Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

02-04-2022

 

سوره توبه ، مدنی 129 آيه

 

  1. برائتی ( بيزاری ، پاك جويی ، تبری ) از [جانب] خداوند و رسولش به جانب كسانی كه پيمان ( معاهده ) بستيد از مشركان

  2. پس سياحت ( سير و سفر ) كنيد در زمين چهار ماههايی را و بدانيد [كه] بدرستی شما غير عاجز كنندگان خداوند [هستيد] و بدرستی خداوند خوار ( رسوا ) كننده كافران [است]

  3. و اعلامی ( اطلاعيه ای ) از خداوند و رسولش به جانب انسيان ( مردم ) [در] روز حج بزرگ ، بدرستی خداوند متبری ( بيزار ، پاك ) است از مشركان و [همچنين] رسولش ، پس اگر توبه كرديد ( برگشتيد ) ، پس آنست بهتری برايتان و اگر رو برگردانديد ، پس بدانيد [كه] بدرستی شما غير عاجز كنندگان خداوند [هستيد] و بشارت ده كسانی را كه كفران كردند به عذابی دردناكی

  4. مگر كسانی را كه پيمان ( معاهده ) بستيد از مشركان ، سپس نقض نكرده اند شما را چيزی و هم پشتی ( ياری ) نكرده اند برايتان [برعليه تان] شخصی را ، پس تمام كنيد به جانبشان عهدشان را تا مدت ( فرصت ) ايشان ، بدرستی خداوند دوست می دارد متقيان را

  5. پس زمانی كه بركنده ( تمام ) شد ماههای حرام ( ممنوع ) ، پس بكشيد مشركان را جايی كه دريافتيد ايشان را و بگيريد ايشان را و محصور ( محاصره ) كنيد ايشان را و بنشينيد برايشان هر كمينگاهی را ، پس اگر توبه كردند و به پا داشتند نماز را و دادند زكات را ، پس ول كنيد [به] راهشان ، بدرستی خداوند آمرزنده ای مهربانی [است]

  6. و اگر يكی از مشركين پناه خواست تو را ، پس پناه ده او را ، تا اينكه بشنود كلام خداوند را ، سپس برسانش محل امنش را ، آن به اين دليل است كه ايشان قومی [هستند] كه نمی دانند

  7. چگونه باشد برای مشركين عهدی  نزد خداوند و نزد رسولش ، مگر كسانی  كه عهد كرديد نزد مسجدالحرام ، پس آنچه كه پايداری ( صبر ) كردند برايتان ، پس استقامت ( صبر ، حوصله ) كنيد برايشان ، بدرستی خداوند دوست می دارد متقيان را

  8. چگونه و اگر چيره شوند ( متحد شوند ) برايتان ، مراقبت ( مراعات ) نمی كنند در شما هم قبيله ای و نه عهدی ( پيمانی ) را ، راضی ( خشنود ) می كنند شما را به دهن هايشان و ابا ( امتناع كند ) قلبهايشان و بيشترشان فاسقان ( نافرمانان ) [هستند]

  9. خريدند ( فروختند ، داد و ستد كردند ) به آيات خداوند بهايی اندكی را ، پس سد ( منع ) كردند از راهش ، بدرستی ايشان بد [است] آنچه را كه عمل می كردند

  10. مراقبت ( مراعات ) نمی كنند در مومنی هم ايلی و نه عهدی را و ايشان ، ايشانند تعدی ( تجاوز ) كنندگان

  11. پس اگر توبه كردند ( برگشتند ) و به پا داشتند نماز را و دادند زكات را ، پس برادرانتان [هستند] در دين و تشريح می كنيم آيات را برای قومی كه می دانند

  12. و اگر نقض كردند سوگندهايشان را از بعد عهدشان  و طعنه ( زخم و ضربه ، آسيب ) زدند در دينتان ، پس قتال ( پيكار ) كنيد پيشوايان ( امامان ، جلوداران ) كفر را ، بدرستی ايشان را نيست امنيتی ( اعتمادی ، سوگند و عهدی ، امانت داری ) برايشان ، باشد برای ايشان كه نهی ( بازداشته ) شوند

  13. آيا قتال ( نبرد ) نمی كنيد قومی را كه نقض كردند پيمانشان ( سوگند و عهدشان ) را و همت كردند به اخراج رسول و ايشان آغاز كردند [جنگ با] شما را اولين باری ، آيا می ترسيد ايشان را ، پس خداوند مستحق تر [است] كه بترسيدش ، اگر شماييد مومنان

  14. قتال ( نبرد ) كنيد ايشان را ، عذاب می كند ايشان را خداوند به دستانتان و خوار می كند ايشان را و ياری می كند شما را برايشان [برعليه ايشان] و شفا ( بهبودی ) می دهد سينه های قومی مومنان را

  15. و می برد ( برطرف ميكند ) كينه قلبهايشان را و می بخشد خداوند برای كسی كه می خواهد و خداوند دانايی حكيمی [است]

  16. آيا گمان كرديد كه ترك ( رها ) كرده می شويد و [در حاليكه] هنوز نشناخته باشد خداوند كسانی را كه جهاد ( سعی ) كردند از شما و نگرفته اند از غير خداوند و نه رسولش و نه مومنان دوستی ( هم دم و محرم اسراری ) را و خداوند آگاه است به آنچه كه عمل می كنيد

  17. شايسته نيست برای مشركان كه عمران ( آباد ) كنند مساجد خداوند را ، [در حاليكه]  شاهدانی برای خويشتن به كفر [هستند] ، ايشان نابود شود اعمالشان و در آتش ايشانند جاودانان

