Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

20-02-2024

 

اسلام خوب است یا بد؟ سرنوشت ترک‌های باطله؟

 

و اگر ميخواست سرور تو ، حتما ايمان می آورد كسی كه در زمين است همگی ايشان را جملگی ، آيا پس تو [ميتوانی] مجبور كنی انسيان ( مردم ) را تا اينكه باشند مومنان

و شايسته نباشد برای نفسی كه ايمان آورد مگر به اذن خداوند و قرار ميدهد ناپاكی ( كثافت و پليدی ) را برای كسانی كه تعقل نميكنند 100 یونس

 

واردشدن به بحث اینکه اسلام خوب است یا بد؟، یک بحث بسیار کلی بوده که شاید به هیچ نتیجه‌ای هم نرسد. بحث مفید این‌گونه است که چه اقوام و نژادهایی به درد اسلام می‌خورند و یا اینکه نمی‌خورند.

 

 

به طور مثال آیا سگ خوب است و یا اینکه سگ بدرد نمی‌خورد؟


قبلاً گفتیم که هر نوع از نژاد سگ خصوصیات ویژه‌ای داشته و برای مأموریتی کارایی دارد. سگ پلیس، سگ نگهبان یا پاسگان یا سگ چوپان نمونه‌های بارزی هستند.

 

 

نژاد ژرمن:


ثابت کرده که بسیار باهوش با توان یادگیری و آموزش زیاد است که برای انجام‌وظیفه در نیروی پلیس حتی نیروهای نظامی ایدئال است. ولی خود این نژاد مورد غربالگری قرار گرفته و از هر 20 توله متولد شده فقط یک سگ بالغ موفق به ورود به دانشکده پلیس یا افسری نظام می‌شود. سایر توله‌ها رها می‌شوند و صرفاً سگ‌های غربالگری شده اجازه زادوولد مجدد دارند تا ژنومشان اصلاح و بهینه شده و به توله‌های جدید منتقل شود تا اینکه درصد قبولی و پذیرش بالا رود و هزینه‌ها کم شود.

 

 

 

 

نژاد گریت دین و ترکیب آن با ژرمن (دوبرمن):

اصطلاحاً سگ گارد (پاسگان) یا نگهبان است. دلیل آن سطح هوشیاری بالا، غریبه ستیزی و قوای جسمانی زیاد است. قدرت شنوایی، بویایی و بینایی بالایی داشته و 24 ساعت شبانه‌روز و 7 روز هفته، به‌تنهایی توان حراست و مراقبت را دارد.

 

 

 

نژاد کانگال:
عاشق چوپانی و دشت و صحرا است و نسبت به دام‌های گله احساس مسئولیت دارد. از درگیری با گرگ، خرس حتی شیر و... ترسی به دل راه نمی‌دهد. یک گروه چندتایی از آنها حمله هر نوع حیوان وحشی و درنده را خنثی می‌کند.

 

 

 

سگ ولگرد خیابانی:


به هیچ کاری نمی‌آید و به هیچ دردی هم نمی‌خورد. تنها فایده آن شکارشدن و خورده شدن توسط گرگ‌های گرسنه در فصل سرما و یخ‌بندان است. این سگ‌ها در حاشیه شهرها خوراک حیوانات درنده شده و جان انسان‌ها محفوظ می‌ماند. آنها از زباله‌های شهری حتی لاشه انسان و سگ‌های مرده دیگر تغذیه کرده و در نهایت خوراک گرگ‌ها و... می‌شوند.

تعلیم‌وتربیت حتی آموزش آنها غیرممکن است و مکان تغذیه آنها زباله‌دانی و محل پرسه‌زدن و ولگردی آنها خیابان است. مشکل آنها ژنوم پست شده است.

 

 

 

ازاین‌رو نژاد زنازاده عرب و اسرائیلی سوسمار و ملخ خور آمیخته شده با نژاد آدم‌خوار افریقایی و نژاد پست و فرومایه پارسی مجوس دالیت لاشه خور سیمرغ نشان به درد اسلام نمی‌خورند. چرا که تعلیم‌وتربیت آنها به‌وسیله کتاب خدا و حتی آموزش آنها به دین اسلام کاری غیرممکن، غیرعملی، محال و بی‌فایده است. صرفاً اتلاف زمان و هزینه خواهد بود. ” تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است “

تنها فایده آنها شکارشدن و فریب‌خوردن توسط شیاطین است تا تبدیل به یک ملعبه یا بازیچه شوند و ساکنین جهنم را تشکیل دهند و زیور آن شوند. کاربرد دیگر آنها خالی‌کردن کینه ملائکه به دلیل دستور سجده به آدم است که در حمله مأجوج عملی می‌شود.

