آيا آن بهترين نزولي (
هديهاي ) [است] يا درخت زقوم 62
ما قرار داديم آن را فتنهاي ( مايه امتحاني
) براي
ظالمان 63
بدرستي آن درختي [است] كه خارج ميشود در
اصل ( بيخ ، بنيه و ته ) جحيم (
جهنم )
64
خوشهاش ( ميوه و ثمرهاش ) گويا
آن همانند سرهاي شياطين [است] 65
پس بدرستي ايشان حتما خورندگان از آن
[هستند] ، پس
مملو ( آكنده و پر ) ميكنند از آن شكمها را
66
سپس بدرستي براي ايشان ، برايش ( بعد از خوردنش
)
حتما آميختهاي ( معجوني ) از حميمي (
آب داغي ) [است] 67
سپس بدرستي مرجع ( بازگشت ) ايشان حتما
به سوي جحيم ( جهنم ) [است]
. آيه 68 سوره صافات


همانطور كه در مبحث منشاء پيدايش ميكرو ارگانيسمها
گفته شد ، چه حيات نباتي ( گياهي ) و چه حيات جانوري ( حيواني ) هر دو
منشاء آبي داشته ولي دو
علت و دليل متمايز دارند . يكي نور است كه نباتات داري سبزينه (
كلروفيل ) را پديدار ميكند همچنين سلول حيواني انس را ، اينها در ادامه حيات به نور
مستقيم خورشيد نياز دارند . ولي ديگري مارج است كه نباتات دريايي همچون مرجانها
و در خشكي قارچها را پديدار ميكند همچنين سلول حيواني جن را ، كه براي
ادامه حيات نيازي به تابش مستقيم نور خورشيد ندارند . جهت اينكه بيولوژي آنها با
سبزينه داران و ريشه داران متفاوت است . قارچها براي رشد و حيات نياز
به محيطي گرم و مرطوب دارند كه اين شرايط در جهنم به صورت ايدهآلي
برقرار است . حيات و تغذيه آنها و مرجانها نسبت به گياهان خشكي
به قدرتي متفاوت است كه آنها را بيشتر شبيه حيوانات و جانوران ميكند .
به نام خداوندِ رحم كنندهِ (
بخشنده ، گذشت كننده ) مهربان (
با شفقت ، با عاطفه )
-
آيا داده شد تو را حديث پوشاننده (
قيامت )
-
صورتهايي در چنين روزگاري سرافكندهاي [باشد]
-
عمل كنندهاي رنج كشندهاي (
مصيبت زدهاي ) [است]
-
كشيده ميشود آتشي سوزانندهاي را
-
نوشانده ميشود از چشمهاي داغي (
جوشاني )
-
نيست برايشان طعامي مگر ضريعي (
زقومي
)
-
نه چاق ميكند و نه بي نياز (
برطرف ، سير ) ميكند از گرسنگي
.............. غاشيه
سپس بدرستي شما اي گمراهان [و] تكذيب كنندگان
51
حتما خورندگان [هستيد] از درختي از [نوع]
زقومي
52
پس پر كنندگان [هستيد] از آن شكمها را 53
واقعه
قارچهاي خوراكي هر چند مقوي هستند و ارزش غذايي خوبي دارند ولي موادي حجيم و كم
انرژي و زود هضمي هستند . براي اينكه 90 درصد آنها را آب تشكيل ميدهد كه در صورت تغذيه جهت سير شدن
، ميبايست مقدار زيادي از آن
خورده شود . در حقيقت زقوم به نوعي قارچ و جزو خانواده بزرگ آنها محسوب
ميشود . تشابه بسيار زيادي مابين بالاتنه اكثر قارچها و سر طايفه جنيان (
سرنشينان يوفو ) وجود دارد .
و اصحاب ( اهل ) شمال (
بد شگون ) ، چيست اصحاب شمال 41
در باد گرمي و آب داغي 42
و سايهاي از دودي ( سياهي ) 43
نه خنكي و نه كرامتي ( پذيرايي ) 44
بدرستي ايشان بودند قبل از آن خوشگذرانان (
عيش و نوش كنندگان ) 45
و اصرار ميكردند براي پيمان
شكني ( گناه ، تمرد ) بزرگ . 46 واقعه
جهنم در قرآن تاريك و سياه توصيف شده است و اين
براي رشد قارچها ايدهآل است .
