زوج ماده - مادههاي خنثي عامل اصلي انرژي
نوسان خلاء يا انرژي نقطه صفر هستند !
به استناد تعاريف فعلي / "
بدون هيچگونه ميدان خارجی و با حذف تمامي اشعهها باز هم
انرژي نوسانات خلاء
وجود دارد . در واقع فضا در پايينترين نقطه پتانسيل خود داراي مقدار
انرژي مخالف صفر است . انرژي نقطه صفر يا انرژي نوسان خلاء ، اصطلاحي است كه براي نوسانات
تصادفي امواج الكترومغناطيسي در خلاء بكار برده ميشود و اين انرژي پس از
حذف تمام انرژيهاي موجود در محيط ، باز هم مشاهده ميشود . مفهوم انرژي نقطه صفر
نخستين بار توسط انيشتين و اوتو استرن در سال 1913 تحت عنوان
« انرژي
رسوبي » يا
« انرژي مبهم صفر »
مطرح شد . همه سيستمهاي كوانتومي داراي يك مقدار انرژي نقطه صفر
هستند . اين اصطلاح عموما براي حالتهاي كوانتومي نوسانات هماهنگي بكار
ميرود كه در آن نوسان كنندهاي وجود ندارد . در كيهان شناختي نيز
انرژي خلاء مبناي ثابت كيهان شناختي است . نمونه آزمايشي انرژي نقطه صفر
مستقيما توسط اثر كاسيمير در مقياس نانو مشاهده شد . يك روش براي توضيح
اين پديده ، استفاده از اصل عدم قطعيت مكانيك كوانتومي است كه به موجب
آن انرژي نميتواند به طور مطلق صفر باشد . مسئله مهم ديگري ، فرايند
توليد ذرات مجازي است كه نتيجه اصل عدم قطعيت است و طبق رابطه زير
امكان پذير است :
ћ=h/2π
, ∆E∆T≥ћ
كه طي آن خلاء ممكن
است يك يا چند ذره با انرژي E∆
در مدت كوتاه T∆
توليد كند . بنابرين هرگونه تجزيه و تحليلي بايد بتواند توليد
ذرات در خلاء حتي تابش هاوكينگ در يك ميدان قوي گرانشي ، نظير ميدان
گرانشي سياه چالهها را توجيه كند . "
گوردن كانه نظريه
پرداز فيزيك ذرات بنيادي و استاد دانشگاه ميشيگان كه كارهاي او روي
آزمايش و گسترش مدل استاندارد متمركز است ، ده سوال بيجواب فيزيك را
منتشر كرده است . اولين سوال مطرح شده اين است كه همه نظريههاي امروزي
به طور ضمني بيان ميكنند كه جهان بايد حتي در خاليترين مناطق خود
شامل تراكم شديد انرژي باشد . اثرات گرانشي اين پديده كه آن را انرژي
خلاء مينامند ، يا ميبايست جهان را مدتها پيش درهم تنيده باشد يا
باعث گسترش آن به مقداري بسيار بيش از اندازه كنوني شده باشد . مدل
استاندارد نميتواند براي فهميدن اين نكته كه مسئله ثابت كيهانشناسي
ناميده ميشود ، كمكي كند !
اما موضوع بسيار مهم اين است كه ما بايد همواره اين نكته را به
ياد داشته باشيم كه انرژي نقطه صفر داراي ماهيتي الكترومغناطيسي است ، بنابرين
عنصر يا عامل توليد كننده اين انرژي نيز بايد از ويژگيهاي ميدانهاي
الكترومغناطيسي برخوردار باشد ، يعني باردار باشد تا بتواند ويژگيهاي
الكترومغناطيسي انرژي نقطه صفر را توجيه كند . و ما ميتوانيم از اثرات
( ميدانهاي ) گرانشي موجود در خلاء چشم پوشي كنيم . ولي همانطور كه
ميدانيم
دسترسي به مكاني بدون هيچگونه ميدان خارجي و با حذف تمامي اشعهها اگر غير ممكن
نباشد كار بسيار سختي است ، براي اينكه اگر ما از هر مانعي استفاده كنيم ممكن است ميادين
بر آن مانع القا شده و بعد خود همين مانع مولد ميدان شود و همچنين ممكن است اين
مانع خود جاذب اشعه و سپس مولد و دافع اين اشعه شود ، ولي به هر حال ميتوان اينگونه
فرض كنيم كه در هستي هيچ سكوني وجود ندارد ، به طور مثال اتمها و ملكولها با سرعتهاي
بسيار بالا در حال نوسان هستند كه در جامدات دامنه اين نوسانات كم ولي در گازها اين