  18. جز اين نيست كه عمران ( آباد ) می كند مساجد خداوند را كسی كه ايمان آورد به خداوند و روز آخر و به پا داشت نماز را و داد زكات را و نترسيده است مگر خداوند را ، پس اميد كه ايشان باشند از راه يافتگان

  19. آيا قرار داديد نوشاندن حجاج و آبادانی مسجدالحرام را همانند كسی كه ايمان آورد به خداوند و روز آخر و جهاد ( تلاش ) كرد در راه خداوند ، برابر نيستند نزد خداوند و خداوند هدايت نمی كند قوم ظالمان را

  20. كسانی كه ايمان آوردند و مهاجرت كردند و جهاد ( تلاش ) كردند در راه خداوند به اموالشان و جانهايشان ، بزرگتر درجه ای نزد خداوند [هستند] و ايشان ، ايشانند رستگاران ( نجات يافتگان )

  21. بشارت ده ايشان را [از جانب] سرورشان به رحمتی از او و خوشنودی هايی و باغهايی برايشان [كه] در آن پر نعمتی به پا شده ای [باشد]

  22. جاودانان در آن ابدی ( هميشگی ) [هستند] ، بدرستی خداوند نزدش اجری بزرگی [است]

  23. ای كسانی كه ايمان آورديد ، اتخاذ نكنيد پدرانتان و برادرانتان را دوستانی ( سرپرستانی ) اگر دوست تر داشتند كفر را بر ايمان و كسی كه دوستی می كند ايشان را از شما ، پس ايشان ، ايشانند ظالمان

  24. بگو اگر باشد پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و زوجهايتان و نزديكانتان و اموالی كه به دست آورديد ( اندوختيد ) آن را و تجارتی [كه] می ترسيد كسادی ( بی رونقی ) آن را و خانه ها [كه] خشنوديد آن را دوست داشتنی تر [هستند] به جانبتان از خداوند و رسولش و جهادی ( تلاشی ) در راهش ، پس چشم به راه ( ساكن و منتظر ) باشيد تا اينكه بياورد خداوند به فرمانش و خداوند هدايت نمی كند قوم فاسقان ( نافرمانها ) را

  25. حتما ياری كرده است شما را خداوند در سرزمينها ( كار زارها ) بسياری و روز حنين ، زمانی كه متعجب كرد شما را كثرتتان ( فزونی شما ) ، پس بی نياز نكرد از شما چيزی را و تنگ گرفت ( بخل كرد ) برايتان زمين به آنچه كه فراخی ( گستردگی ، خوش آمد گويی ، سخاوتمندی ، استقبال ) كرد ، سپس روبرگردانديد پشت كنندگان ( فرار كنندگان )

  26. سپس نازل كرد خداوند سكينه اش ( آرامش خاطرش ) را برای رسولش و برای مومنان و نازل كرد لشگرهايی [را كه] نمی ديديد ( نديده بوديد ) آن را و عذاب كرد كسانی را كه كفران كردند و آن جزای كافران [بوده است]

  27. سپس می بخشد خداوند از بعد آن برای كسی كه می خواهد و خداوند آمرزنده ای مهربانی [است]

  28. ای كسانی كه ايمان آورديد ، جز اين نيست كه مشركان نجسی [هستند] ، پس نزديك نشوند مسجدالحرام را بعد سالشان اين ( امسال ) ، اگر ترسيديد فقر ( تنگدستی ، تنگنا ) را ، پس به زودی بی نياز ( كفايت ) می كند شما را خداوند از فضلش  اگر بخواهد ، بدرستی خداوند دانايی حكيمی [است]

  29. قتال ( نبرد ) كنيد كسانی را كه ايمان ندارند به خداوند و نه به روز آخر و حرام نمی شمارند آنچه را كه حرام كرد خداوند و رسولش و تدين ( دين داری ) نمی كنند دين حق را از كسانی كه داده شدند كتاب را ، تا اينكه بدهند جزيه ( ماليات ) را از دستی  و ايشانند پستها ( كم بها و ارزشها ، فرومايگان )

  30. و گفت يهود [كه] عزيز ( يوسف رسول الله ) پسر خداوند [است] و گفت نصاری [كه] مسيح پسر خداوند [است] آن سخن ايشان به دهن هايشان [است] هم آهنگ ( همراه ، شبيه ) می شوند سخن كسانی را كه كفران كردند از قبل ، بكشد ايشان را خداوند ، كجا دروغ پردازی ( شايعه پراكنی ) می كنند

  31. برگرفتند راهبان [يهود ، خاخام ها] شان و راهبان [ نصاری ، كشيشان] شان را اربابانی ( سرورهايی ) از غير خداوند و [همچنين] مسيح پسر مريم را و فرمان ( دستور و امر ) نشدند مگر برای اينكه عبادت ( بندگی ) كنند خدايی تكی را ، [كه] نيست خدايی مگر او ، پاك است او از آنچه كه شرك می ورزند

  32. می خواهند كه خاموش كنند نور خداوند را به دهان هايشان ، و ابا ( خودداری ) [نه] می كند خداوند مگر اينكه [تا اينكه] تمام كند نورش را و اگر چه كراهت داشته باشد كافران

  33. اوست كسی كه ارسال كرد رسولش را به هدايت و دين حق برای اينكه چيره كندش برای دين جملگيش و اگر چه كراهت داشته باشد مشركان