آيا نديدهاي كه چگونه زد خداوند مثالي
را ،
كلمهاي پاكي همچون درختي پاكي [است
كه] اصل آن ( تنه و ريشه آن ) ثابتي (
پابرجايي ) و
فرع آن ( شاخه و برگ آن ) در آسمان
[باشد] 24
ميدهد ( ميآورد
) خوردنيش ( ميوهاش ) را هر (
تمام ) زمان به اذن سرورش و ميزند خداوند
مثالها را براي انسيان
( مردم ) ، باشد براي ايشان كه متذكر شوند 25
و مثال كلمهاي خبيثي (
كثيفي )
همچون درختي خبيثي ( كثيفي )
[است كه] كنده شده (
بر جهيده ، پريده ) از بالاي
زمين ، نيست برايش از قراري ( پايداري و دوامي )26
تثبيت ميكند خداوند كساني را كه
ايمان آوردند به سخن ثابت در زندگاني دنيا و [همچنين] در آخرت ، و گمراه ميكند
خداوند ظالمان را و عمل ميكند خداوند آنچه را كه ميخواهد . 27 ابراهيم
عمر بعضي از درختان بيش از هزاران سال تشخيص
داده شده ولي عمر قارچها بسيار كوتاه و زودگذر ( فصلي ) است . اين درختان با
ريشههاي گلفت و طولاني كه در زمين دارند در مقابل توفان ، سيل و حتي
زلزله و رانش زمين بسيار مقاوم هستند تا حدي كه ميتوانند جلوي فرسايش
خاك و
رانش زمين را بگيرند . ولي قارچها بسيار سست و ناپايدارند و به راحتي
از خاك يا چوب كنده و جدا ميشوند . درختان و گياهان براي رشد از املاح
و تركيبات شيميايي محلول در آب خاك و همچنين عناصر موجود در هوا
استفاده ميكنند و قادر به توليد تركيبات آلي هستند ، ولي قارچها از
تركيبات آلي همچون سلولز و بقاياي حيواني و گياهي تغذيه ميكنند . بعضي
از آنها از بافتهاي زنده حيواني و گياهي نيز تغذيه ميكنند . همانطور كه ميدانيم قارچها فاقد
هرگونه ريشه همانند ريشه درختان و گياهان هستند همچنين آوند نيز ندارند
.
قارچها موجوداتي هتروتروف بوده ، فاقد
ريشه ، ساقه و برگ
هستند و در يكي از پنج سلسله موجودات زنده قرار داده شدهاند . اين
موجودات به علت فقدان كلروفيل ( سبزينه ) قادر به سنتز مواد آلي نيستند
و در نتيجه ناگزيرند به صورت ساپروفيت بر روي مواد آلي مرده گياهي و
جانوري و يا به صورت انگل بر روي ياختههاي زنده و يا داخل آنها زيست كنند . نوع ديگر زندگي
، همزيستي قارچها با ديگر موجودات است
كه در ميكوريزا و
گلسنگها ديده میشود .
ساختار قارچ :
ساختار اغلب قارچها از رشتهها و يا ريسههاي
نخي شكل به نام هيف تشكيل شده است . در قارچهاي پست ، ريسهها يا هيفها
فاقد ديواره عرضي هستند . انشعابات هيفها يا ريسهها شبكهاي به نام
ميسيليوم را بوجود میآورند . شبكه ميسيليوم را میتوان به صورت
كپك بر
روي مواد آلي مختلف مشاهده كرد . آنزيمهايي كه توسط قارچهاي مختلف
بوجود میآيند میتوانند انواع مواد آلي را تجزيه كرده و به مواد
سادهتري مبدل كنند . قارچها از لحاظ ساختار ياختهاي جزء يوكاريوتها
هستند كه در اطراف
هسته
و ديگر اجزاي ياخته غشاي دو لايه وجود دارد . در اطراف ياخته ،
ديواره
ياختهاي حاوي كيتين قرار میگيرند .
بعضي از قارچها براي خوردن بسيار خوشمزه و مقوي
هستند .