دامنه نوسانات نسبتا زياد است و همواره اتمها و ملكولها با شدت با هم برخورد و
تصادم دارند . در مورد خلاء و زوج ماده - مادههاي خنثي هم اينگونه است ، در واقع زوج ماده - مادههاي
خنثي
همواره در نوسان هستند و با هم برخورد دارند و اين برخوردها باعث بوجود آمدن تغيير
در سرعت زاويهاي ( اسپين ) ذرات شده كه به نوبه خود مولد امواج
الكترومغناطيس است . در پارهاي از موارد ممكن است پيوندها در بازه زماني
بسيار كوتاهي گسسته و مجددا برقرار شوند و همچنين بسيار محتمل است كه تصادم مابين زوج
الكترون - الكترونها و زوج پروتون - پروتونها رخ دهد كه در لحظه برخورد عليرغم
توليد و انتشار امواج
الكترومغناطيس ، چنانچه برخوردها شديد باشد شاهد پديدار شده اتمهاي
هيدروژن و يا پاد هيدروژن و .... باشيم ، آشكار شدن ذرات و پاد ذرات نيز بسيار
محتمل و توجيه پذير است كه در نوع خود بسيار شگفت انگيز خواهد بود (
يعني آفرينش ذرات و اتم يا زايش آنها از خلاء ) ، ولي
به طور كلي برخورد و تصادم زوج ماده - مادههاي خنثي انرژيزا است و آنهم از نوع
الكترومغناطيسي و اين پديده در همه جا
عملي و ممكن است حتي درون اطاق يا خانهاي كه درون آن هستيم . پيوند مجدد ذرات با
دريافت انرژي از محيط يا خلاء همراه است كه اين فرايند دماي خلاء را
متعادل نگه ميدارد . اما موضوع مهم اين است كه ما نميتوانيم ميدان الكتريكي را مستقل از
ميدان مغناطيسي در نظر بگيريم و برعكس كه در مورد ماده و انرژي براي ما در اين عالم
فيزيكي آفريده شده هم اين چنين است ، يعني هر جا انرژي باشد بايد به دنبال ماده (
يعني منبع توليد و انتشار آن ) باشيم
و هر جا ماده باشد بايد به دنبال توليد و انتشار انرژي بود ، تصور اين دو به تنهايي و انفرادي براي
ما غير ممكن بهنظر ميرسد . زوج ماده - مادههاي خنثي ميتوانند حجم و جرم بسيار
عظيمي از كيهان را تشكيل داده باشند كه نه تنها قابل مشاهده و احساس
نيستند بلكه انرژي بسيار عظيمي را درون خود محبوس و به دام انداختهاند
. به طور خلاصه اگر زوج ماده - مادههاي خنثي در آزمايشگاه شناسايي
شوند ما در علم فيزيك نياز به يك خانه تكاني بزرگ خواهيم داشت البته اگر بتوانيم از نظريات قبلي دست بكشيم و نگرش جديدي
نسبت به آزمونها داشته باشيم كه در نهايت مفاهيم علم فيزيك عصر ما دگرگون خواهند شد منجمله
اصل هم ارزي جرم و انرژي نسبيت . اگر ما انرژي نسبتا زيادي را در
نقطهاي از فضا ( خلاء ) متمركز و يا تشديد كنيم به نحوي كه موفق به
گسستن پيوند مابين زوج ماده - مادههاي خنثي شويم ، بعد از انحراف و
جداسازي آنها خواهيم توانست با شتاب دهندهها اين ذرات را در
آشكارسازها مشاهده كنيم كه مسلما طرفداران نظريه نسبيت خواهند گفت كه
انرژي به ماده تبديل گرديده است و شايد اين عينك هم ارزي جرم و
انرژي تا به ابديت بر روي چشمان بشريت باقي بماند .
به طور خلاصه همانطور كه در مبحث (
وارونگي
ميادين الكتريكي ، توجيهي جديد
براي توليد زوج ماده - پاد ماده
. بر خلاف انتظار ما ، ماده - پاد ماده
يكديگر را نابود نميكنند ! )
توضيح داده شد الكترونها و ساير ذرات باردار ساكن نيستند و حول محور
فرضي خود با سرعت چرخشي بسيار بالايي در حال دوران هستند كه به اين
دوران آنها اسپين گفته ميشود . اگر دوران
الكترون را موافق چرخش عقربههاي ساعت فرض كنيم و آن را از بالا
بنگريم مشاهده ميشود كه :