  34. ای كسانی كه ايمان آورديد ، بدرستی بسياری از كشيشان و راهبان حتما می خورند اموال انسيان ( مردم ) را به باطل و سد ( منع ) می كنند از راه خداوند و كسانی كه گنجينه ( ذخيره ) می كنند طلا و نقره را و انفاق ( هزينه ) نمی كنندش در راه خداوند ، پس بشارت ده ايشان را به عذابی دردناكی

  35. روزی كه سوزان ( ملتهب ) می شود برايش در آتش جهنم ، پس داغ شود به آن پيشانی ايشان و كنارهايشان ( پهلوهايشان ) و پشتهايشان ( عقبهايشان ) ، اينست آنچه را كه گنجينه كرديد برای خويشتن ، پس بچشيد آنچه را كه گنجينه می كرديد

  36. بدرستی تعداد ماهها نزد خداوند دو ده ( دوازده ) ماهی در كتاب خداوند [است] ، روزی [كه] خلق كرد آسمانها و زمين را از آن ، چهارتايی ( چهار ماهی ) حرام شده‌ای [است] ، آن دين به پا خواسته [استوار است] ، پس ظلم نكنيد در آنها خويشتن را و قتال ( پيكار ) كنيد مشركان را همگی ( متحدا ) ، همچنان كه قتال ( نبرد ) می كنند شما را همگی و بدانيد [كه] بدرستی خداوند همراه متقيان [است]

  37. جز اين نيست كه فراموشی ( از ياد بردن ) افزونی در كفر [است كه]  گمراه شود به [سبب] آن كسانی كه كفران كردند ، حلال می كنندش سالی و حرام می كنندش سالی ، برای اينكه پايمال كنند تعداد آنچه را كه حرام كرد خداوند ، پس حلال كنند آنچه را كه حرام كرد خداوند ، زينت يافت برايشان بدی اعمالشان و خداوند هدايت نمی كند قوم كافران را

  38. ای كسانی كه ايمان آورديد ، چيست شما را زمانی كه گفته شود برايتان به شتابيد ( بسيج شويد ) در راه خداوند ، سنگين ميشويد به جانب زمين ، آيا راضی ( خشنود ) شديد به زندگانی دنيا از [عوض] آخرت ، پس نيست متاع زندگانی دنيا در [مقابل] آخرت مگر اندكی

  39. اگر گردهم نياييد ، عذاب می كند شما را عذابی دردناكی را و تبديل ( جايگزين ) می كند قومی غير شما را و ضرر نمی رسانيدش چيزی را و خداوند برای هر چيزی توانايی [است]

  40. اگر ياری نكنيدش ، پس ياری كردش خداوند زمانی كه خارج كردش كسانی كه كفران كردند [در حاليكه] دومی ( دومين ) دوتا ( دو نفر ) [بود] ، زمانی كه بودند آن دو در غار ، آنگاه كه می گفت برای همراهش ( يارش ) ، اندوهگين نباش [كه] بدرستی خداوند همراه ماست ، پس نازل كرد خداوند سكينه اش ( آرامش و آسودگی خاطرش ) را برايش و حمايت ( تاييد ) كردش به لشگرهايی [كه] نديديدش و قرار داد كلمه كسانی را كه كفران كردند پست ( پايين ) و كلمه خداوند آن بالاست ( والاتر است ) و خداوند عزيزی ( قدرتمندی ) حكيمی [است]

  41. بشتابيد ( گردهم آييد ) مخفيانه ای و سنگينی و جهاد ( تلاش ) كنيد به اموالتان و جانهايتان در راه خداوند ، آن [عمل] شما بهتری [است] برايتان اگر شما می دانيد

  42. اگر باشد متاعی ( سود و منفعت ، مال و بهره ای ) نزديكی و مسافرتی مقصودی ( مورد نظری ) ، حتما تبعيت می كردند تو را و ليكن دور شد ( دور به نظر رسيد ) برايشان فاصله ( بعد مسافت و دوری ) و به زودی سوگند می خورند به خداوند [كه] اگر استطاعت داشتيم ، حتما خارج می شديم همراه شما [تا] هلاك ( فدا ) كنند جانهايشان را و خداوند می داند [كه] بدرستی ايشان حتما دروغگويانند

  43. عف كند خداوند از تو ، چرا اذن دادی برايشان تا [قبل از] اينكه مبين ( آشكار ) شود برايت  كسانی را كه راست گفتند و [تا اينكه بعدا] بشناسی دروغگويان را

  44. اذن ( اجازه ) نمی خواهند تو را كسانی كه ايمان دارند به خداوند و روز آخر كه جهاد ( تلاش ) كنند به اموالشان و جانهايشان و خداوند داناست به متقيان

  45. جز اين نيست كه اذن می خواهند تو را كسانی كه ايمان ندارند به خداوند و روز آخر و شك كرد ( مردد  شد )  قلبهايشان ، پس ايشان در ريبشان ( شك و ترديدشان )  مشكوك (  دو دل ) هستند

  46. و اگر اراده می كردند خروج را ، حتما  آماده می كردند برايش آمادگی را و ليكن كراهت داشت خداوند برانگيختن ايشان را ، پس سست ( بی حوصله و تنبل ) كرد ايشان را و گفته شد [كه] بنشينيد همراه نشستگان