در كشورهاي مختلف ، در تهيه انواع
غذاها از
قارچ استفاده مي كنند . در تهيه
سوپها ،
سالادها و
سس ها ، از قارچ به عنوان نوعي
پروتئين گياهي استفاده مي كنند . اما به خاطر داشته باشيد كه برخي
انواع قارچها
سمي هستند و ارزش غذايي ندارند ، اگر چه ممكن است كه ظاهرشان به
قارچ هاي خوراكي شبيه باشد . سم در قارچها مثل نكوتين در توتون و
تنباكو براي جلوگيري از تغذيه توسط ديگران و تداوم نسل و بقا عمل
ميكند و به نوعي سيستم
دفاعي در مقابل آفات منجمله حشرات محسوب ميشود از اين رو مورچهها
در زير زمين براي تغذيه خود ، قارچ خوراكي پرورش ميدهند تا با خوردن
قارچهاي سمي دچار مسموميت و مرگ نشوند . يكي از سميترين قارچها
كلاه مرگ است كه مي تواند در عرض 12
ساعت باعث مرگ انسان شود . گونه هاي سمي ديگر توليد
بيماري شديد مي كنند اما بندرت باعث مرگ انسان بالغ مي شوند .
بنابراين كندن قارچهايي كه در
جنگل مي رويند خطرناك است ؛ چون تشخيص سمي يا
خوراكي بودن قارچ كار سادهاي نيست و تنها افراد با
تجربه و متخصص قادرند كه قارچ سمي را از خوراكي تشخيص دهند . چنين
افرادي را شكارچيان قارچ مي نامند . شغل اين افراد بسيار سخت و حساس
بوده و گاهي يك بي دقتي در تشخيص نوع قارچ ، منجر به مرگ آنها مي
شود .
خواص شيميايي قارچ :
بسياري از گونه هاي قارچ ، براي ساليان متمادي به عنوان
داروهاي خانگي مورد استفاده قرار مي گرفته است . اين گونه
قارچها خواص ضد
سرطان و يا ضد
ويروسي داشته و برخي از آنها عملكرد سيستم ايمني بدن را بهبود مي
بخشند . پنيسيلين نوعي آنتيوبيوتيك است كه از قارچ ( نوعي كپك ) بدست
ميآيد .
بعضي انواع قارچها ، اثرات مثبت ذهني و رواني دارند . گفته مي شود كه
اين قارچها را مردمان قبايل شمال سيبري و همچنين
دزدان دريايي ، قبل از نبرد استفاده مي نمودند . اين قارچها وضعيت
رواني افراد را قبل از شروع جنگ ، بهبود مي بخشيد .
به دليل همين اثرات مثبت قارچها ، در برخي جشن هاي مذهبي از آنها
استفاده مي كردند . در گذشته از برخي انواع قارچها براي روشن نمودن
آتش استفاده مي نمودند و به آنها لقب
فندك مي دادند .
و رويانيديم برايش درختي از صيفي ( يا كدو )
146 صافات
در واقع در ادبيات قرآني همه نباتات شجر معرفي شدهاند و شجر را
ما در فارسي درخت ترجمه ميكنيم ولي در عربي به معني نسل نيز ميباشد .
و زماني كه گفتيم براي تو كه بدرستي
سرورت احاطه كرد به انسيان ( مردم ) و قرار نداديم رويا
( خواب ) ، آن را كه نشانت داديم ، مگر
فتنهاي براي انسيان و [همچنين آن] درخت ملعون (
مورد لعن و نفرين ) در قرآن ، و
ميترسانيم ايشان را پس نميافزايد ايشان را مگر طغياني بزرگي . 60
اسراء
اين شجر به طور حتم يك نوع قارچ است كه ميتواند در سطح زمين
برويد و يا اينكه براي خود ميزبان داشته و زندگي انگلي روي درخت داشته باشد .

آنها ميتوانند با تجزيه سلولز ( چوب تنه و پوست
) درختان تغذيه و رشد كنند براي اينكه اين درختان سيستم دفاعي در برابر
رشد و نمو قارچها ندارند و هر چند كه آنها فصلي بوده و حيات درختان را
به مخاطره نمياندازند . ظاهر و رنگ اينها ميتواند براي انسانهاي ساده
لوح و كم عقل خيلي فريبنده باشد و آنها را تحريك به خوردن و يا مزه
كردن كند . هر چند كه گونههايي از قارچهاي صدفي سمي نبوده و در روي
تفاله گياهي منجمله كاه و ساقه برنج پرورش داده ميشوند . بعضي از
قارچها روي پوست سر رشد كرده و باعث ريزش دائمي مو در محل ميشوند (
كچلي ) .