این سه نژاد آشغال (هرزه یا پورن) از اموال و دارایی حرام و کثیف، حتی لاشه هم نوع تغذیه کرده و به درد فاحشگی، مفعولی، همجنس‌بازی، سرقت، قاچاق، دزدی، اختلاس، رانت‌خواری، چپاول، غارتگری، مهاجرت و فرار، دروغ‌گویی، کلاه برداری، ایجاد انواع مزاحمت یا مزاحمت ملکی، تهدید علیه بهداشت و سلامتی عمومی، تخریب، غصب یا انتقال اموال غیر، غصب یا جعل عنوان و مقام، جعل اسناد، تقلب، تدلیس، زنا، لواط، شکنجه‌گری، زندانبانی، حقه‌بازی و فریب‌کاری، قتل، تجاوز و تعدی به حقوق دیگران، آدم‌دزدی، جابه‌جاشدن درون صندوق‌عقب، دست به دست شدن، عوض بدل شدن، پاس دادن، قوادی، قرمساقی، کفر، شرک، بت‌پرستی، نفاق، مرده و استخوان پرستی، شراب‌خواری، اعتیاد، زن و آلت پرستی، عیاشی، مطربی، رقاصی، شکم‌بارگی، جرایم سازمان‌یافته در حمایت و پوشش وکلا و قضات، رباخواری، طاغوت پرستی و کسب قدرت و ثروت، زباله‌گردی، کارتن خوابی، قبر خوابی، سکس ضربدری (تعویض خواهر، مادر، زن و...)، کولبری، سوخت بری، انواع و اقسام کثافت‌کاری در پوشش طبابت و... جمیع صفات بد می‌خورند. که در کل حق حیات و نفس‌کشیدن را از این سه نژاد فرومایه سلب و ساقط می‌کند. علت بر اینکه سکوت دلیل بر رضایت است و تشویق برای یک نفر ولی تنبیه برای همه است.

 

 

اما ترک‌های باطله:


ترک‌ها قبل از زمان حمله مغول ساکن ایران بودند و نمونه بارز آن خوارزمشاهیان که دودمانی تُرک‌تبار با فرهنگ ترکی - ایرانی و سنی‌مذهب بودند که غلامان ترک آن را بنا نهادند و بر ایران و آسیای میانه حاکم بودند.

در واقع اختلاف و جنگ چنگیز با پارسیان نبود؛ بلکه با ترکانی بود که با ژنوم پارسی آلودگی ژن‌شناختی پیدا کرده بودند و به‌نوعی دورگه بدردنخور محسوب می‌شدند و با خودشان خصوصیات وراثتی منفور پارسی را حمل می‌کردند. یعنی خوارزمشاهیان به‌هیچ‌وجه اصالت ژنتیکی نداشته و تبدیل به موجودات عوضی شده بودند که به خود جرئت دادند تا 450 بازرگان چینی مسلمان تحت همایت چنگیز را کشته و مال‌التجاره آنها را غارت و مصادره کنند که متعلق به مغولان بود. خوارزمشاهیان سگ سنی سلفی و صرفاً ترکی سخن می‌گفتند و نه اینکه ترک اصیل بوده باشند. ترکان اصیل، با سابقه قبل از اسلام ساکن مناطق آذربایجان بودند (کوشیا).

به‌هرحال خوارزمشاهیان سگ سنی سلفی شکست‌خورده و مثل کفتار فراری شدند؛ اما پارسیان سبک‌سر و نخود هر آش دچار خریت شده و در این نزاع خانوادگی قومی مداخله کردند و آن دالیت های سیمرغ نشان هم دچار سرنوشت شوم سلطان محمد شدند.

