طرح ايراد اول در نظريه نسبيت خاص
" / نسبيت همزماني ، نوشته آلبرت
انيشتين :
تاكنون مطالعات ما نسبت به يك جسم خاص مقايسه
به نام ( خاكريز راهآهن ) بوده است . اكنون قطار بسيار طويلي را در
نظر ميگيريم كه نسبت به خط آهن با سرعت ثابت v
حركت ميكند و جهت حركت آن در شكل 1 نشان داده شده است . براي
كساني كه با اين قطار مسافرت ميكنند بهتر است كه خود قطار را به عنوان
جسم صلب مراجعه ( دستگاه مختصات ) انتخاب كنند ؛ آنها تمام حوادث را به
وسيله مراجعه به اين قطار در نظر خواهند گرفت .

پس هر حادثه كه در طول خط اتفاق ميافتد مثل اين
است كه در يك نقطه خاص از قطار اتفاق افتاده است و همچنين تعريف
همزماني نسبت به قطار درست به همان طريق است كه نسبت به خاكريز توضيح
داده شده است . به عنوان يك نتيجه طبيعي سوال زير مطرح ميشود :
دو حادثه ( همان مثال دو برخورد صاعقه بر نقاط
A و B )
كه با مقايسه نسبت به خاكريز راهآهن
همزمان هستند ، آيا با مقايسه نسبت به قطار نيز همزمان خواهند
بود ؟ مستقيما نشان خواهيم داد كه جواب اين سوال بايد منفي باشد .
وقتي كه ميگوييم برخوردهاي نور در نقاط
A و B نسبت
به خاكريز همزمان هستند مقصود ما اينست : كه پس از برخورد صاعقه ،
نورهاي منتقل شده از نقاط A و
B همديگر را در نقطه
M وسط فاصله A→B
از خاكريز ملاقات ميكنند
. ولي حادثههاي A و
B به اوضاع A و
B از قطار نيز مربوط ميشوند . فرض كنيم
'M وسط فاصله A→B
در قطار متحرك باشد . درست در همان لحظه كه نورهاي صاعقه برخورد
ميكنند ، نقطه 'M بر
نقطه M منطبق ميشود ، ليكن
'M با سرعت v
قطار مطابق شكل 1 به سمت جلو حركت ميكند . اگر ناظري كه در وضع
'M قرار دارد اين سرعت را نداشت ، به طور
دائم در نقطه M ميماند و شعاعهاي نورهاي
صادر شده از نقاط A و
B به وسيله صاعقه ، همزمان به او
ميرسيدند . يعني آنها را در مكان خود ملاقات ميكرد . در صورتي كه
اينطور نيست ، اكنون در واقع ( با مراجعه نسبت به خاكريز ) او به طرف
شعاع نوري كه از B ميآيد شتاب ميكند
در حالي كه از مقابل شعاع نوري كه از A
ميآيد ميگريزد . پس ناظر شعاع نوري را كه از B
ميآيد زودتر از شعاع نوري خواهد ديد كه از A
ميآيد . پس تمام ناظراني كه قطار راهآهن را به عنوان جسم مراجعه
انتخاب كردهاند ، به اين نتيجه خواهند رسيد كه ضربه نور صاعقه در
B زودتر از ضربه نور صاعقه در
A ميباشد . از اين رو ما به نتيجه مهم زير
رسيدهايم :
حادثههايي كه با مقايسه نسبت به خاكريز همزمان
هستند نسبت به قطار همزمان نميباشند و بالعكس ( نسبيت همزماني ) .
هر جسم مراجعه ( دستگاه مختصات ) داراي زمان
مخصوص به خود ميباشد . بدون اينكه ذكري از جسم مراجعه كه زمان را به
آن منسوب كنيم ، به ميان آيد عبارت زمان يك حادثه معني ندارد . قبل از
ظهور نظريه نسبيت هميشه به طور ضمني در فيزيك فرض ميشد كه زمان يك
معني كلي دارد يعني از وضع حركت جسم مراجعه مستقل است . ولي ما اكنون
ديديم كه اين فرض با طبيعيترين تعريف همزماني سازگار نيست ، اگر ما
اين فرض را كنار گذاريم ، در نتيجه تضاد مابين قانون انتقال نور در خلا
و اصل نسبيت ( بحث در گفتار 7 ) از بين ميرود .
.....................
ترجمه و توضيح : غلامرضا عسجدي "
اثر دوپلر ( داپلر ) چيست ؟
"/ به دليل اهميت اثر دوپلر در
كيهان شناختي ، قبل از ادامه بحث لازم است مرور كوتاهي به آن داشته
باشيم . پديده دوپلر در اصل براي تغييرات بسامد چشمه صوت در فيزيك
كلاسيك مطرح گرديد . بر اساس اين اثر هرگاه ناظري نسبت به يك چشمه صوت
در حركت باشد ، ناظر بسامدي غير از آنچه از چشمه گسيل ميشود دريافت
ميكند . مثلا اگر يك آمبولانس با سرعت به طرف ما در حال حركت باشد ،
صداي آژير آن به علت حركت چشمه صوت ، يك تغيير بسامد در موج ارسالي
ايجاد ميشود ، به نحوي كه هر چه آمبولانس به ما نزديك تر شود ، صداي
آژير زيرتر ( بسامد بيشتر و طول موج كمتر ) ميگردد و زماني كه ماشين
از كنار ما ميگذرد و دور ميشود صداي آژيري كه به گوش ما ميرسد بمتر
( بسامد كمتر و طول موج بيشتر ) ميگردد .

