعدی باشد، نشان و نماد انبیا در ابعاد پایین‌تر خواهد بود. البته با وجود ارتباطی تنگاتنگ. جهت درک بهتر موضوع ویدئوی زیر را مشاهده نمایید.

 

انیمیشن صلیب

 

موضوع بسیار جالب که می‌توان از یک استنباط یا استدلال عقلانی و شبیه‌سازی حوادث گذشته به آن رسید اینکه، ابراهیم و فرزندان و نوادگانش همچون اسماعیل و اسحاق، ساکن شهر مکه بوده‌اند و هیچ مشکلی دررابطه‌با گم‌کردن مسیر و جهت قبله یا همان کعبه نداشته‌اند. ولی چون یعقوب و فرزندان و نوادگانش همچون یوسف به مصر مهاجرت کرده و دور شده‌اند، مسلماً مشکل گم‌کردن مسیر و جهت قبله، گریبان‌گیر آنها می‌شده است که دررابطه‌با حل‌وفصل این مشکل، بنی‌اسرائیل فرمان یافته بوده‌اند که در صورت بروز این مشکل به‌طرف ستاره ۶ پر یا مکعب‌های ۶ وجه ساخته شده از چوب که بر پیشانی خود بسته بودند، نماز و پرستش به‌جای آورند. مخصوصاً در آن مدت‌زمان چهل‌ساله آوارگی و سرگردانی در بیابان که راه به هیچ جا ختم نمی‌شد، چه برسد به شناخت مسیر کعبه یا قبله که بعدها این مکعب‌های چوبی به مهر نماز تغییر شکل یافته و از جنس سفال شد. یعنی مهر نماز برای زمانی کاربرد دارد که مسیر قبله نامعلوم بوده باشد.

و وحی كرديم به سوی موسی و برادرش كه اقامت ( ماوا ) دهيد برای قوم شما دو تن به مصر ( شهر آباد ) خانه هايی را و قرار دهيد خانه هايتان را قبله ای و به پا داريد نماز را و بشارت ده مومنان را 87 یونس

 

 

مسلماً مسیح و پیروانش نیز دچار این مشکل فراق کعبه و گم‌کردن قبله بوده‌اند و آنها نیز فرمان یافته بودند به‌طرف صلیبی ساخته شده از چوب سجده و رکوع نمایند که همانند یک جعبه بسته قابل‌حمل و نقل و افراشته شدن بود که دشمنان و بدخواهان آن حضرت، ایشان را به‌خاطر این تغییر سنت و روال یهود، کافر و مرتد خطاب کرده و سعی کردند بر همان صلیب به دار آویخته شود تا درس عبرتی شود برای سایرین تا نتوانند در رفتار و سنت یهود تغییر و خللی ایجاد کنند که خوشبختانه نه‌تنها موفق نشدند بلکه شخص دیگری به‌جای آن حضرت مصلوب شد؛ لذا اشکال سه‌بعدی مکعب و دوبعدی ستاره داوود و صلیب امروزه به‌عنوان نمادهای مقدس و قابل‌ستایش و پرستش شناخته می‌شوند و اشاره به ۶ پر و ۶ وجه مکعب و ۶ وجه صلیب دارد یعنی سه ۶ یا ۶۶۶ که غایت و هدف نهایی این اشکال، ستایش و پرستش ذات خود خداوند است نه مخلوقات خلق شده توسط پروردگار متعال و به‌قول‌معروف جایی که آب هست تیمم باطل است. یعنی در جایی که آب یافت نمی‌شود، تیمم جایگزین وضو می‌شود و در جایی که قبله مشخص و معلوم نباشد، این اشکال هندسی جایگزین قبله می‌شوند. درگذشته این مشکل به‌قدری حاد بود که بیت‌المقدس جایگزین مکه، و معبد سلیمان، دیوار ندبه یا مسجدالاقصی جایگزین کعبه شد و هرچند که کعبه توسط اعراب اشغال و به بت خانه تبدیل شده و اعتبار خود را در میان بنی‌اسرائیل ازدست‌داده بود.

 

 

به‌هرحال شاید این مطالب درگذشته جزو احکام لازم‌الرعایه و لازم‌الاجرای دینی و شرعی بوده است، ولی بعدها منسوخ شده و از بین رفته‌اند. چون اگر واجب بود حتماً در کتاب قرآن ذکر می‌شده. ولی شاید در تورات موسی و انجیل عیسی (کتب عهد عتیق و جدید اصلی) مکتوب بوده است که بعدها دستخوش تغییر و تحریف شده است. ازاین‌رو بعضی از تحریف‌کنندگان کتب آسمانی چنین استنباط کرده‌اند اینک که خداوند در احکام دینی خود، اشکال و ابعاد و اجسام تعریف شده‌ای را ارائه نموده است، مسلماً ابلیس و یا شیاطین نیز برای خود هندسه ترسیمی دارند که در مکاشفه یوحنا به آن اشاراتی شده که بسیار دور از ذهن و عقل نیز می‌رسند و روی داد آن وقایع در تعارض با پیش‌بینی و پیش‌نویسی خداوند مکتوب در قرآن کریم است و وقوع و حادث شدن آنها در آینده، کاملاً غیرممکن و محال است و در کل افسانه‌ای بیش نیستند.  

باتوجه‌به آیات کتاب قرآن می‌توان استنباط کرد که دشمنان و بدخواهان مریم و عیسی از گروه کفار و مشرکین و منافقان بوده و جزو امت‌های ملعون و نفرین شده هستند که نه‌تنها در دنیا بلکه در آخرت هم روی خوش و آسایشی نخواهند داشت و همواره اسیر مشکلات حاد و جدی و بدبختی‌های لاینحل خود خواهند بود  که قوم بنی‌اسرائیل نمونه بارزی از آن است که همواره درگیر بلایای آسمانی همچون هولوکاست و شقاوت هستند و یک دلیل کوچک آن را می‌توان از مشاهده تصاویر زیر دریافت که باعث تعجیل در واقعه آرماگدون خواهد شد و نزدیک به ۹۰ درصد از یهودیان عالم نابود و کشته خواهند شد.

 

 

و متأسفانه گروه‌های مشابهی از آنها در بعضی از به‌ظاهر مسلمانان سنی و شیعه (منافقین) ، حتی بودایی‌ها و هندوها و ... نیز دیده می‌شود که نه‌تنها گفتار و پندار محترمانه‌ای با ایشان ندارند، بلکه همانند یهود خریدار گمراهی و ضلالت شده و با ایشان دشمنی و خصومت قلبی و پنهانی نیز دارند و از ابراز آن نیز هیچ شرم و حیایی ندارند.