  47. اگر خارج می شدند در شما ( همراه با شما ) ، نمی افزودند شما را مگر از هم گسيختگی ( هرج و مرج ، تفرقه ای ، خيانتی ) را و حتما می نهادند [آن تفرقه را] ميانتان ، می جستند شما را فتنه ای ( شری ) و در شماست شنوندگان ( استراق سمع كنندگان ، جاسوسان ) برايشان و خداوند داناست به ظالمان

  48. حتما جسته اند فتنه ای را از قبل و برگرداند برايت كارها را تا اينكه آمد حق و چيره ( نمايان شد ) فرمان خداوند و ايشانند كراهت داشتگان

  49. و از ايشان كسيست كه می گويد اذن ( اجازه ) ده برايم و به فتنه نه انداز مرا ، آگاه باشيد در فتنه سقوط كردند و بدرستی جهنم ، حتما محيطی ( احاطه شده ای ) به كافران [است]

  50. اگر اصابت كند تو را نيكی ، بد [حال] شوند ايشان و اگر اصابت كند تو را مصيبتی ، می گويند [كه] گرفته ايم كارمان را از قبل و روبرمی گردانند و [در حاليكه] ايشانند شادمانی كنندگان

  51. بگو هرگز اصابت نمی كند ما را ، مگر آنچه را كه نوشت خداوند برايمان ، اوست سرپرست ( دوست ) ما و برای خداوند ، پس حتما  توكل می كند مومنان

  52. بگو آيا انتظار می كشيد به ما مگر يكی از دو نيكی ( خوبی و خوشی ) را و [در حاليكه] ماييم منتظران به شما كه اصابت دهد شما را خداوند به عذابی از نزدش يا به دستمان ، پس منتظر باشيد كه ماييم همراه شما منتظران

  53. بگو اگر انفاق ( هزينه ) كنيد خود خواسته يا با كراهت ، هرگز قبول نمی شود از شما ، بدرستی شما ، شماييد قومی فاسقان ( نافرمانها )

  54. و منع نكرد ايشان را كه قبول شود از ايشان نفقات ( هزينه های ) ايشان ، مگر اينكه بدرستی ايشان كفران كردند به خداوند و به رسولش و نمی آورند نماز را مگر و [در حاليكه] ايشان كسل ( تنبل ) ها [هستند] و انفاق ( هزينه ) نمی كنند جز اينكه و ايشان باشند كراهت داشتگان

  55. پس متعجب نكند تو را اموالشان و نه اولادشان ، جز اين نيست كه می خواهد خداوند برای اينكه عذاب كند ايشان را به آن در زندگانی دنيا و نابود كند جانهايشان را و [در حاليكه] ايشان كافران [باشند]

  56. و سوگند می خورند به خداوند [كه] بدرستی ايشان حتما از شمايند و نيستند ايشان از شما و ليكن ايشان قومی [هستند كه] می ترسند ( تفرقه می افكنند )

  57. اگر بيابند پناهگاهی يا غارهايی يا ورودگاهی را ، حتما برمی گردند به سويش و [در حاليكه] ايشان می دوند

  58. و از ايشان كسيست كه ايراد می گيرد تو را در صدقه ها ، پس اگر داده شوند از آن راضی شوند و اگر داده نشوند از آن ، آنگاه ايشان خشمگين می شوند

  59. و اگر بدرستی ايشان راضی می شدند آنچه را كه داد ايشان را خداوند و رسولش را و می گفتند بس ( كافی ) است ما را خداوند ، به زودی می دهد ما را خداوند از فضلش و [همچنين] رسولش را ، ما به سوی خداوند راغبان [هستيم]

  60. جز اين نيست كه صدقات برای فقرا و مسكينهاست و عمل كنندگان ( كارگزاران ) برايش و الفت دهند قلبهايشان را و در گشودن بند ( آزاد كردن برده )  و بدهكاران و در راه خداوند و در راه مانده ( مسافر ) ، فريضه ای ( لازم شده ای ) از خداوند و خداوند دانای حكيمی [است]

  61. و از ايشان كسانی [هستند] كه اذيت می كنند نبی ( خبر و پيغام رسان ) را و می گويند [كه] اوست زود باوری ، بگو زود باوری بهتری [است] برايتان ، ايمان دارد به خداوند و باور دارد برای مومنان و رحمتی [است] برای كسانی كه ايمان دارند از شما و كسانی كه اذيت می كنند رسول خداوند را ، برايشان عذابی دردناكی [است]

  62. سوگند می خورند به [نام] خداوند برايتان برای اينكه راضی كنند شما را و خداوند و رسولش مستحق ترند كه راضی كنندش ، اگر بودند مومنان

  63. آيا ندانسته اند كه بدرستی كسی كه دشمنی ( مخالفت ) می كند خداوند و رسولش را ، پس بدرستی برايش آتش جهنم [است] جاودانی در آن [باشند] ، آنست خواری بزرگ

  64. می هراسد ( پروا می كند ) منافقان ( دو رويان ، تفرقه افكنان ) كه [مبادا] نازل شود برايشان سوره ای [كه] خبر ( آگهی ) دهد ايشان را به آنچه كه در قلبهايشان [است] ، بگو تمسخر كنيد [كه] بدرستی خداوند خارج كننده ای [است] آنچه را كه پرهيز ( دوری ، هراس ) می كنيد

  65. و اگر بپرسی ايشان را ، حتما می گويند [كه] جز اين نيست كه ما فرو می رويم ( بازی گوشی می كنيم ) و سرگرمی می كنيم ، بگو آيا به خداوند و آياتش و رسولش شما تمسخر می كنيد