و بدرستي مكان ( تمكين
) دادهايم شما را در زمين و قرار داديم براي
شما در آن معيشتها ( گذران زندگي و حياتها )
، [جز] اندكي شكر نميكنيد 10
و خلق كردهايم شما را ، سپس صورتگري
كرديم شما را ، سپس
گفتيم به ملائكه [كه] سجده كنيد براي آدم ، پس سجده كردند بجز ابليس
[كه] نبوده است از سجده
كنندگان 11
[خداوند] گفت چه [دليلي] منع كرد تو را كه سجده نكني زماني كه فرمان دادم
تو را ، [ابليس] گفت من بهتري از او [هستم
چرا كه] خلق كردي مرا از آتشي و خلق كردي او را از گلي 12
[خداوند] گفت پس فرودآي (
كم رتبه شو ، پايين رو ) از آن ( مقام يا
بهشت ) ، پس شايسته نمي باشد براي تو كه تكبر (
خود بزرگي ) كني در آن ، پس خارج شو [كه] بدرستي تو از خوار (
كوچك و پست ) شدگان [هستي]
13
[ابليس] گفت فرصت ( انتظار
) بده مرا تا روزي كه مبعوث ميشوند 14
[خداوند] گفت بدرستي تو از چشم به راهان (
منتظران ، فرصت داده شدگان ) [هستي]
15
[ابليس] گفت پس به [سبب] آنچه كه فريب دادي (
گمراه و مغرور كردي ) مرا ، حتما مي نشينم براي ايشان ، راه تو آن مستقيم (
درست ، راست
، پايدار
) را 16
سپس حتما مي آيم ايشان را از پيش
رويشان و از پشت سر ايشان و از راستهايشان و از چپهايشان و نمي يابي اكثرشان را شكر گزاران
17
[خداوند]
گفت خارج شو از آن ملامت ( نكوهش ) شدهاي دور از رحمتي (
رانده شدهاي ) ، حتما كسي را كه تبعيت كند تو را از ايشان ، حتما لبريز (
لبالب ، آكنده ) مي كنم جهنم را از شماها جملگي (
دسته جمعي ) 18
و اي آدم ساكن شو (
مقيم شو ) تو و زوجت باغ را (
بهشت را
) ، پس بخوريد شما دو نفر از جايي
( هر طرفي كه ) خواستيد شما دو نفر
و نزديك نشويد شما دو نفر به اين درخت [كه در
صورت نزديكي] پس ميشويد شما
دو نفر از ظالمان 19
پس وسوسه ( تحريك ) كرد براي آن دو شيطان ، براي اينكه آغاز (
شروع ) كند براي آن دو
آنچه را كه پوشيده شده ( مخفي ، در نهان شده
)
بود از آن دو از بديها ( خوي زشت ، سيرت بد ، بدي و
زشتي و ناپسندي ) آن دو و [ابليس]
گفت نهي نكرد شما دو نفر را سرور شما دو نفر از اين درخت ، مگر
آنكه شما دو نفر شويد دو مَلَك يا شما دو نفر شويد از
جاودانان 20
و قسم ( سوگند
) خورد براي آن دو [كه] بدرستي من براي شما دو نفر
حتما از خير
خواهان ( نصيحت كنندگان ، مشاورين ، دلسوزان ،
راستگويان ) [هستم] 21
پس بالاند ( سرخوش و مغرور كرد ) آن دو را به غروري (
خودخواهي ، فريبي ) ، پس آنگاه كه چشيدند (
مزه كردند ) آن دو درخت را ، بدعت (
آغاز و شروع ) شد براي آن دو بديها (
خوي زشت ، سيرت بد ) آن دو و بر
آمدند آن دو كه بچسبانند ( گردآوري كنند ) آن دو براي
خودشان از برگ باغ ( بهشت ) و ندا (