 

رابطه پارسیان با مسیح روح‌الله:

 

به نام خداوندِ رحم کنندهِ (بخشنده، گذشت کننده)  مهربان (با شفقت، باعاطفه)

سوگند ستاره را، زمانی که  فرود آمد (پایین آمد، تمایل کرد، مایل شد، رفت، افتاد، افکنده شد)

گمراه نشد  صاحب (دوست، همنشین، یار و رفیق) شما و فریب نخورد (حقه نخورد، رنگ نشد)

و سخن نمی‌گوید از روی هواوهوس

که آن [نیست] مگر  وحی [که] وحی می‌شود

یاد داد  او را، شدیدالقوی (روح‌القدس یا جبرئیل، بسیار و شدید در نیرو و توان و قدرت)

 

کاهنان (مغان) باستان به تجربه آموخته بودند که اگر یک یا چند جسم نورانی شبیه ستاره در آسمان شب با سرعت کم و به‌صورت پدیده‌ای بسیار نادر و شگفت‌انگیز، بافاصله زمانی بسیار طولانی و بسیار جلب‌توجه‌کننده، در منطقه‌ای فرود آیند، یا در حال چرخش و گذر و عبور مرور باشند، نشانه رفت آمد و پیداشدن موجودی است با نام فرائیشته (فرشته وحی) یا موجودی فرا انسانی یا فرازمینی که با نبوت و دین و وحی آسمانی در ارتباط است و به دنبال آن مسلماً تغییرات و حوادث بزرگی روی خواهد داد و همواره سعی داشته‌اند که در آن نقش‌آفرینی یا ماجراجویی کنند و در آن نیز سهم و نفع یا سودی داشته باشند و نمی‌توانستند نسبت به آن بی‌تفاوت باشند. هرچند که اکثر آنها درباری و در خدمت حاکمان و سلاطین وقت بوده‌اند. اولین اقدام آنها آگاهی‌سازی جمعی بود تا در آینده به اسم‌ورسم و شهرت آنها تأثیرگذار باشد و موقعیت اجتماعی آنها را بالا ببرد. یعنی محبوب حاکم و مردم باشند و چه‌بسا آنها را از شر اتفاقات آینده نجات دهند و با مطالعه کتب آسمانی و اخبار و احادیث قبلی و گذشتگان خود و دیگران، خیلی زود متوجه ظهور پیامبری جدید از طرف خداوند می‌شدند و اطلاعات بسیار زیادی نیز در مورد آن داشته‌اند. من‌جمله نام و نام خاندان او و اینکه با کدام قوم و طایفه و یا سرزمینی در ارتباط خواهد بود. به طور مثال کاهنان مصر از تولد موسی رسول‌الله باخبر شده و فرعون مصر، فرمان قتل‌عام تمام تازه‌متولدشدگان پسر را صادر کرده بود. چرا که در کتب منسوب به یوسف رسول‌الله به‌صراحت قید شده بود که پیامبری در میان بنی‌اسرائیل مبعوث خواهد شد که به سلطنت خاندانی از فرعونیان پایان و خاتمه خواهد داد. درست ۹ ماه قبل از تولد عیسی نبی این موضوع به کاهنان مجوس یا پارسیان قدیم آشکار شده و بعد از چند ماه تحقیق و مطالعه، مسیح را با لقب پادشاه یهود یا منجی بنی‌اسرائیل و... متولد یا ساکن شده در سرزمین فلسطین یا بیت‌لحم شناسایی و طی برنامه‌ریزی بسیار دقیقی، تدارک سفر به سرزمین‌های غربی را اندیشیده‌اند و با هدایای گران‌قیمت و نفیس خود، درست چند روز بعد از تولدشان، در کنار و پیشگاه ایشان حاضر بوده‌اند.

 

 

آیا روح‌الله پادشاه و منجی یهود یا بنی‌اسرائیل است:

و حتماً داده‌ایم موسی را کتاب و دنباله‌رو کردیم بعد او به رسولان و دادیم عیسی پسر مریم را بینات (دلایل آشکار) و تأیید (حمایت، پشتیبانی) کردیم او را به روح‌القدس (جبرئیل) ، آیا پس هر زمان [که] آید شما را رسول به آنچه که خوش نداشت نفس‌هایتان  خود بزرگی کردید، پس فرقه‌ای را تکذیب کردید و فرقه‌ای را مقتول می‌کنید

و گفتند قلب‌هایمان غلاف (در پوشش و پرده‌ای) [است] بلکه لعنت کرد ایشان را خداوند به کفرشان، پس [به‌جز] اندکی ایمان نمی‌آورند پس اندک [هستند] آنچه که (آنان که) ایمان می‌آورند

و زمانی که آمد ایشان را کتابی (انجیل) از نزد خداوند، تصدیق‌کننده‌ای برای آنچه که همراه ایشان [است] (تورات) و [درحالی‌که] از قبل گشایش (پیروزی) می‌خواستند برای کسانی که کفران کرده بودند (رومی‌ها)، پس زمانی که آمد ایشان را آنچه را که شناختند، کفران (بی‌اعتقادی) کردند به آن، پس لعنت (نفرین) خداوند برای کافران (ناسپاسان) [باشد]  ۸۹ بقره

در اینکه موسی رسول‌الله به اذن خداوند منجی بنی‌اسرائیل دربند فراعنه بوده و اینکه داوود و سلیمان امیر (فرمانده) و حاکم (داور) یهود بوده‌اند، شکی وجود ندارد. ولی بنی‌اسرائیل با تحریف صحف عهد عتیق مبنی بر اینکه در میان قوم اسرائیل پسری از دختری باکره متولد شده و روح‌الله و نبی‌الله است، دچار اختلاف محاسباتی شده و چنین تصور کردند که وجهه و سیما و صفتی همانند موسی و داوود و سلیمان رسول‌الله برای آنها به ارمغان خواهد داشت. ولی چنین نبود! روح‌الله ۱۸۰ درجه با باورهای آنها در تضاد بود. او متولد و مبعوث شده بود تا به آیین و سنت منحرف شده یهودیت و احکام کتاب تورات تحریف شده و ... پایان دهد و در صورت مخالفت قوم اسرائیل با آنها وارد جنگ و مبارزه شود. اما محاسبات و پیش‌بینی پارسیان به‌گونه‌ای دیگر بود:

 

سه مغ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سه مغ، سه مجوس، سه مجوس شرقی، سه شاه، سه پادشاه مقدس و سه فرزانه (یونانی: μάγοι) شخصیت‌های مذهبی به نام‌های کاسپار، ملکیور و بالتازار بودند که بر اساس انجیل متی برای ارج‌نهادن به عیسی به دیدارش شتافتند؛ و برای زادروزش زر، مُر و کندر به ارمغان بردند. متی تنها انجیلی که نام سه مغ در آن ذکر شده، آنها را از شرق معرفی می‌کند که برای پرستش مسیح، پادشاه یهودیان آمده بودند. با اینکه تعداد سه مغ در انجیل مشخص نیست، ولی بر اساس سه هدیه تصور می‌شود که سه نفر بوده‌اند.