  66. عذر و بهانه نياوريد ، كفران كرده ايد بعد ايمانتان ، اگر عف كنيم از طايفه ای از شما ، عذاب می كنيم طايفه ای را به اين دليل كه ايشان بودند مجرمان

  67. مردان منافق و زنان منافق ، بعض ايشان از بعضی فرمان می دهند به ناپسند ( منكر ) و نهی می كنند از نيكی ( معروف ) و قبض ( بسته ) می كنند دستانشان را ، فراموش كردند خداوند را ، پس فراموش كرد ايشان را ، بدرستی منافقان ( دو رويان ) ايشانند فاسقان ( نافرمانها )

  68. وعده داد خداوند مردان منافق و زنان منافق و كافران را آتش جهنم ، جاودانانند در آن ، آن حساب ايشان [است] و لعنت كرد ايشان را خداوند و برايشان عذابی به پا خواسته ای ( جاری شده ای ) [است]

  69. همانند كسانی كه از قبل شما بودند قوی تر از شما نيرويی و بيشتر اموالی و اولادی [داشتند] ، پس متمتع شدند به نصيبشان ، پس متمتع شديد به نصيبتان ، همچنان كه متمتع شد كسانی كه از قبل شما [بودند] به نصيبشان و فرو رفتيد همانند كسی كه فرو رفتند ، ايشان نابود شد اعمالشان در دنيا و آخرت و ايشان ، ايشانند زيان كاران

  70. آيا نيامد ايشان را خبر كسانی كه از قبل ايشان [بودند] ، قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهيم و اصحاب مدين و واژگون شدگان ( زير و رو شدها ) ، داد ايشان را رسولانشان به بينات ( دلايل آشكار ) ، پس نبود خداوند برای اينكه ظلم كند ايشان را و ليكن خودشان را ظلم می كردند

  71. و مردان مومن و زنان مومن ، بعض ايشان دوستان ( سرپرستان ) بعضی [هستند] ، فرمان می دهند به معروف ( نيكی ) و نهی می كنند از منكر ( ناپسند ) و به پا ميدارند نماز را و می دهند زكات را و اطاعت می كنند خداوند و رسولش را ، ايشان را به زودی رحم می كند ( می بخشد ) ايشان را خداوند ، بدرستی خداوند عزيزی ( قدرتمندی ) حكيمی [است]

  72. وعده داد خداوند مردان مومن و زنان مومن را باغهايی [كه] جريان دارد از زيرش چشمه ها ، جاودانانند در آن و مسكنها ( خانه های ) پاكی در باغهای هميشگی و خوشنودی هايی از خداوند بزرگتر [است] آن ، آنست نجات ( پيروزی ) بزرگ

  73. ای نبی ( خبر و پيغام رسان ) جهاد ( جنگ ) كن كفار و منافقان را و خشم كن ( سخت گير ، درشتی كن ) برايشان و ماوايشان جهنم [است] و بد سرنوشتی ( عاقبتی ) [است]

  74. سوگند می خورند به خداوند [كه] نگفتند و حتما گفته اند كلمه كفر را و كافر شدند بعد اسلامشان ( تسليم شدنشان ) و همت گماشتند به آنچه كه نرسيده اند و انتقام نگرفتند مگر اينكه بی نياز كرد ايشان را خداوند و رسولش از فضلش ( كرامتش ) ، پس اگر برگردند به [جانب] تو بهتری [است] برايشان و اگر رو برگردانند ، عذاب می كند ايشان را خداوند عذابی دردناكی را در دنيا و آخرت و نيست برايشان در زمين از دوستی ( سرپرستی ) و نه ياوری

  75. و از ايشان كسيست كه عهد كند خداوند را ، كه اگر داد ما را از فضلش ، حتما صدقه می دهيم و حتما می شويم از صالحان

  76. پس زمانی كه داد ايشان را از فضلش ، بخل كردند به آن و رو برگرداندند و [در حاليكه] ايشان اعراض كنندگان [هستند]

  77. پس دنباله رو كرد ايشان را نفاقی در قلبهايشان به سوی [تا] روزی [كه] ملاقات می كنندش به [سبب] آنچه كه خلاف [وعده] كردند خداوند را آنچه را كه عهد كردندش و به [سبب] آنچه كه تكذيب می كردند

  78. آيا ندانسته اند [كه] بدرستی خداوند می داند سر ( راز ) ايشان را و نجوی ( درگوشی ) ايشان را و بدرستی خداوند دانای ناپيداهاست

  79. كسانی كه ملامت می كنند ( ايراد می گيرند ) سخت كوشان از مومنان را در صدقات و كسانی را كه نمی يابند مگر سعی ( نياز ) خودشان را ، پس تمسخر می كنند از ايشان ، تمسخر كند خداوند از ايشان و برايشان عذابی دردناكی [است]

  80. آمرزش بخواهی برايشان يا آمرزش نخواهی برايشان ، اگر آمرزش بخواهی برايشان هفتاد مرتبه ای ، پس هرگز نمی آمرزد خداوند برايشان ، آن به اين دليل است كه ايشان كفران كردند به خداوند و رسولش و خداوند هدايت نمی كند قوم فاسقان ( نا فرمانها ) را

  81. شادمانی كند جاماندگان به نشيمن گاهشان ، خلاف ( مغاير ) رسول خداوند و كراهت داشتند كه جهاد ( سعی و تلاش ) كنند به اموالشان و جانهايشان در راه خداوند و گفتند بسيج نشويد ( گرد هم نياييد ) در حرارت ( سوز گرما ) ، بگو آتش جهنم سخت تر حرارتی [دارد] اگر می فهميدند ( می دانستند )