صدا ) داد آن دو را سرور آن دو نفر ، آيا
نهي نكردم شما دو نفر را از جوار ( مجاورت ،
نزديكي ) شما دو نفر درخت را و [نه] گفتم براي شما دو نفر
[كه] بدرستي شيطان براي شما دو نفر دشمني
آشكاري [است]
22
گفتند آن دو نفر (
آدم و زوجش ) ، سرور ما ظلم
كرديم خودمان را و اگر نيامرزي براي ما و رحم [نه] كني ما را ، حتما ميشويم از زيان
كاران 23
[خداوند] گفت فرود آييد (
سقوط كنيد ، پايين رويد ، منظور هر سه نفر 1 - آدم 2- زوجش
3- ابليس ) ، بعضي از شما براي بعضي [ديگر] دشمني
[باشيد] ، و براي شماست در زمين
استقراري ( قرارگاهي ، مستقري ) و متاعي
( رزق و روزي ، بهره مندي ) تا (
الي ) زماني ( موعدي ، وقتي مشخص
) 24
[خداوند] گفت در آن (
زمين ) زنده ميشويد (
زندگي ميكنيد ، خلق
ميشويد ، متولد ميشويد ، حيات پيدا ميكنيد ) و در آن ( زمين
) مي ميريد و از آن ( زمين ) خارج كرده ميشويد (
مجددا زنده ميشويد در روز قيامت ) 25
اي پسران
آدم فرو فرستادهايم براي شما لباسي را [كه] ميپوشاند (
پنهان مي كند ) بديها (
خوي زشت ، سيرت بد ، بدي و زشتي و ناپسندي
) شما را و زينتي
( آراستگي ) [است]
، و لباس پرهيزگاري ( جامه تقوي و ترس از خداوند
)
آن بهتري است ، آن از آيات ( نشانه هاي )
خداوند [است] باشد براي ايشان كه متذكر شوند (
يادآور
شوند ) 26
اي پسران
آدم به فتنه ( بلا و مصيبت ) نياندازد ( مفتون و فريفته نكند ) شما
را شيطان ، همچنان كه خارج كرد والدينتان را از باغ (
بهشت ) ، ميكند ( پاره و
از تن درمي آورد ) از آن دو نفر لباسهايشان را ، براي اينكه آشكار كند (
نشان دهد
) آن
دو را بديها ( خوي زشت ، سيرت بد ، بدي و
زشتي و ناپسندي ) آن دو را ، بدرستي او ميبيند شما
را ، او و قبيله اش ( ايل ، تبار ، قوم ، طايفه
) از جايي ( مكان و طرف و سويي ) [كه]
نمي بينيد ايشان را ، ما قرار داديم شياطين را ، سرپرستان (
اوليا ، حاكمان ، زمامداران ، دوستان ) براي كساني كه ايمان نمي
آورند . 27 اعراف
دقت كنيد كه در اين سوره خداوند ، آدم و زوجش را
از نزديك شدن به اين شجر منع كرده است چه برسد به خوردن آن و بيانگر اين موضوع است كه نوعي رايحه
يا تركيب شيميايي زيان بخش
براي آدم و زوجش درون و يا پيرامون اين درخت انتشار يافته بود .
به طور مثال LSD يك نوع ماده توهمزاي فوقالعاده قوي است كه از يك نوع قارچ
بدست ميايد و توان جذب از پوست را دارد . خود الكل حاصل فعاليت يك نوع قارچ ( مخمر آبجو ) است كه
از كربوهيدراتها ( نشاسته و قند حتي سلولز ) تغذيه ميكند . از تخمير نشاسته
و قند اتانول مست كننده ولي از سلولز ( چوب ) متانول سمي و كشنده ( كور
كننده ) بدست ميآيد .