اما خود مغول‌ها قبل از حمله به خوارزم دچار اختلاط ژنتیکی با ختایی‌های درازگوش و تاتارهای بربر شده بودند و بعد از حمله به ایران دچار آلودگی ژنتیک با پارسیان مجوس، اعراب سگ سنی و در نهایت نژادهای وحشی اروپایی شدند و دیگر چیزی از آنها باقی نماند. (عثمانی)

امروزه نژاد خالص مغولی در مغولستان و چین و نژاد ترکی در آذربایجان جنوبی یافت می‌شود آن هم به‌صورت بسیار محدود و اندک. هرچند که ترکان شمالی با نژاد پست روسی یا سیبریایی آلودگی پیدا کرده‌اند. از لحاظ جامعه و رفتارشناسی خصوصیات ژنتیکی منفور پارسی امروزه در تمامی مناطق آذربایجان جنوبی مشاهده می‌شود که با کمال تأسف حاکی از آلودگی ژنتیک گسترده به ژن پارسی مجوس دالیت سیمرغ نشان است. پس نتیجه کلی اینکه سه نژاد عربی - اسرائیلی - پارسی اصلاً به درد اسلام نمی‌خورند و بحث در مورد خوب یا بد بودن اسلام بسیار بی‌مورد و بی‌معنی است و با کمال تأسف باید گفت که ترکان آذری در نهایت سرنوشت مشترکی با پارسیان دالیت خروس نشان پیدا کرده‌اند.

در حالت کلی دیگر این‌جور مسائل ارزش خاصی هم ندارد؛ چون انسان و نژادش هرچه که بوده باشد با اتمام تارخ انقضا روبرو شده و به پایان راه خود رسیده و در آیند نزدیک با سری شکافته شده، زیر سم اسب و گوشت چرخ‌کرده شده است. ترک باشد یا سیمرغ نشان زیاد تفاوتی نمی‌کند. بارزترین نمونه ترک‌های باطله خرهای کوهی ارسباران هستند که اصالتاً ساسانی تشریف دارند و صرفاً همانند خوارزمشاهیان ترکی را زورکی و با لهجه پارسی در می‌کنند (فرزندان سنت شیطانی تومان توهتی یا شورت ریزان - بالماسکه ساسانی)

مشکل اصلی چنگیز با ترک‌های باطله‌ای بوده است که ژنوم پارسیان را با خود حمل می‌کردند و دچار اختلال هویتی و شخصیتی شده بودند. پارسیان در این درگیری درون قبیله‌ای مداخله کرده و سر خودشان را به باد داده‌اند. مغول‌ها، قزاقها و تاتارهای وحشی و بربر را روی اسب و در حال فرار شکار می‌کردند چه برسد به پارسیان دست‌وپاچلفتی یا اعراب کفتار صفت. چون مگاگ به آنها آموزش رزم داده بود. حالا خودشان توانایی انجام چه‌کارهایی را دارند؟ مسلماً سیاره زمین تبدیل به یک سیرک بزرگ خواهد شد. تمامی ساخته‌های دست بشر را به غنیمت گرفته و به نحو احسن بر علیه خودشان استفاده خواهند کرد. موتورسیکلت باشد یا ناو جنگی برای آنها هیچ فرقی نمی‌کند.

 

تمام اسلحه‌ها و لباس‌های جنگی که به خون آغشته‌اند غنیمت مگاگ خواهد شد. اشعیا نبی

 

 

بحث و جدال در مورد شفاعت هم بی‌مورد و باطل است!
عده‌ای بر این باور هستند که انبیا اجازه و حق شفاعت دارند و عده‌ای مخالف این نظریه هستند. سؤال اینجاست که چرا انبیا شفاعت یک‌مشت هرزه، آشغال و کثافت مثل یهود، نصاری، سگ سنی و مهدوی را عهده‌دار شوند یا به بیان ساده اقوام و نژادهای پست و فرومایه همچون اعراب و اسرائیل و پارسیان حتی خود ترک‌ها و مغول‌های آلوده و گمراه شده را. این شفاعت آنها چه خیر و برکتی به حال انبیا دارد.

تمامی انبیا از آدم تا مسیح در میان قوم و نژاد سامی که بعد از یعقوب بنی‌اسرائیل نام گرفتند مبعوث شده‌اند و خداوند در نهایت به خودشان ثابت کرد که بدرد دین و تدین نمی‌خورند. اعراب اعتراض داشتند که ابراهیم از ماست چرا ما نبی نداریم و خداوند محمد را در میان آنها مبعوث کرد و به اعراب هم ثابت کرد که هیچ فرقی با نژاد سامی و اسرائیلی ندارند. حال این سؤال مطرح می‌شود که چرا مغول‌ها و ترک‌ها آخرین قوم برگزیده خدا شدند بدون اینکه نبی و پیامبری داشته باشند؟
دلیل آن روشن است! اعراب و اسرائیل نسبت به ظلم و ستم دیگران ساکت بودند و اعتراض هم نمی‌کردند؛ بلکه خودشان نیز متعدی و متجاوز می‌شدند. در بهترین حالت صرفاً منتظر منجی بودند تا از زیر جور خارج شوند. ولی شخصی مثل چنگیز تحمل نکرد و سعی کرد خودش شخصاً به‌نظام وحشی‌گری و غارتگری مغولان، تاتارها و... پایان دهد؛ ولی این رفتار وحشیانه را در میان ترکان خوارزمشاهی مشاهده کرد و تصمیم به سرکوبی ترکان باطله خارج از سرزمین مغولستان گرفت. در نتیجه قومی برگزیده خدا خواهد بود که در مقابل ظلم و ستم و تعدی دیگران کوتاه نیامده و با آن مبارزه و جهاد کند.