  82. پس ميبايست بخندند اندكی و حتما ميبايست بگريند بسياری ، جزايی به [سبب] آنچه كه كسب می كردند

  83. پس اگر برگرداند تو را خداوند به سوی طايفه ای از ايشان ، پس اذن خواستند تو را برای خروج ، پس بگو هرگز خارج نمی شويد همراه من ابدا و هرگز قتال ( نبرد ) نمی كنيد همراه من دشمنی را ، بدرستی شما راضی شديد به نشستن اولين بار ، پس بنشينيد همراه جاماندگان

  84. و نماز نخوان برای يكی از ايشان [كه] مرده [است] ابدا ( هرگز ) و نه ايست بر [سر] قبرش ، بدرستی ايشان كفران كردند به خداوند و رسولش و مردند و [در حاليكه] ايشان فاسقان ( نا فرمانها ) [بودند]

  85. و متعجب نكند تو را اموالشان و فرزندانشان ، جز اين نيست كه می خواهد خداوند كه عذاب كند ايشان را به آن در دنيا و هلاك كند جانهايشان را و [در حاليكه] ايشان كافران [باشند]

  86. و زمانی كه نازل شود سوره ای كه ايمان آوريد به خداوند و جهاد كنيد همراه رسولش ، اجازه می خواهند تو را دارندگان استطاعت از ايشان و گويند رها كن ما را [تا] باشيم همراه نشستگان

  87. راضی شدند به اينكه باشند همراه ترسوها ( جا نشستگان ) و مُهر شد برای قلبهايشان ، پس ايشان نمی فهمند

  88. ليكن رسول و كسانی كه ايمان آوردند همراهش جهاد ( سعی و تلاش ) كردند به اموالشان و جانهايشان و ايشان برايشان بهره هايی [است] و ايشان ، ايشانند رستگاران

  89. آماده كرد خداوند برايشان باغهايی را [كه] جريان دارد از زيرش چشمه ها ، جاودانان [هستند] در آن ، آن نجات ( رستگاری ، فرار ) بزرگ [است]

  90. و آمد عذر و بهانه آورندگان از اعراب ( باديه نشينان )  برای اينكه اذن داده شود برايشان و نشست كسانی  كه تكذيب كردند خداوند و رسولش را ، به زودی اصابت می كند كسانی را كه كفران كردند از ايشان عذابی دردناكی

  91. نيست برای ضعيفان و نه برای مريضان و نه برای كسانی كه نمی يابند آنچه را كه انفاق ( هزينه ) كنند گناهی ( تنگنايی ) زمانی كه خالصانه برگشتند برای خداوند و رسولش ، نيست برای نيكوكاران از راهی و خداوند آمرزنده ای مهربانی [است]

  92. و نه برای كسانی كه آنگاه كه آنچه كه آمدند تو را برای اينكه بارشان ( سوارشان كنی ، همراه و همسفرشان ) كنی ، گفتی نمی يابم آنچه را كه سوارتان كنم برايش ، برگشتند و [درحاليكه] چشمانشان روان گشت از اشك اندوهی را كه چرا نمی يابند آنچه را كه انفاق ( هزينه ) كنند

  93. جز اين نيست كه راه برای كسانی [است] كه اذن می خواهند تو را و ايشان بی نيازان ( ثروتمندان ) [هستند] ، راضی شدند به اينكه باشند همراه ترسوها ( جا نشستگان ) و مُهر نهاد خداوند برای قلبهايشان ، پس ايشان نمی دانند

  94. عذر و بهانه می آورند به سويتان زمانی كه برگشتيد به سويشان ، بگو عذر و بهانه نتراشيد ، هرگز باور نمی كنيم برايتان ، خبر داده است ما را خداوند از خبرهايتان ( اوضاع و احوالتان ) و به زودی می بيند ( ملاحظه می كند ) خداوند عملتان را و [همچنين] رسولش ، سپس رد ( باز گردانده ) می شويد به سوی دانای ناپيدا و شهادت ( هويدا ) ، پس خبر می دهد شما را به آنچه كه عمل می كرديد

  95. به زودی سوگند می خورند به خداوند برايتان زمانی كه برگشتيد به سويشان برای اينكه اعراض ( خودداری ) كنيد از ايشان ، پس اعراض كنيد از ايشان ، بدرستی ايشان ناپاكی ( پليدی و كثافتی ، نجسی ) هستند و ماوايشان جهنم [است] جزايی به [سبب] آنچه كه كسب می كردند

  96. سوگند می خورند برايتان برای اينكه راضی شويد از ايشان ، پس اگر راضی شديد از ايشان ، پس بدرستی خداوند راضی نمی شود از قوم فاسقان ( نافرمانها )

  97. اعراب ( بيابانی ها ، باديه نشينان ) سخت تر كفرانی و نفاقی ( دو رويی ، جدا افكنی ) [هستند] و سزاوارترند كه ندانند حدود ( قوانين ) را ، آنچه را كه نازل كرد خداوند برای رسولش و خداوند دانايی حكيمی [است]

  98. و از اعراب كسی [است] كه می گيرد ( می پندارد ) آنچه را كه انفاق ( هزينه ) می كند غرامتی ( بدهی و زيانی ) [است] و منتظر می شود به شما حوادثی را ، برايشان حادثه بد [است] و خداوند شنوايی دانايی [است]