 

در عهد جدید (اناجیل)

بر اساس انجیل متی در عهد جدید، پس از زاده شدن عیسی، سه مرد فرزانه از شرق به دیدار هرود بزرگ آمدند تا دربارهٔ خبر زاده شدن پادشاه یهود از او پرسش کنند، چرا که اختر وی را در شرق دیده بودند. هرود، پیش از آن از کاهنان و کاتبان شنیده بود که کریستوس یا مسیح یهودیان در بیت‌لحم یهودیه زاده می‌شود؛ پس مردان مغ را به بیت‌لحم فرستاد و از آن‌ها خواست که هرگاه آن بچه را یافتند، به وی آگاهی دهند؛ اما سه مجوس بر اساس رؤیایی که دیده بودند، هِرود را آگاه نکردند. اعتبار تاریخی این رویداد مشخص نیست، و هیچ منبع تاریخی نیز به چنین کشتاری اشاره نکرده است. متن آیه مربوط چنین است:

آنگاه، چون مسیح در عصر هرود پادشاه در بیت‌اللحم یهودیه زاده شد، مجوسانی چند از مشرق‌زمین به اورشلیم آمدند و گفتند: «آن مولود کجاست، پادشاه یهود؟ زان که ما ستاره او را در مشرق دیده‌ایم و [اینک] برای پرستش او آمده‌ایم.» هرود پادشاه چون سخن [ایشان] بشنید، [سخت] برآشفت و تمام اورشلیم [نیز] همراه او [به تکاپو افتاد] و آنگاه که جمله کاتبان و کاهنان بزرگ قوم را گرد هم آورد، از آنها پرسید «مسیح باید کجا زاده شود؟» و آنها بدو گفتند: «در بیت‌اللحم یهودیه، چرا که از سوی نبی چنین مکتوب [آمده] است: و تو [ای] بیت‌اللحم در سرزمین یهودا، از دیگر امیران یهودا کوچک‌تر نیستی زیرا که از تو حکمرانی [به ظهور] خواهد آمد و بر قوم من، اسرائیل حکم خواهد راند.»

همچنین در عهد جدید آمده است که یوسف (نجار)، در خواب دید که هِرود قصد کشتن عیسی را دارد و به همین دلیل به مصر (بیت‌لحم) هجرت کرد. همچنین بر اساس انجیل، هِرود تمام نوزادان پسر زیر دو سال را در بیت‌لحم، کشت.

مفهوم

لغت یونانی در انجیل متی μάγος با تلفظ مگُس، از ریشه پارسی به معنی روحانی زرتشتی است. در دین زرتشتی روحانیون توجه خاصی به وضعیت ستاره‌ها داشتند که در آن زمان علم مهمی محسوب می‌شد. این ارتباط آنان با اخترشناسی و علوم خفیه باعث شده است که واژه انگلیسی Magic به معنی سحر استفاده شود. با اینکه استفاده از سحر در دین زرتشتی بسیار مذموم است. این لغت در کتاب اعمال رسولان معمولاً به‌عنوان ساحر ترجمه می‌شود و در مورد شمعون مجوسی نیز استفاده شده است. بعضی ترجمه‌های کتاب مقدس سه مغ را به‌عنوان سه اخترشناس ترجمه کرده‌اند.

نام‌ها

در مسیحیت غربی این سه مغ به‌عنوان قدیس شناخته می‌شوند و نام‌های زیر را دارند:[۱]

مِلکیور، دانشمند پارسی کاسپار، دانشمند هندی بالتازار، دانشمند عربی (یمن) مسیحیان سوریه نام‌های سه مغ را سه نام لاروانداد، گوشناساف و هرمیزداز می‌دانند. این نام‌ها که بیشتر به نام‌های پارسی شبیه هستند احتمال صحت بیشتری دارند. در بین مسیحیان اتیوپی نام سه مغ حر، کرسودان و باسان‌تر است. در بین ارمنیان نام آنها کگفا، بادادخریدا و بادادیلما است.

کشور مبدأ

در انجیل متی کشور مبدأ مغ‌ها ذکر نشده است و تنها ذکر شده است که آنها از شرق آمدند. به‌صورت سنتی معمولاً سرزمین شرق: ایران یا یهودیان یمن در نظر گرفته می‌شود. در متون ارمنی سه مغ از کشورهای ایران، هند و عربستان هستند. وعده مغ‌ها از زاده شدن پادشاه یهودیان باعث خشم و ترس هِرود شد و باعث شد که او مانند فرعون در زمان موسی دستور به قتل تمامی فرزندان پسر بدهد.

جای دفن

محل دفن مغ‌ها به‌صورت کامل مشخص نیست اما نقاط گوناگونی جای دفن آنان در نظر گرفته می‌شود. مارکوپولو در سفرنامه خود نوشته است که او از مقبره سه مغ در ساوه در جنوب تهران در سال ۱۲۷۰ میلادی بازدید کرده است:

«در پارس شهر صبا وجود دارد که از آن سه مغ آمدند و در این شهر نیز دفن شدند در سه مقبره بزرگ و بسیار زیبا، پهلوبه‌پهلو؛ و بالای آن نیز یک ساختمان چهارگوش است که بسیار زیبا حفظ شده است. بدن‌ها به‌صورت کامل هستند و حتی مو و ریش آنان نیز حفظ شده است.»

مقبره دیگری در فلسطین به نام مقبره سه پادشاه وجود دارد که محل دفن سه مغ در نظر گرفته می‌شود. استخوان آنها توسط سنت هلنا ابتدا به قسطنطنیه و از آنجا به میلان برده شدند.