آدم و زوجش در بهشت در بهترين شرايط ايدهآل
ژنتيكي براي اصلاح نژاد نوع انسان آفريده شده بودند كه غدد جنسي آنها
غير فعال و توان زايشي و تكثير نداشتهاند . مسلما بعد از اينكه آدم و
زوجش از آن درخت چشيده و يا خوردهاند ، ابتدا نشانههايي همچون
مسموميت و يا حساسيت از آنها بروز كرده و شايد آنها براي جلوگيري از
تاول و يا خارشهاي جلدي اقدام به چسباندن برگ درختان بهشت به خود كردهاند
. براي اينكه انسان
با مشاهده علائم بيماري فورا به دنبال دارو و درمان آن است و چيزي جز
برگ درختان در نزديكي آنها نبوده است . در مراحل بعدي غدد جنسي
آنها تحريك و فعال شده و آماده زايش شدهاند . شايد اين شجر تركيباتي
مشابه تستسترون ( هرمون مردانه ) و يا پروژسترون ( هرمون زنانه ) داشته
است و يا اينكه تحريك كننده ترشح آنها بوده است ، براي اينكه قارچها
خاصيت دارويي هم دارند . در حقيقت چون ابليس قصد فريب آدم و زوجش و
فرزندانشان را داشته مبادرت به اين كار كرده . به احتمال زياد خوردن از
اين درخت براي او ممنوع نبوده و شايد جز رژيم غذايي او بوده است و او
از خواص آن كاملا باخبر بوده و ميدانسته كه آنها با خوردن از اين درخت
توان زايشي و زاد و ولد پيدا كرده و به اين طريق ميتواند نسل زيادي از
آنها را پديدار و به گمراهي بكشاند و لذا كندن لباس آن دو و تشويق به
.........
به همين دليل مهم بوده است . به هر حال آدم و زوجش به همراه ابليس ديگر
مجاز به ماندن ، اقامت و زاد و ولد در بهشت نبودند و هر سه مخلوق در قالب دو جسم آدم
و زوجش به شراكت ابليس به سياره زمين اخراج شدهاند ( سقوط كردهاند ،
هبوط ) . اينكه آدم و زوجش سيب يا گندم و از اين محصولات مجاز
مصرف كردهاند توهم و افسانهاي بيش نيست و صرفا تخيل فلاسفه و عرفا
است . زقوم هر چه هست طعام اهل جهنم
است و ميبايست خواص شگفت انگيزي داشته باشد براي اينكه شرايط حيات در
جهنم بسيار سخت و غير قابل تصور است . اگر آن خاصيت سير كردن و يا چاق
كردن ندارد ولي خواصي منجمله تقويت بنيه جنسي ، استحكام به استخوان
بندي و بافت عضلاني دارد . يعني كاري كه بدنسازها قصد دارند با مصرف
هرمون و يا تركيبات شيميايي انجام دهند . خوردن زقوم باعث افزايش تحمل
اهل جهنم در برابر عذاب خواهد شد و چيزي همانند دوپينگ است .
در واقع فرمان نزديك نشدن به شجره زقوم توسط
خداوند يك امتحان ساده براي آزمون آدم و زوجش بوده ولي به هر حال براي
خروج هر سه آنها و استقرارشان در زمين بهانه و دليلي شده است .
بدرستي درخت زقوم 43
طعام گناه كار [است] 44
همچون روغن ( عناصر معدني ) ميجوشد در
شكمها 45
همچون جوشيدن حميم ( آب جوش ) 46 دخان
مصرف زياد و بيش از حد و مداوم زقوم ، باعث سوء هاضمه و زياد شدن اسيد
معده ميشود .
و گفتيم اي آدم ساكن شو تو و زوجت باغ
( بهشت ) را و بخوريد شما دو نفر از آن به وفوري
( ناز و نعمت و آسايشي ) [هر] جايي [كه]
خواستيد شما دو نفر ، و نزديك نشويد شما دو نفر اين درخت را ، پس
ميشويد شما دو نفر از ظالمان 35
پس
منحرف ( جابجا ) كرد آن دو را شيطان از آن [بهشت]
، پس خارج كرد آن دو را از آنچه كه بودند آن دو در آن [حالت
و فرم] و گفتيم پايين رويد [هر سه نفر آدم و زوجش
و ابليس كه] بعض شما براي بعضي دشمني [باشيد] و برايتان در زمين استقراري (
قرارگاهي ) و متاعي
( بهرهای ) [است] تا زماني
. 36 بقره
به هر حال مصرف زقوم وضعيت جسمي و بيولوژي آدم و زوجش را
تغيير داده است .
محمدرضا طباطبايي 25/10/86
http://www.ki2100.com
لطفا نظر خود را
به تالار زير ارسال فرماييد :
http://persianforum.ki2100.net/viewtopic.php?f=100&t=128&sid=74ca034a177b657614b93b284407746b