اين پديده را اثر دوپلر ميگويند كه
در مورد نور نيز صادق است . يعني هرگاه چشمه نور به طرف ناظر در حال
حركت باشد ، بسامد نور دريافتي توسط ناظر تغيير ميكند ، اگر
ناظر و چشمه در حال دور شدن از يكديگر باشند ، نور دريافتي به سمت سرخ
جابجا ميشود و اگر در حال نزديك شدن باشند ، بسامد نور دريافتي
جابجايي به سمت آبي نشان ميدهد .
پس از ارايه شدن نسبيت ، اثر دوپلر براي امواج
الكترومغناطيسي مورد برسي قرار گرفت . در اثر دوپلر نسبيتي به علت
اينكه چشمه گسيل كننده موج ، امواج الكترومغناطيسي تابش ميكند و رفتار
اين دسته از امواج نيز توسط نظريه نسبيت خاص توصيف شده است ، بنابراين
وضعيت كاملا با اثر دوپلر كلاسيكي فرق ميكند چرا كه طبق اصل موضوع
نسبيت خاص ، مبني بر يكسان بودن قوانين فيزيكي در همه چهارچوبهاي مرجع
لخت ( اينرسي ) ، وجود هر گونه چهار چوب مرجع ممتاز در عالم نفي ميشود
. به همين خاطر ديگر حركت چشمه به سمت ناظر يا ناظر به سمت چشمه هيچ
تفاوتي با هم نخواهد داشت . در اين پديده اگر ناظر به سمت چشمه نور يا
چشمه نور به سمت ناظر حركت كند يك جابجايي به سمت طيف آبي نور ديده
ميشود ، يعني رابطه زير :

كه در آن
طول موج دريافتي و
طول
موجي است كه چشمه نور ارسال ميكند . واضح است كه در اين حالت طول موج
دريافتي از طول موج ارسال شده كوتاهتر است . اگر چشمه نور از ناظر ،
يا ناظر از چشمه نور دور شود ، با افزايش طول موج نور دريافتي يك
انتقال به قرمز در طيف نشري يا جذبي آن چشمه ديده ميشود كه طبق رابطه
زير داده ميشود :