از مطالب فوق چنین مشخص می‌شود که اصل موضوع به‌صورت داستانی مشابه سرنوشت ابتدایی موسی و فرعون تحریف و تغییر داده شده است. به مسیح شخصیتی همچون داوود، سلیمان و موسی بخشیده‌اند و به هرود بزرگ شخصیتی همچون فرعون عطا شده است که کاهنان پیشگویی داشته که مصمم به قتل کودکان هم‌سن‌وسال روح‌الله بوده‌اند که دروغ و افسانه‌ای بیش نیست و بیانگر آن نگرش اولیه نادرست و خطای محاسباتی بنی‌اسرائیل در مورد عیسی قبل از تولد بوده است. آنچه که مسلم است اینکه کاهنان در خدمت مصریان و پارسیان باستان و در کل مشرق‌زمین بوده‌اند و رومیان باستان از این‌چنین علوم و دانشی برخوردار نبوده‌اند و هیچ کشتاری هم در مورد کودکان صورت نگرفته است. پادشاهی همچون هرود که بر تمامی سرزمین‌های محل حاکم بوده است، برای شناسایی و پیداکردن مسیح، هیچ نیازی به مغان پارسی نداشته است و مغان پارسی هم خدایانی همچون ایزد، ملک طاووس، اهورامزدا یا مزدک، شیوا و آناهیتا و ... برای پرستش و بندگی داشته‌اند و اصلاً عقلانی نبوده است که به دنبال یک خدای جدید آن‌هم پادشاه یهود از یک نژاد دیگر بوده باشند و بخواهند آن را جایگزین یا همراه خدا یا خدایان خود بکنند. رومیان مقتدر آن زمان، هیچ ترس و دلهره‌ای از کودکی روح‌الله نداشته‌اند و هر هشداری در این زمینه را مسخره و خنده‌دار می‌پنداشته‌اند. یعنی چگونه ممکن است که اقوام ترسو، بزدل، چاپلوس و مال‌اندوز حیله‌گری همچون جهود به همراهی کودکی در قنداق بتوانند بر امپراتوری روم چیره شوند؟ کل موضوع برای آنها مضحک بوده است. ولی قدر مسلم این سه نفر یا گروه پارسی مشتاق ملاقات و دیدار با عیسی، صرفاً کاهن نبوده‌اند. چون کاهنان توانایی مالی برای آوردن این هدایای گران‌قیمت را نداشته‌اند. آنها سفیران و نمایندگان غیررسمی و مخفی پادشاهی پارس بوده‌اند. طبق پیش‌بینی و محاسبات آنها، یهودیان آن زمان قومی دربند و اسیر و در حقارت رومیان وقت بوده‌اند و امپراتوری روم بزرگ‌ترین رقیب یا دشمن خطرناک برای پارسیان بوده است. آنها می‌دانستند که اگر کسی بخواهد پادشاه یهود شود و سرنوشت و اقبال یار او باشد، ابتدا می‌بایست بر رومیان قالب و چیره شود و آنها را از میان بردارد؛ لذا مسیح را کسی می‌دانستند که در نهایت کل امپراتوری روم را به تسلط خود در خواهد آورد. چرا که قبلاً موسی این‌چنین کاری کرده بود و بعید نبود که تاریخ تکرار شود. ازاین‌رو رفتار بسیار محترمانه‌ای با او داشتند که قبلاً در مورد هیچ شاهزاده رومی سابقه نداشته است. آنها بر این باور بودند که این کودک در نهایت می‌تواند رومیان را منقرض کند. کاری که پارسیان هرگز توان انجام آن را نداشتند و اگر می‌توانستند رابطه و میانه خوبی با او داشته باشند، در آینده در امنیت کامل بوده و خیر و فایده بسیار زیادی می‌بردند. چنین به نظر می‌رسید که مسیح، دشمن، دشمن آنها یعنی دوست آنهاست. آنچه که حتمی است اینکه، فرمان و آیاتی و در کل مطالب مهمی از طرف خداوند و توسط  مسیح به آنها ابلاغ و اعلام شده است که مخاطب آن پادشاهی و ملت پارس بوده است. این آیات هرچه باشند اولاً به‌مرورزمان تحریف و یا به فراموشی سپرده شده‌اند و ثانیاً توسط مخاطبین آن موردتوجه و اهمیت قرار نگرفته‌اند که هرچه باشند در آینده نزدیک و زمانی که مسیح مجدداً ظهور می‌نماید آشکار و ارائه خواهند شد. یعنی پارسیان نیز در مورد مسیح پیش‌بینی غلط و دچار خطای محاسباتی شده‌اند. چرا که اگر به سخنان او جامع عمل می‌پوشاندند و دعوت او را قبول می‌کردند، حتماً به موفقیت‌های چشمگیری در سطح دنیا دست می‌یافتند. ولی متأسفانه به‌خاطر همین غفلت و نافرمانی بارهاوبارها طعم تلخ شکست از رومیان (اسکندر ۲۹ساله) را چشیدند و همچنین آن شکست بزرگ از اعراب بادیه (عمر) و آن حقارت بزرگ از اقوام چادرنشین مغول (چنگیز و فرزندانش). به‌هرحال بنی‌اسرائیل با رومیان بر علیه عیسی متحد و بر نابودی و قتل او همت گماشتند. هرچند که موفق هم نشدند و پارسیان چون دریافتند خصومت و دشمنی بزرگی مابین مسیح و یهودیان ساکن ایران‌زمین و ... وجود دارد، از یاری و حمایت او سرباز زدند. چون اصل موضوع یعنی پادشاهی یهود منتفی شده و مصیبت آن خطای بزرگ را تا مدت‌زمان بسیار زیادی کشیدند. درحالی‌که وضعیت پارسیان می‌توانست به‌گونه‌ای بسیار متفاوت، دگرگون و تغییر کند. آنها سخن‌گفتن روح‌الله را در گهواره شنیدند و همچنین تمامی معجزات او را به چشم خود دیدند، ولی گوش شنوایی برای شنیدن آیات و فرامین خداوند نداشتند و ازاین‌رو در نهایت به سرنوشتی بسیار هولناک‌تر از یهود دچار شدند. چون پارسیان بر علیه روم با بنی‌اسرائیل هم پیمان شده بودند و هم پیمانی با بنی‌اسرائیل یعنی دشمنی با خدا و رسولانش و این ضرب‌المثل که چشم آدم طمع‌کار دنبال مفلس می گرده، پارسیان برای شکست رومیان به امید اتحاد با یهود و بنی‌اسرائیل بودند.

 

پروژه غربی آرماگدون یا تلاشی برای مدیریت حوادث آخرالزمانی در آینده نه‌چندان دور:

بیش از ۲۰۲۰ سال پیش آنچه برای بنی‌اسرائیل مسلم بود، تولد و نبوت پیامبری بود به نام عیسی مسیح و هرچند که نبوت در میان قوم اسرائیل، پدیده و روی داد عجیبی نبود، ولی بزرگان یهود همواره سعی می‌کردند که به‌گونه‌ای این پدیده نبوت پی‌درپی انبیا را مدیریت و کنترل کنند. چون تقریباً تمامی انبیا، با راهبان و خاخام‌های یهود در ستیزه و مخالفت بوده، عده بسیار زیادی از آنها کشته شده و بسیاری از آنها تکذیب یا تبعید شده بودند. طبق مطالب فوق آنها بسیار سعی کردند تا حوادث بعدازاین رسالت روح‌الله را مدیریت و مهار کنند. ولی مسیح به‌صورت غافلگیرانه، در زمانی غیرقابل‌پیش‌بینی و آن‌هم به آن صورت عجیب و شگرف از مادرش مریم علیهاالسلام، برترین زن عالم زاده شد. به‌همراه‌داشتن کتاب اصلی تورات موسی و هارون و کتب عهد عتیق بدون هیچ دخل و تصرف و تحریفی، سخن‌گفتن ایشان در قنداق و گهواره، ارائه کتاب جدیدی به نام انجیل و نشان‌دادن آن‌همه معجزات عدیده و باورنکردنی، در کل چیزها و پدیده‌ها و رویدادهای غیر قابل مدیریت، کنترل و مهار شدن بودند و در نهایت باعث‌وبانی در هم شکستن و فروریختن آیین و مذهبی به نام یهودیت می‌شده است.