ولی خاصیت بد بشر این است که ستم‌دیدگان و مظلومان دیروز، ستمگران و ظالمان امروز هستند؛ چون هدف بشر کسب ثروت و قدرت است و لازمه به‌دست‌آوردن و نگهداری آن (طاغوت) ظلم و ستم و تعدی به دیگران است.

 

ای کسانی که ایمان آوردید، کسی که برمی‌گردد از شما از دینش، پس به‌زودی می‌آورد خداوند به قومی [که] دوست می‌دارد ایشان را و دوست می‌دارندش، ذلیلانی (فروتنانی) برای مؤمنان [هستند] ، قدرتمندانی (چیره‌هایی) برای کافران [هستند] ، جهاد (سعی) می‌کنند در راه خداوند و نمی‌ترسند ملامت سرزنشگری  را، آن فضل خداوند [است که] می‌دهدش کسی را که می‌خواهد و خداوند گشاده‌دستی دانایی [است] ۵۴ مائده

ای کسانی که ایمان آوردید، چیست شما را زمانی که گفته شود برایتان به شتابید (بسیج شوید) در راه خداوند، سنگین می‌شوید به‌جانب زمین، آیا راضی (خشنود) شدید به زندگانی دنیا از [عوض] آخرت، پس نیست متاع زندگانی دنیا در [مقابل] آخرت مگر اندکی ۳۸

اگر گرد هم نیایید، عذاب می‌کند شما را عذابی دردناکی را و تبدیل (جایگزین) می‌کند قومی غیر شما را و ضرر نمی‌رسانیدش چیزی را و خداوند برای هر چیزی توانایی [است]  ۳۹ توبه

تشابه چنگیز مغول به مسیح روح‌الله در چیست؟
بهادر پدر چنگیز توسط بربرها مسموم و سپس اموال و دارایی قبیله‌اش غارت شد. چنگیز را اسیر کردند تا در سن بلوغ اعدام شود. ولی او فرار کرد و چندین بار صحرای کربلا را تجربه کرد؛ ولی معجزه‌آسا نجات یافت. چنگیز انرژی و پتانسیل بسیار بالایی برای انتقام و جنگ و خونریزی داشت و در نهایت نصف دنیا را فتح کرد. یحیی و پدرش زکریا عزیزترین بستگان عیسی بودند و آنها را جلوی دیدگان او زندانی، شکنجه و مقتول کردند. بنی‌اسرائیل 33 سال مسیح را آزار و اذیت کردند و در نهایت تصمیم به قتل و مصلوب کردن او گرفتند. مسیح پسر مریم نیز پتانسیل خیلی بالایی برای جنگ و انتقام دارد. چنگیز موفق شد انتقام خود را گرفته و خاندانش را سروسامان دهد؛ ولی مسیح فرصت نداشت و موفق نشد. بعد از ظهور، آرزوی مسیح محقق خواهد شد؛ چون سه قوم و نژاد عرب و اسرائیلی و پارس، قطعه‌قطعه و سلاخی خواهند شد؛ چون دین خدا را بازیچه و ملعبه خودکرده و صالحان را آزار و اذیت کرده‌اند و انتقام آنها با مسیح است. مسیح نجار بود و مثل کنده درخت است و به‌تنهایی با ده‌ها و صدها مغول رویارویی می‌کند. اعراب و اسرائیل و پارسیان در مقابل او توله‌سگ هم نیستند.