  99. و از اعراب كسی [است] كه ايمان می آورد به خداوند و روز آخر و برمی گيرد آنچه را كه انفاق می كند نزديكی هايی نزد خداوند و درودهای رسول را ، هشيار باشيد ، بدرستی آن نزديكی برايشان [است] به زودی داخل می كند ايشان را خداوند در رحمتش ، بدرستی خداوند آمرزنده ای مهربانی [است]

  100. و شتابندگان ( سبقت گيرندگان ) اوليان از مهاجرين و انصار ( ياوران ) و كسانی كه تبعيت كردند ايشان را به نيكوكاری ، راضی شد خداوند از ايشان و راضی شدند از او و آماده كرد برايشان باغهايی [كه] جريان دارد زيرش چشمه ها ، جاودانان [هستند] در آن ابدی ( هميشگی ) ، آنست نجات ( رستگاری ) بزرگ

  101. و از كسی كه پيرامون شماست از اعراب ( باديه نشينان ) منافقان ( دو رويان ) [هستند] و [همچنين] از  اهل مدينه رد شدگان ( عادت كردگان ) برای نفاق [هستند] ، نمی شناسی ايشان را ، ما می شناسيم ايشان را ، به زودی عذاب می كنيم ايشان را دو بار ، سپس برگردانده می شوند به سوی عذابی بزرگی

  102. و ديگران [كه] اعتراف كردند به گناهانشان ، مخلوط كردند عملی نيكی را و ديگری بدی را ، اميد خداوند را كه ببخشد برايشان ، بدرستی خداوند آمرزنده ای مهربانی [است]

  103. بگير از اموالشان صدقه ای را ، [تا] پاكشان كنی و تزكيه شان دهی به آن و درود ( سلام ) فرست برايشان ، بدرستی درود تو ، تسكينی ( آرامشی ) برايشان [است] و خداوند شنوايی دانايی [است]

  104. آيا ندانسته اند كه بدرستی خداوند ، اوست كه قبول می كند توبه را از بندگانش و می گيرد صدقات را و بدرستی خداوند اوست توبه پذير مهربان

  105. و بگو عمل كنيد ، پس به زودی می نگرد خداوند عمل شما و رسولش  و مومنان را و به زودی برگردانده ميشويد به سوی دانای ناپيدا و شهادت ( هويدا ) ، پس خبر ( آگهی ) می دهد شما را به آنچه كه عمل می كرديد

  106. و ديگران اميد دارندگانند برای فرمان ( كار ) خداوند ، يا عذاب می كند ايشان را و يا می بخشد برايشان و خداوند دانايی حكيمی [است]

  107. و كسانی كه برگرفتند مسجدی را [مايه] ضرری و كفرانی و [مايه] تفرقه ای مابين مومنان و آماده گاهی برای كسی كه جنگيد خداوند و رسولش را از قبل و حتما سوگند می خورند كه اراده [نه] كرديم مگر نيكی را و خداوند شهادت می دهد [كه] بدرستی ايشان حتما كاذبان ( دروغگويان ) [هستند]

  108. نه ايست در [ميان] ايشان هرگز ، حتما مسجدی كه تاسيس شود بر تقوی از اولين روزی ، مستحق تر است كه به ايستی در آن ، در آن مردانی [هستند كه] دوست می دارند كه پاك شوند و خداوند دوست می دارد پاك شوندگان ( پاكی جويندگان ) را

  109. آيا پس كسی كه تاسيس كرد بنيانش را بر تقوی از خداوند و رضايتهايی بهتری [است] ، يا كسی كه تاسيس كرد بنيانش را بر لبه پرتگاهی لغزان ( در شرف فرو ريختن ) ، پس واژگون كرد ( فرو انداخت ) به آن در آتش جهنم و خداوند هدايت نمی كند قوم ظالمان را

  110. همواره بنيان ايشان آنكه را بنيان كردند شكی در قلبهايشان [است] مگر اينكه بريده ( پاشيده ) شود قلبهايشان و خداوند دانايی حكيمی [است]

  111. بدرستی خداوند خريد از مومنان جانهايشان و اموالشان را ، بدرستی برايشان باغی [است] ، [چرا كه] قتال ( نبرد ) می كنند در راه خداوند ، پس می كشند و كشته ميشوند و  وعده ای [است] برايش حقی در تورات و انجيل و قرآن و كيست باوفاتر به عهدش از خداوند ، پس خوش خبر ( شادمان ) باشيد به معامله خودتان ، آنكه معامله كرديد به آن و آنست پيروزی ( رستگاری و نجات ) بزرگ

  112. توبه كنندگان ، عابدان ( بندگی كنندگان ) ، حمد ( ستايش ) كنندگان ، روزه داران ( ملازمان مسجد ) ، ركوع كنندگان ، سجده كنندگان ، فرمان دهندگان به نيكی و نهی كنندگان از ناپسند ( منكر ) و حفاظت كنندگان برای حدود ( قوانين ) خداوند و بشارت ده مومنان را

  113. شايسته نيست برای نبی ( خبر و پيغام ) رسان و كسانی كه ايمان آوردند كه آمرزش طلبند برای مشركان و اگر چه باشند دارای قرابت از بعد آنچه كه مبين شد برايشان ، بدرستی ايشان اصحاب جحيم ( جهنم ) [هستند]