در حقیقت امروزه نیز این‌چنین وضعیت بغرنجی در جوامع بشری مشاهده می‌شود. چون به باور جامعه بزرگ مسیحیت، تمامی مسلمانان جهان، حتی صهیونیست‌های مسیح ستیز کشور اسرائیل و صهیونیست‌های کاتولیک مسیح باور حاکم در غرب، ظهور و نزول مسیح عیسی ابن مریم در آینده نزدیک اجتناب‌ناپذیر و قطعی است و مسلماً چالش بسیار بزرگی در پیش خواهد بود. ازاین‌رو با مطالعه تمامی مطالب عنوان شده و ارائه شده در مورد واقعه آرماگدون و ...، چنین مشخص و معلوم می‌شود که عده‌ای سعی دارند این حوادث ناگوار آینده را به نفع خود یا حتی در جهت پیشبرد اهداف و منافع خود به‌گونه‌ای مدیریت یا مهار و حتی تغییر دهند و از مدت‌ها پیش برای آن آمادگی کامل داشته و تمهیداتی نیز اندیشیده‌اند. من‌جمله مسیح نماها یا مسیح‌های جعلی و دروغین (داستان دجال و ...) در جهت لوث کردن یا انحراف اصل موضوع ظهور. یعنی یک یا چند برنامه‌ریزی دقیق و مشخصی داشته‌اند. ولی آنچه که مشخص و معلوم است اینکه، مدیریت و پیشبرد این حوادث در آینده، صرفاً و صرفاً در کنترل و خواست خود خداوند متعال است و هرگونه دخل و تصرف در این‌گونه مسائل، نه‌تنها موفقیتی در پیش نخواهد داشت، بلکه در نهایت ضرر و زیان و خسارت جانی و مالی بسیار بزرگ و فجیعی متوجه اقدام‌کنندگان در مقام و منصب فضولی خواهد داشت. ظهور و نزول عیسی در آینده، نه یک جریان سیاسی است و نه یک جریان اجتماعی و ... بلکه جریان دینی و الهی است که هزاران بلکه میلیاردها سال پیش توسط خداوند برنامه‌ریزی و در نهایت اجرا خواهد شد که نتیجه نهایی آن یک فاجعه بزرگ انسانی و تخریب کلی کیهانی است. به باور ما نه می‌توان جلوی فجایع انسانی را گرفت و نه تخریب کلی کیهان را و نه اینکه مانع شروع آن حوادث شد و نه اینکه آنها را مدیریت نموده و باعث دفع آسیب‌های جدی و حتمی آن شد. آنها سرنوشت و عاقبتی هستند که خداوند متعال برای مخلوقات خود رقم زده است. در نهایت اینکه انسان‌ها از هر قوم، نژاد یا ملیت، مذهب، دین و باوری که باشند، قدرت و توانی در اختیار ندارند که این‌گونه بحران‌های جدی و حتمی را مدیریت و سروسامان دهند. بلکه در نهایت خودشان در این‌گونه بحران‌ها غرق می‌شوند. بهترین کار ممکن قبول کردن و تسلیم‌شدن، همراهی، تعامل و پذیرش این‌گونه بحران‌ها و حوادث است.

 

 

به باور خیلی‌ها شکل فوق نمادی از خود شیطان یا شیطان پرستی یا شیطان‌پرستان یا فراماسونی است که بسیار نادرست و غلط است. گویندگان این مطالب از هنرهای زیبا و احساسات و عواطف بشری هیچ نمی‌دانند. زنان مصری از سرمه برای آرایش استفاده می‌نموده‌اند و آن را بسیار ضخیم و پررنگ به‌دور چشم خود می‌کشیده‌اند. زمانی که اندوهگین و دچار غم و غصه می‌شدند و اشک از چشم آنها جاری می‌شده است، قطرات آب این سرمه‌ها را شسته و روی گونه‌هایشان روان می‌کرد و این طرح‌ها و نقوش را سبب می‌شد؛ لذا زنان مصری برای نشان‌دادن غم و اندوه خود از این الگوی آرایشی استفاده می‌کردند که به‌نوعی حرکت اجتماعی و اعتراضی، مدنی و نافرمانی درباری یا خانوادگی بوده است. آنها با این نوع آرایش سعی داشتند که ناخوشنودی و نارضایتی خود را به همگان و اطرافیان خود اعلام کنند. بعدها برای مبارزه با آن تصمیم گرفتند نماد خدای خورشید باشد. چون خورشید و زنان همگی مؤنث یا ماده هستند و مفهوم اعتراضی این نماد خنثی شود. اینک اگر شخص یا گروهی از این نماد هنری برجسته استفاده و بهره‌برداری کنند، چیزی از اصالت و ارزش آن کم نمی‌کند.  حتی مبارزه با آن.

 

تکذیب شدن روح‌الله بعد از ظهور، دلیل آغاز بزرگ‌ترین فاجعه انسانی در آینده نه‌چندان دور خواهد شد.

 

به نام خداوندِ رحم کنندهِ (بخشنده، گذشت کننده)  مهربان (با شفقت، باعاطفه)

حم

سوگند کتاب آشکار را

ما نازل کردیم آن را در شبی مبارکی (فرخنده‌ای) [که] ما بودیم هشدار دهندگان

در آن جدا می‌شود هر (تمام) کاری حکیمانه‌ای

فرمانی (کاری) از نزد ما [که] ما بودیم ارسال‌کنندگان

رحمتی از [جانب] سرورت، به‌درستی او، اوست شنوای دانا

سرور آسمان‌ها و زمین و آنچه که مابین آن دو است، اگر هستید یقین آورندگان

نیست خدایی مگر او، زنده می‌کند و می می‌راند، سرور شماست و سرور پدرانتان اولی‌هاست (گذشتگان است)

بلکه ایشان در شکی سرگرم‌اند (بازیگوشی می‌کنند)

پس منتظر (مراقب) باش روزی را [که] می‌آورد آسمان به دخانی (دودی، ماده سیاه و کدری) آشکاری

می‌پوشاند انسیان (مردم) را، این است عذابی دردناکی

[می‌گویند] سرور ما برطرف کن (بازکن، بگشای) از ما عذاب را، ماییم ایمان‌آورندگان

کجا برایشان ذکری است و [درحالی‌که] آمده است ایشان را رسولی آشکاری (مسیح)

سپس رو برگردانند از او و گفتند {گویند} آموخته‌ای (درس یاد گرفته‌ای) مجنونی [دیوانه‌ای است]

ماییم برطرف‌کننده عذاب اندکی (زمانی) را، به‌درستی شمایید عودت (بازگشت و تکرار) کنندگان

روزی که حمله می‌کنیم، هجوم بزرگ را، ماییم انتقام گیرندگان. سوره دخان

 

این یک واقعیت بسیار تلخ و اجتناب‌ناپذیر است. طبق پیشگویی یا بهتر است بگوییم پیش‌نویسی و پیش‌بینی خداوند در کتاب قرآن، در مورد حوادث آینده ظهور روح‌الله، آن حضرت توسط اکثریت انسان‌ها مورد تکذیب و انکار و حتی نافرمانی و طغیان نیز قرار خواهند گرفت و دلیل آن اینکه تنها منتظران جدی ایشان، نصرانی‌های مؤمن بوده و معتقد هستند که ایشان فرزند خدا و خودش خدای دوم یا سوم است که مسلماً از گفته خود مأیوس، سرخورده و ناامید خواهند شد. چون مسیح این عقاید را تکذیب خواهد کرد. به همانند تکذیب خداوند در قرآن.

1- در نتیجه ایشان در دید نصرانی‌ها به‌نوعی دروغگو و یا مسیح الدجال (عیسای دروغین)  خواهد بود. یعنی اولین گروه از مکذبین روح‌الله، خود نصرانی‌ها خواهند بود.

2- دومین گروه کفار بی‌ایمان به خداوند واحد.

3- سومین گروه مشرکین بت‌پرست.

4- چهارمین گروه یهودیان مسیح ستیز.