.................... "
اينك با دانستن اين موضوع بسيار مهم ، زماني كه
قطار در حال حركت است ، نوري كه از نقطه B
واقع بر خاكريز خط آهن به طرف ناظر متحرك حاضر در نقطه 'M
روي قطار ميرسد ، تغيير طيفي به طرف آبي خواهد داشت و همچنين نوري كه
از نقطه A واقع بر خاكريز خط آهن به طرف
ناظر متحرك حاضر در نقطه 'M روي قطار ميرسد
، تغيير طيفي به طرف قرمز خواهد داشت . پس تمام ناظراني كه قطار
را به عنوان جسم مراجعه انتخاب كردهاند ، متوجه اختلاف موجود در دو
طيف ارسالي شده و بعد از لحاظ اثر دوپلر در فركانس و طول
موج نور رسيده از صاعقه در مكانهاي A
و B در روي خاكريز خط آهن ، مقدار سرعت خود را نسبت به
مكانهاي مورد نظر يا خاكريز محاسبه و به اين نتيجه كلي خواهند رسيد
كه ضربه نور صاعقه در B و
A همزمان ميباشد ، هر چند كه با اختلاف
زماني دريافت شده باشند ، يعني رويت نور دو صاعقه هم زمان نباشد .
كه در اين صورت با توجه به اثر دوپلر براي طول موج نور ، دو حادثه ( همان مثال دو برخورد صاعقه بر نقاط
A و B )
كه با مقايسه نسبت به خاكريز راهآهن
همزمان هستند ، براي قطار نيز همزمان خواهند
بود !
اما حالت ديگري هم وجود دارد و آن اينكه صاعقه
به طور همزمان با دو نقطه
A و B واقع
در روي قطار تصادم داشته باشد كه در اين حالت نقاط برخورد صاعقه بشدت
داغ شده و خودشان مولد نور خواهند شد و چون اين دو منبع نور به همراه
ناظر واقع در نقطه 'M در حال حركت
بوده و نسبت به هم ساكن هستند ، ناظر واقع در نقطه 'M
متوجه اختلافي در طيفهاي رسيده نخواهد شد ، بلكه فقط متوجه اختلاف
زماني در رويت نورها شده كه در اين وضعيت بخصوص همان ايراد قبلي ، اين
بار براي ناظر واقع بر نقطه M در روي خاكريز
خط آهن مطرح خواهد شد .
پس ميتوان به دو نتيجه كلي دست يافت كه درست
برعكس نظريه نسبيت خاص است و آن اينكه :
1- حادثههايي كه با مقايسه نسبت به خاكريز همزمان
هستند با لحاظ اثر دوپلر در طول موج نور ، نسبت به قطار متحرك نيز
همزمان خواهند بود و بالعكس .
2- حادثههايي كه به صورت همزمان در يك دستگاه
لخت ( البته متحرك ) روي ميدهند ، براي ناظران حاضر در خود اين دستگاه
همزمان نخواهند بود و چنين به نظر ميرسد كه فعلا هيچ راهي براي تشخيص
همزماني آنها وجود نداشته باشد .
توضيحات تكميلي :
ناظر واقع در وسط قطار متحرك (
'M ) دو پرتو نور دريافت
ميكند كه همزمان از طرف خاكريز به او نرسيدهاند . ولي پرتويي كه از روبرو رسيده ،
فركانس بيشتري دارد و پرتويي كه از عقب رسيده است فركانس كمتري خواهد
داشت . ناظر اگر مجموع اين دو فركانس را تقسيم بر دو كند به فركانس
اصلي دو منبع نور ميرسد :

با مشخص شدن فركانس اوليه دو
منبع نور و با استفاده از دو فرمول فوقالذكر ، ناظر ميتواند سرعت
نزديك شدن و يا دور شدن خود از دو منبع نور را پيدا كند . با توجه به
اينكه V=d/t ، سرعت مساوي است با فاصله
پيموده شده تقسيم بر زمان ، ناظر ميتواند با استفاده از اختلاف زماني
در رويت دو پرتو نور ، مقدار جابجايي خود را حساب كند و با لحاظ اين
مقدار جابجايي ، به مكاني كه دو پرتو نور همزمان يكديگر را ملاقات
ميكنند ( نقطه M ) دست يابد . اما نكته
بسيار مهم و قابل توجه اين است كه طبق يافتههاي لورنتس و فيتز جرالد
، با سرعت خود قطار ، زمان كند شده و متر ناظر كوتاه ميشود و اين دليل
مهم براي ناهمزماني مابين خاك ريز و قطار است نه فاصله زماني در رويت
دو پرتو نور ارسالي ، ناظر ميبايست اين موضوع را در محاسبه مكاني كه دو
پرتو نور همديگر را همزمان ملاقات ميكنند ، در نظر بگيرد .
طرح اين ايراد كلي در نظريه نسبيت خاص منجر به
طرح ايرادات مهم ديگري خواهد شد كه در آينده به آن اشاره خواهيم
كرد .
محمدرضا طباطبايي 18/12/86
http://www.ki2100.com
لطفا نظر خود را
به تالار زير ارسال فرماييد :
http://persianforum.ki2100.net/viewtopic.php?f=71&t=77