 

تفاوت چنگیز با مسیح پسر مریم چیست؟
چنگیز یک انقلابی اصلاح‌گر بود که می‌پنداشت منجی مغولستان است و باید به بربریت و بی‌قانونی پایان دهد؛ و یاسا را تنظیم کرد. ولی نه اینکه دشمنان و مخالفانش بربر و وحشی بودند، تاریخ چهره یک خون‌آشام را از او ساخت چرا که او دریافت خارج از مغولستان بربریتی به‌مراتب بدتر در جریان است و به فکر اصلاح کل عالم بود. درست همان‌طور که تاریخ از محمد چهره یک مرد خشن و خونریزی ساخته است درحالی‌که طرف حساب محمد یعنی اعراب وحشی بودند و با یک بربر باید با خشونت رفتار کرد.
اما تاریخ از مسیح انسانی آرام و خونسرد و مهربان ساخته است درحالی‌که مسیح اصلاً به فکر منجی گری نیست؛ چون تجربه ۳۳ساله زندگی به او ثابت کرده است که نوع بشر اصلاح‌شدنی نیستند. اگر به یاری مظلوم‌ترین انسان‌ها بشتابی، ظالم‌ترین انسان روی زمین را پرورش داده‌ای و او برای ویرانی و تخریب تمامی تمدن‌های بشری می‌آید. به‌احتمال خیلی زیاد مسیح مخالف نجات قوم بنی‌اسرائیل توسط خدا از دست فرعونیان است. چون کاری که فرعون با موسی نکرد بنی‌اسرائیل در حق عیسی مرتکب شد. مسیح عیسی ابن مریم تشنه خون بنی‌اسرائیل است و در شکست‌دادن قوم بنی‌اسرائیل کسی را با خودش اصلاً شریک نمی‌کند. تقدیر خدا بر این استوار شده که بنی‌اسرائیل به دست مسیح خوار و ذلیل و نابود و منقرض شود. چون خداوند، مسیح را این‌گونه پرورش داده همان‌طور که چنگیز را در دوران کودکی تربیت‌کرده است. والدین فکر می‌کنند که اگر فرزندانشان در ناز و نعمت بزرگ شوند تربیت خوبی خواهند داشت؛ ولی خدا برای خود بنده جنگجو پرورش می‌دهد و ممکن نخواهد بود مگر با تحمل مشکلات و ظلم و ستم فراوان دیگران.

 

پایگاه اول ینی‌چری (یڭیچری) در منطقه قره قروم هیمالیا احداث خواهد شد و اولین اقوامی که مورد هجوم قرار خواهند گرفت خود مغول‌ها، تاتارها، قزاق‌ها، اویغورها، نایمان ها، ختایی‌ها، چچن ها، ترکان باطله آذری و عثمانی‌ها هستند تا اقوام و نژادهای دیگر حساب کار دستشان بیاید.

 

 

 

آیا اسلام شرکت هرمی یا بازاریابی شبکه‌ای است؟
شرکت‌های هرمی یا بازاریابی شبکه‌ای شغلی همانند قوادی و قرمساقی است. یعنی شما هر قدر باعث بالارفتن حجم فروش و سود ناشی از فروش‌ها شوید، کمسیون و درصدانه بیشتری به شما داده می‌شود بدون اینکه سرمایه‌گذاری و یا بیعی انجام داده باشید. یعنی سرمایه‌گذاری و بیع از طرف مالک و دلالی و واسطه‌گری از طرف شما و چه‌بسا فعالان این نوع کسب‌وکارها متوجه شوند که خود قوادی و قرمساقی به‌مراتب راحت‌تر و پرسودتر است و شغل اصلی را در پوشش شغل فرعی ادامه دهند؛ یعنی هم فال و هم تماشا یا هم درآمد و هم عیاشی یا هم صور و هم سازوآواز و...

در این نوع کسب‌وکارها، کالاهای اساسی و مایحتاج عمومی به فروش نمی‌رسد به طور مثال نان، گوشت سفید و قرمز یا قند و شکر و... چون قیمت آنها کاملاً مشخص و سراسری و سود فروش ناچیزی هم دارند و پرداخت حق واسطه‌گری ممکن نیست. مشابه این کالاهای هرمی (اتر، ادوکلن، لوازم‌آرایش، پوشاک و...) در بازار به قیمت خیلی کمتری به فروش می‌رسد. پس مشخص است که سودهای پرداختی کلاً از جیب خریداران است و نه صندوق فروشندگان.