5- پنجمین گروه، در ظاهر مسلمانانی که از اسلام دینی ساخته‌اند شبیه به ناسیونالیسم عربی که مسلمانان عرب، ترجیحاً ساکن حجاز را درجه یک و سایر مسلمانان من‌جمله ترک‌های عثمانی، پارسیان و حتی بعضی از خود اقلیت اعراب و ... را درجه‌دو، سه و ... حتی گمراه، مشرک و کافر محسوب می‌کند. این شریعت از زمانی شروع شد که اعراب، سرزمین حجاز را در جایگاه استکبار یا پایگاه سلطه جهانی اسلام و سرزمین‌های شام، مصر , عراق، پارس و ... در مقام مستعمرات اقماری خود قرار دادند و به ساکنین آنها به دیده شهروند تازه مسلمان درجه‌دو و حتی برده، کنیز و ... نگریسته شد و زمانی به کمال تکامل خود رسید که در مقابل قدرت و اقتدار ترکان عثمانی قد علم کرد و خودی نشان داد. لازم به یادآوری نیست که اسلام دینی اینترنشنال یا بین‌المللی است و متعلق به‌تمامی فرزندان آدم از هر نوع رنگ و نژاد است و هیچ‌کس نمی‌تواند همانند یهودی‌های نژادپرست از آن نوعی دین خصوصی و منحصربه‌فرد، آن‌هم در خدمت گروه و یا نژاد خاصی بسازد یا بهره‌برداری کند. اسلام دین توحیدی و عام است و نه خاص و نه نژادی

6- ...

 

در واقع تکذیب‌های اولیه و رد کلی ادیان و مذاهب و فرق، توسط خود مسیح آغاز شده و ارائه خواهد شد و به دنبال آن، سپس خودش توسط سایرین تکذیب خواهد شد و دلیل عمده آن اینکه روح‌الله، شخصیتی غیرقابل‌انتظار و پیش‌بینی و کاملاً بدیع و انقلابی داشته و صدالبته منتظرانی از نوع مسلمانان موحد واقعی در جوامع بین‌المللی ندارد. چه برسد به پیرو، نایب، جانشین، قائم‌مقام یا سرباز و یا حتی سرباز گمنام. یاران او صرفاً ملائکه هستند همانند شدیدالقوی که به‌راحتی می‌توانند سیاره زمین را به کام خورشید سوق دهند. به بیان ساده کسانی از نوع انسان وجود ندارد که بعد از ظهور ایشان، حاضر شوند بدون چون‌وچرا و سؤال‌وجواب گوش به حرفان و گوش‌به‌فرمان باشند. آنچه مسلم است اینکه فقط سؤال‌وجواب، جروبحث، بگومگو، چون‌وچرا، تکذیب و تمرد، بدوبیراه، توهین و اختلاف، تهمت و افترا و ... نصیب رسول‌الله خواهد شد و پی‌آمد نهایی آن فقط خشم خدا بوده و همچنین آن حمله، هجوم و انتقام بزرگ خداوند که در حقیقت سیاره زمین یا طاغوت، بزرگ‌ترین دشمن الله در کیهان با تمامی ساکنینش به دست شخص خود خداوند نابود و منهدم خواهد شد.

 

و روزی که شقه می‌شود (شقه، شقه و شکافته می‌شود)  آسمان به ابرها و نازل می‌شود ملائکه نزولی (تنزل و نازل شدنی)

فرمانروایی (مالکیت) در چنین روزگاری حق (مستحق، واقعیت و حتمی) است برای رحمان (خدای مهربان) و باشد روزی برای کافران مشکلی (در اسارت و مضیقه‌ای، سختی)

و روزی [که] گاز می‌گیرد ظالم برای دستش، می‌گوید ای‌وای مرا، ای‌کاش می‌گرفتم همراه  با رسول (رسول‌الله) راهی (سیرت و سلوکی را)

ای‌وای مرا، ای‌کاش اتخاذ نکرده بودم فلانی را دوستی (مونسی)

به‌درستی گمراه کرده است مرا از ذکر (یاد) ، بعد زمانی که آمد مرا و بود شیطان برای انسان خوار (پست و خیانت و رها) کننده‌ای

و گفت {گوید} رسول (محمد) ای سرورم، به‌درستی قوم من (اعراب) برگزیدند این قرآن را  رها شده‌ای (متروک و تنها و فراموش و منسوخ شده‌ای) ۳۰ فرقان

 

کاملاً مشخص و معلوم است که در آیه فوق، منظور محمد خاتم‌النبیین از قوم من همان اعراب هستند که بعد از فوت ایشان، جانشین شده و مذاهب و فرق گوناگون مثل سنت، شافعی، وهابیت و ... (در کل بیش از ۱۰۰ مخالف، موافق، مشابه و متضاد) را پایه‌ریزی کردند و خود بزرگوار ایشان، شهادت خواهند داد بر حقانیت مسیح در منسوخ کردن کلیه آیین‌ها و مذاهب و فرق اسلامی عربی. چرا که آنها آیات کتاب قرآن را منسوخ و رها کرده‌اند و در نتیجه مسیح بعد از ظهور به فرمان خداوند خود آنها را رها و دینشان را منسوخ خواهد نمود و مدرک آن آیه ۳۰ از سوره فرقان است. یعنی دلیل و مدرک قبل از صدور حکم و چه دلیل و مدرکی بهتر از شهادت خود رسول‌الله گرامی در پیشگاه خداوند. ولی ممکن است این آیه برای غیر عرب‌ها مصداق نداشته و اقوامی از غیر اعراب باشند که نه‌تنها قرآن را رها نکرده باشند، بلکه سعی کنند به جدیت آن را به‌صورت صحیح عملی کنند و هرچند که موفق هم نشوند. ولی به‌یقین غیرعرب یا عجم خواهند بود. آنچه که مسلم است امروزه اعراب هیچ جایگاه و نقشی در جهان اسلام ندارند، بلکه قومی همانند پسر عموهای جهود و یهود خود هستند و این مسائل، اتفاقات و مشکلات حادث شده بعد از فوت رسول‌الله خاتم‌النبیین به‌قدری پیچیده، غامض، لاینحل و حاد شده است که هیچ بعید هم نیست که بعد از ظهور روح‌الله، خداوند فرمان تغییر قبله را نیز صادر کند.

بگو ای اهل کتاب، غلو (اغراق، بزرگ گویی) نکنید در دینتان بدون حق (ناحق) و تبعیت نکنید هواهای (امیال)  قومی را [که] گمراه شدند از قبل و گمراه کردند بسیاری را و گمراه شدند از راست (درست) راهی  ۷۷

لعنت شد کسانی که کفران کردند از پسران اسرائیل بر (به) زبان داود و عیسی پسر مریم، آن به [سبب] آنچه که عصیان کردند و تعدی (تجاوز) می‌کردند  ۷۸ مائده

در حقیقت اعراب و اسرائیل اقوام لعن و نفرین شده به زبان اولاد صالح ابراهیم هستند. علت بر اینکه تقریباً تمامی انبیا و پیشوایان در میان این دو قوم یا طایفه بزرگ بوده‌اند. ولی تقریباً تمامی کتب و تعالیم آسمانی تحریف یا نابود شده و کتاب قرآن نیز دست‌نخورده مهجور، رها و متروکه شده است و این ضرب‌المثل معروف که " تربیت نااهل را همچون گردکان بر گنبد است". پس می‌توان چنین تصور کرد که امروزه دین، آیین و شریعت الهی، بر اعراب و اسرائیل حرام و ممنوع شده است. ولی برای سایر اقوام و طوایف، راه باز است و می‌توانند از این فرصت هرچند کوتاه‌مدت، حداکثر بهره‌برداری را به نفع خود انجام دهند.