  114. و نبوده است آمرزش طلبيدن ابراهيم برای پدرش مگر از وعده شده ای [كه] وعده دادش از نزدش ، پس زمانی كه مبين شد برايش [كه] بدرستی او دشمنی برای خداوند [است] تبری ( بيزاری ) جست از او ، بدرستی ابراهيم حتما آه كشنده ای ( ناله و زاری كننده ای ) بردباری [بود]

  115. و در صدد نيست خداوند برای اينكه گمراه كند قومی را بعد زمانی كه هدايت كرد ايشان را تا اينكه آشكار كند برايشان آنچه را كه  تقوی می كنند ( پرهيزگاری می كنند ) ، بدرستی خداوند به هر چيزی دانايی [است]

  116. بدرستی خداوند برايش فرمانروايی آسمانها و زمين [است] ، زنده می كند و می ميراند و نيست برايتان از غير خداوند از سرپرستی ( دوستی ) و نه ياوری

  117. حتما بخشيده است خداوند برای نبی ( خبر و پيغام رسان ) و مهاجران و انصار ، كسانی كه تبعيت كردندش در ساعت ( لحظه و هنگام ) سختی ( گرفتاری ، مشكلات ) از بعد آنچه كه نزديك بود [كه] تنگ شود ( گرفته شود ) قلبهای گروهی از ايشان ، سپس بخشيد برايشان ، بدرستی او به ايشان رئوفی مهربانی [است

  118. و برای سه تا ( سه نفر ) كسانی كه جايگزين شدند تا زمانی كه بخل كرد برايشان زمين به آنچه كه پذيرايی ( استقبال ) كرد و به تنگ آمد برايشان جانهايشان و گمان كردند كه نيست ورودگاهی از خداوند مگر به سويش ، سپس بخشيد برايشان برای اينكه توبه كنند ، بدرستی خداوند اوست توبه پذير مهربان

  119. ای كسانی كه ايمان آورديد ، بترسيد خداوند را و باشيد همراه راستگويان

  120. شايسته نيست برای اهل مدينه و كسی كه پيرامون ايشان [است] از اعراب ( باديه نشينان ) كه جانشين شوند ( جا بمانند ) از رسول خداوند و رغبت كنند ( با ارزش بدانند ) به جانشان از جانش ، آن به اين دليل است كه ايشان اصابت نمی كند ايشان را تشنگی و نه بيماری و نه گرسنگی در راه خداوند و پای نمی گزارند قدمگاهی را [مگر اينكه] خشمگين می كند كافران را و نمی رسند از دشمنی نائل شدنی ( رسيدنی ) را مگر اينكه نوشته شود برايشان به آن عملی صالحی را ، بدرستی خداوند ضايع نمی كند اجر نيكوكاران را

  121. و انفاق ( هزينه ) نمی كنند انفاقی ( نفقه و هزينه ای ) را كوچكی و نه بزرگی را و نمی برند ( ميان بر نمی زنند ) دره ای را مگر اينكه نوشته شود برايشان برای اينكه جزا ( پاداش ) دهد ايشان را خداوند نيكوتر آنچه كه عمل می كردند

  122. و شايسته نيست مومنان را برای اينكه عزيمت كنند همگی ، پس چرا عزيمت نكرد از هر فرقه ای از ايشان طايفه ای برای اينكه دانش بجويند ( تحقيق كنند ) در دين و برای اينكه بترسانند قومشان را زمانی كه مراجعت كردند به سويشان ، باشد برای شما كه حذر ( پرهيز ) كنيد

  123. ای كسانی كه ايمان آورديد ، قتال ( نبرد ) كنيد كسانی را كه نزديك ( مجاور ، درميان ) شمايند ( می رسند شما را ) از كفار و ميبايست بيابند در شما سفتی ( سختی و درشتی ، تراكم ) را و بدانيد كه بدرستی خداوند همراه متقيان ( خدا ترسان ) [است]

  124. و زمانی كه آنچه نازل شود سوره ای ، پس از ايشان كسی [است] كه می گويد كدامتان را افزودش اين ايمانی ( باوری ) را ، پس اما كسانی كه ايمان آوردند ، پس افزود ايشان را ايمانی ( باوری ) و ايشان شادمانی ( خوشحالی ، تبسم ) [می كنند]

  125. و اما كسانی كه در قلبهايشان مرضی [است] ، پس افزود ايشان را ناپاكی ( پليدی و كثافتی ) به سوی ناپاكی ايشان و مردند و [در حاليكه] ايشانند كافران

  126. آيا نمی بينند [كه] بدرستی ايشان امتحان می شوند در هر ( تمام ) سالی يك دفعه ای يا دو باری ، سپس توبه نمی كنند و نه ايشان متذكر ( يادآور ) می شوند

  127. و زمانی كه آنچه كه نازل شد سوره ای ، نظاره كند بعض ايشان به سوی بعضی ، آيا می بيند شما را از شخصی ، سپس منصرف شدند ( برگشتند ) ، منصرف كرد ( برگرداند ) خداوند قلبهايشان را به اين دليل كه ايشان قومی [هستند] كه نمی فهمند

  128. حتما آمده است شما را رسولی از خودتان ، مهمی ( قابل توجهی ، با ارزشی ) [است] برايش آنچه كه روی داد برايتان ( دچار رنج شديد ) ، حريصی برايتان ( برای هدايتتان ) [است] ، به مومنان رئوفی مهربانی [ميباشد]

  129. پس اگر رو برگرداندند ، پس بگو كافی ( بسنده ) [است] مرا خداوند [كه] نيست خدايی مگر او ، برايش توكل كردم و اوست سرور عرش ( تخت ) بزرگ ( عظيم )