امتداد خطوط ميدان از مركز الكترون يا ميدان
الكتريكي ، خارج و حول مركز به صورت دوايري تو در تو و پيوسته در
ميآيد كه ميتوانيم آن را يك ميدان الكتريكي بسته و تا بينهايت در نظر
بگيريم ، براي اينكه اين ميدان دايرهاي شكل هيچ آغاز و پاياني ندارد . همانطور كه ميدانيم ، هرگاه ميدان الكتريكي در
فضا برقرار شود ، ميدان مغناطيسي عمود بر امتداد آن پديدار خواهد شد و
برعكس آن نيز صادق است كه به مجموعه اين دو ميدان در فضا ، ميدان الكترومغناطيس گفته ميشود .

در شكل فوق نماي الكترون ( سطح دايرهاي قرمز
رنگ ) از پهلو و در حال دوران حول محور عمودي نشان داده شده است ، به
گونهاي كه اگر از بالا به آن بنگريم جهت چرخش آن موافق جهت چرخش
عقربههاي ساعت خواهد بود . خطوط افقي سياه رنگ ، ميادين الكتريكي و
فلش قرمز رنگ جهت ميدان الكتريكي از روبرو را نشان ميدهد كه در
اين صورت جهت فلشهاي آبي رنگ ، جهت ميدان مغناطيسي تشكيل شده را نشان
ميدهد . با توجه به دو قطبي بودن الكترون و ذرات باردار ديگر ، آنها
ميتواند تشكيل زوج ماده - ماده دهند يعني شكل زير :

يك زوج ماده - ماده خنثي يا يك سيستم دوتايي با ميدان الكترومغناطيسي بسته را
ميتوان چنين فرض كرد .

همانطور كه در شكل فوق مشخص است ميادين الكتريكي
و مغناطيسي ( الكترومغناطيسي ) به صورت بسته در آمده و زوج در خارج از
ميادين خنثي بنظر رسيده و غير قابل شناسايي است .
تنها زماني كه اين زوجها با هم تصادم و تماس حاصل كنند امواج
الكترومغناطيس توليد و منتشر خواهد شد كه ما چنين استنباط خواهيم كرد
كه اين انرژي و نوسان آن مربوط به خلاء است كه در واقع چنين نيست .

اين انرژي الكترومغناطيسي كه به نام انرژي نوسان خلاء يا انرژي نقطه
صفر شناخته شده است مربوط به تصادم زوج ماده - مادههاي خنثي ميشود .
البته همانطور كه ميدانيم طول موج اين امواج الكترومغناطيس خيلي بيشتر
از قطر ذرات باردار است حتي قطر خود اتمها و طول موج اين امواج تابع
سرعت زاويهاي ذرات باردار ميباشد ، موضوعي است كه در مبحث توليد و
انتشار امواج الكترومغناطيس به آن خواهيم پرداخت .
محمدرضا طباطبايي 15/10/86
http://www.ki2100.com
لطفا نظر خود را
به تالار زير ارسال فرماييد :
http://persianforum.ki2100.net/viewtopic.php?f=16&t=74