 

این دو [گروه یهود و نصاری] دو خصومت کننده [اند] ، خصومت (مجادله، بگومگو) کردند در [باره] سرورشان، پس کسانی که کفران کردند بریده [و دوخته] شود برایشان لباس‌هایی از آتشی، اصابت می‌کند (می‌رسد، می‌ریزد) از بالای سرهایشان آب جوشان

می‌گدازد (می‌جوشاند) به [وسیله] آن، آنچه را که در شکم‌هایشان و پوست‌ها [است]

و برایشان گرزها [است] از آهنی

هر زمان که اراده کنند که خارج شوند از آن از اندوهی، اعاده (برگردانده) شوند در آن و بچشید عذاب سوزان را  ۲۲ حج

 

متأسفانه چنین به نظر می‌رسد که امروزه آیات فوق برای بعضی از پیروان مذاهب و فرق گوناگون اسلامی عربی، مصداق داشته باشد. چرا که صرفاً به دنبال اختلاف پراکنی و نفاق بین مسلمانان هستند. آنها به‌گونه‌ای سعی دارند در کسب برتری‌جویی نسبت به سایر مسلمانان و شعله‌ور کردن آتش جنگ مابین مسلمانان (برادرکشی) و سعی دارند که جامعه جهانی اسلام هرگز شکل نگیرد. چون در نهایت به ضرر و زیان منافع آنها خواهد بود. به باور ما هیچ فرقی مابین یک کتاب آسمانی تحریف شده با یک کتاب مهجور شده وجود ندارد. آیین و شریعت پیروان هر دو کتاب محکوم به منسوخ شدن هستند. ولی این حکم در نهایت می‌بایست توسط خود خداوند صادر شود و نه کس دیگری که در صورت ضرورت در زمان لازم اعلام خواهد شد. به طور مثال مسیح آیین یهودیت را منسوخ نمود و محمد خود آیین نصرانیت را و گویا روال خدا بر این استوار شده که هر پیامبری آیین و شریعت تغییریافته پیامبر قبلی خود را منسوخ کند و این اتفاق در آینده مجدداً تکرار خواهد شد. در حقیقت هدف دیگر خداوند از ظهور مسیح در آینده، خارج‌کردن قرآن از مهجوریت و احیای (ریکاوری) مجدد اسلام و جداکردن حق از باطل است که نه‌تنها مسیح بلکه تمامی انبیا چنین وظیفه و رسالتی داشته‌اند.

 

به‌درستی مثال عیسی نزد خداوند همانند مثال آدم [است که] خلق کرد او را از خاکی، سپس گفت برایش باش، پس شد

حقیقت از [جانب] سرورت [است] ، پس نباش از تردیدکنندگان

پس کسی که مجادله کند تو را در آن از بعد آنچه که آمد تو را از علم، پس بگو بیایید بخوانیم پسرانمان را و پسرانتان را و زنانمان و زنانتان را و خودمان و خودتان را، سپس نفرین کنیم، پس قرار دهیم لعنت خداوند را برای دروغگویان ۶۱ آل عمران

 

و به باور ما مثال ظهور ایشان به خواست و اراده خداوند متعال در آینده نزدیک، حرکتی همانند آخرین حرکت در بازی شطرنج به نام کیش‌ومات است.  چرا که با ظهور ایشان تمامی ادیان و مذاهب زمانه، همچون بهمنی سنگین فروریخته و بدترین کابوسی خواهد بود برای پیروان آن ادیان و مذاهب و صدالبته برای کفار و مشرکین و منافقان آن زمان. چیزی شبیه یک رسوایی، آبروریزی، خفت و حقارت بزرگ برای فرزندان آدم. یعنی تمامی انسان‌ها (نوع بشر) با یک حرکت سرباز پیاده (مسیح) به پشتیبانی یک سرباز سواره (جبرئیل) کیش‌ومات خواهند شد و ناگفته نماند که این بازی را شیاطین شروع کرده‌اند و در این میدان نبرد، خداوند وزیر ندارد. یعنی خداوند شاه بدون وزیر است از اول بازی تا آخر بازی و صدالبته، پیروزی نهایی از آن اوست و شیاطین بازنده و شکست‌خورده میدان‌اند.

 

سخن آخر:

پس زمانی که احساس کرد عیسی از ایشان کفر را، گفت کیست یارانم به‌سوی خداوند، گفت حواریون ماییم یاران خداوند، ایمان آوردیم به خداوند و شهادت ده به ما [که] مسلمان (تسلیم) شدگان [هستیم]

سرور ما، ایمان آوردیم به آنچه که نازل کردی و تبعیت کردیم رسول (فرستاده را) ، پس بنویس ما را همراه شاهدان

و مکر کردند و مکر کرد خداوند و خداوند بهترین مکر کنندگان [است]

زمانی که گفت خداوند ای عیسی، به‌درستی من می می‌رانم تو را و بلند می‌کنم (بالا می‌برم) تو را به سویم و پاکت می‌کنم تو را از کسانی که کفران کردند و قرار دهنده کسانی [هستم] که تبعیت کردند تو را بالای (بلندمرتبه‌تر از) کسانی که کفران کردند تا روز قیامت، سپس به سویم بازگشت شماست، پس حکم (داوری و قضاوت) می‌کنم مابینتان در آنچه که  در [مورد] آن اختلاف می‌کردید

پس اما کسانی که کفران کردند، پس عذاب می‌کنم ایشان را عذابی شدیدی را در دنیا و آخرت و نیست برایشان از یاری کنندگان

پس اما کسانی که ایمان آوردند و عمل کردند صالحات را، پس پرداخت می‌کند ایشان را اجرهایشان و خداوند دوست نمی‌دارد ظالمان را ۵۷ آل عمران

 

شطرنج‌بازان حرفه‌ای با دیدن علائم و نشانه‌های شکست در بازی، آن نشست را پایان داده و بازی (مکر و ترفند) را واگذار می‌کنند. ولی شطرنج‌بازان آماتور به امید پیروزی، بازی را ادامه داده و مفتضحانه کیش‌ومات شده و شکست می‌خورند. مثال اولاد آدم در زمان ظهور مسیح همین است. آدم عاقل کسی است که با خالق هستی وارد مکر و حیله و حقه‌بازی و ترفند نشود چه برسد به مجادله و جنگ و کل‌کل کردن.

اما مکر و حیله یهود در مقابل خدا و رسولش چه بود؟

راهبان یهود از بعضی نادان‌ها شنیده بودند که مسیح فرزند خداست و دیده بودند که مسیح قاطعانه برخورد کرده و آن را به‌شدت تکذیب می‌کند و گویندگان این کلام را اولاً نصیحت و ثانیاً در صورت تکرار، آنها را مشرک خوانده و از خود می‌راند. ازاین‌رو خاخام‌ها گروهی را استخدام کردند که در میان بنی‌اسرائیل جار زنند که عیسی فرزند یهوه است و ادعای خدایی دارد و ... تا بتوانند فتوای قتل او را صادر کنند که موفق هم شدند.

اینک این سؤال مهم که مکر خدا چه بود؟

چون مسیح از مریم باکره به دنیا آمده بود و معجزات فراوانی داشت من‌جمله زنده کردن مردگان، دیریازود بعد از غیبت عیسی، این باور و اعتقاد در ذهن مردم توسعه می‌یافت. ولی راهبان یهود با مکر و حیله خود به آن شتاب دادند و این موضوع غلط و نادرست که عیسی فرزند خداست و خود خداست، سریعاً توسعه پیدا کرد و فراگیر شد و در میان نصرانی‌ها تبدیل به یک اعتقاد و باور اساسی شد. این بار جامعه یهودیت خودش متهم به قتل فرزند خدا و یهوه شد و قاتلان فرزند خدا نیز مستحق قتل و قصاص شدند و همین‌طور هم شد. عده بسیار زیادی از قوم بنی‌اسرائیل توسط نصرانی‌های متعصب کشته شدند. بعدها بعضی از راهبان یهود برای نجات خود مدعی شدند که مسیح فرزند یوسف نجار بوده است و نه فرزند خدا و ما دروغ‌گویی را محکوم به مرگ کرده‌ایم که دیگر فایده‌ای هم نداشت چون آنها این بار به جرم توهین به مسیح ابن الله و مادرش کشته می‌شدند. بعدها مدعی شدند که خدا، خود فرزندش را به قربان گاه برد و کشت تا گناهان ما و شما را بیامرزد، مسیح صدقه‌سر شما و فدیه فرزندان ما شد، لطفاً خونسرد باشید و از ما بگذرید. کاری است که شده. ابراهیم نتوانست اسماعیل را قربانی کند، ولی خدا فرزندش را برای همه کشت تا بخشوده شوند و به سعادت برسند. ولی باز هم فایده نداشت و نمونه بارز آن صلیبی‌ها، هیتلر، حزب نازیسم و آریایی گرایی‌ها با صلیب شکسته که هولوکاست را رقم زدند. امروزه هم این‌چنین است، اگر مسیحیان افراطی و متعصب به قدرت برسند به اولین چیزی که فکر می‌کنند گرفتن انتقام خون مسیح از یهود است.

یزید ابن معاویه هم با حسین ابن علی مکر کرد و همه‌جا جار زدند که او در ماه محرم با امیرالمؤمنین خلیفه الله و خلیفه الرسول یزید اعلام جنگ کرده و چون در ماه حرام قصد ریختن خون مسلمانان را دارد مرتد بوده، و راهبان سنی و اموی فتوای قتل او را صادر کردند. ولی بعداً مشخص شد که ایشان همراه خانواده محترم بوده‌اند و اعراب در زمان جنگ، زنان  و فرزندان دختر و خواهران و ... خود را به همراه نمی‌برند و قصد او صرفاً مسافرت یا هجرت بوده است که بعدها خود یزید متهم به قتل اولاد رسول و مستحق قتل و قصاص شد و همچنین شایع کنندگان اخبار دروغ و صادرکنندگان فتواهای غلط کشته شدند.

قتل منصور حلاج هم این‌گونه بود. او هرگز ادعای خدایی نداشت. به او این اتهام را زدند تا دست آویزی برای قتلش داشته باشند و متأسفانه عده‌ای باور دارند که او گفته است " انا الحق " و ...

مکر و حیله مخلوقات نمی‌تواند هیچ‌گونه آسیبی به خداوند برساند. ولی مخلوقات هم در مقابل حیله خودشان و هم در مقابل مکر خداوند آسیب‌پذیری خیلی زیادی دارند و صدمات وارده بسیار زیاد خواهد بود.

 

 

پرچم و بیرق هفت‌رنگ هم متعلق به انبیا و خاندان نبوت از ابراهیم تا محمد رسول‌الله است و نه گروه‌های دیگر. ابلیس و پیروان آنها فیلسوف بی‌سواد و گمراه هستند.

 

و گفتند [كه] باشيد ( شويد )  يهودي يا نصراني ، [كه حتما] هدايت مي‌شويد ، بگو بلكه آيين ابراهيم حنيفي ( يكتا پرستي ، خدا ترسي ) [را باور دارم] و نبوده است از مشركان 135
بگوييد [كه] ايمان آورديم به خداوند و آنچه كه نازل شد به سويمان و آنچه كه نازل شد به سوي ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سبط‌ها ( فرزندان ، گروه‌ها و طايفه‌ها ) و آنچه كه داده شد موسي و
عيسي [را] و آنچه [را كه] داده شد انبياء ( خبرگويان و پيغام‌رسانان ) [را] از [جانب] سرورشان ، فرق نميگذاريم ( شكاف نمي‌اندازيم ) مابين يكي از ايشان و ماييم برايش تسليم شدگان ( مسلمانان ) 136
پس اگر ايمان آوردند به همانند آنچه كه ايمان آورديد به آن ، پس هدايت شده‌اند و اگر سر پيچيدند ، پس جز اين نيست كه ايشان در گسستگي ( اختلاف و پراكندگي ) [هستند] ، پس به زودي كفايت ( بي‌نياز ) ميكند تو را [از] ايشان خداوند و اوست شنواي دانا 137
رنگ آميزي ( رنگارنگي ) خداوند و كيست نيكوتر از خداوند [در] رنگ آميزي ( رنگارنگي )  و ماييم برايش عبادت ( بندگي ) كنندگان 138
بگو آيا جدال ( مشاجره ) ميكنيد ما را در [مورد] خداوند و [در حاليكه] اوست سرور ما و سرور شما و برايمان [است] اعمالمان و برايتان [باشد] اعمالتان و ماييم برايش خالص شدگان ( مخلص شده‌ها ) 139
يا ميگوييد [كه] بدرستي ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سبط‌ها ( فرزندان ، طايفه و قبيله‌ها ) بودند يهودي يا نصراني ، بگو آيا شماييد داناتر يا خداوند و كيست ظالمتر از كسي كه كتمان ( پنهان ) كند شهادتي [را] نزدش از خداوند و نيست خداوند به غافلي ( بي‌خبر ) از آنچه كه عمل ميكنيد . آيه 140 سوره بقره

 

مسیح عیسی ابن مریم رسول‌الله بارها به بنی‌اسرائیل گفت که منجی کسی نیست که به فرمان الله شما را از دست ستم فراعنه مصر نجات دهد؛ بلکه منجی من هستم تا با رسالت و هدایت الهی شما را از عذاب آخرت خود الله نجات دهم تا رستگار شوید. منتها نصرانی‌ها سبک‌سر هستند چنین تصور می‌کنند که روز قیامت مسیح آنها را شفاعت کرده و از عذاب الله رهایی خواهد بخشید؛ بلکه برعکس اگر بداند کسی از خدای خود سرپیچی کرده او را لعن و نفرین خواهد فرمود؛ چون روح‌الله و عبدالله است. دشمن الله دشمن مسیح است.

 

 

محمدرضا طباطبايي 26/2/1400

http://www.ki2100.com