از این رو اسلام این‌گونه نیست؛ یعنی کسی روز قیامت نمی‌تواند ادعا کند که من باعث شدم چندین نفر مسلمان شده پس اجرم زیاد باشد یا درصدی از ثواب آنها به من تعلق گیرد. چون ایمان و کفر در دست خداست و این خداست که تصمیم می‌گیرد چه کسی ایمان بیاورد و یا کافر، مشرک و منافق باقی بماند.

 

مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۸۶﴾ اعراف

مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَنْ يُضْلِلْ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿۱۷۸﴾ اعراف

مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَلَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا ﴿۱۴۳﴾ نسا

وَمَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا ﴿۹۷﴾ اسرا

فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِمَا كَسَبُوا أَتُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا ﴿۸۸﴾ نسا

وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِيَاءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ سَبِيلٍ ﴿۴۶﴾ شورا

وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ وَلِيٍّ مِنْ بَعْدِهِ وَتَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِنْ سَبِيلٍ ﴿۴۴﴾ شورا

قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ ﴿۵۰﴾ سبا

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۶﴾ زمر

يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۳﴾ غافر

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۲۳﴾ زمر

قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قُلْ لَا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿۵۶﴾ انعام

أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ أَمْ بِظَاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَصُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۳﴾ رعد

وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَنْ يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَمَنْ يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۳۹﴾ انعام

 

بدينگونه نيست ، بدرستي آن تذكريست

پس كسي كه خواست ، ذكرش كند

و ذكر ( ياد ) نمي‌كنند مگر اينكه بخواهد خداوند ، اوست سزاوار ( لايق ، داراي اهليت ، داراي صلاحيت ) ترس و سزاوار هراس ( پرهيزگاري ، تقوي ) و  والي  ( سزاوار، لايق ، داراي اهليت ) گذشت ( آمرزش ، بخشش ) 56 مدثر

 

از طرف دیگر دست به مهره بازی است و توبه‌کردن و اسلام‌آوردن بعد از گذشت 1400 سال از ختم قرآن نمی‌تواند معنی و مفهوم خاصی برای‌خدا داشته باشد. پس تنها راه باقی‌مانده بالابردن ظرفیت انباری است که بعداً به طور کامل توضیحات لازم ارائه می‌شود. واقعاً اگر خیلی‌ها بخواهند که اسلام آورده و توبه کنند دیگر خداوند خودش اجازه نمی‌دهد؛ چون شرایطشان اصلاً مقدور نیست و پرونده آنها به طور کامل قطور و احکام هم صادر شده است و خدا از آنها متنفر و منزجر شده است.

هدایت هم رسالت و مأموریت انبیا است؛ ولی شیاطین خودشان را زیر لباس روحانیت و راهب و رهبان مخفی کرده و سعی می‌کنند که دین خدا را به‌نوعی به نفع خود تملک و تصرف کنند. ولی آنچه که بعد از رسالت انبیا مدنظر خداست، جهاد یعنی سعی و گوشش پیروان انبیا و بندگان خداست و نه چیز دیگری و آن هم کار سختی است؛ یعنی گذشتن از جان و مال که کار هر کسی نیست؛ بلکه بیشتر به دنبال آسایش و رفاه، طول عمر و افزایش دارایی و... هستند.

از طرفی جنگ با خدا آثار تخریبی و خسارتی بسیار سنگینی به همراه دارد؛ یعنی دشمنان و مخالفان خدا خیلی سریع یانباز و جانباز می‌شوند و بعدازاین شکست سنگین و خسارت مالی و جانی و... شدید و گسترده دیگر تسلیم‌شدن هم فایده‌ای ندارد؛ بلکه پای غرور و حیثیت و آبرو و اعتبار در میان است و این جنگ با تمام قدرت و امکانات باید ادامه پیدا کند تا آن شکست نهایی و قطعی وعده‌داده‌شده در کتب آسمانی، یعنی ضیافت زقوم خوری که بعداً توضیح خواهیم داد.

 

آيا كافران شما بهتری [هستند] از آنهايی از شما ، يا  برای شماست برائتی ( پاكی و بی گناهی ، منع تعقيب ) در كتابها ( نوشته ها ، احكام ، دست نوشته ها )

يا  ميگويند ماييم جميعی ( جمع و جمعيتی )  پيروز شده ای

به زودی شكست ميخورد ( به عزا و اندوه می نشيند ) جمعيت و پشت ميكنند عقبها را

بلكه ساعت ( قيامت ) موعد ايشان [است] و ساعت ( قيامت ) سختتر ( پر گير و دارتر ) و تلخ تر ( سنگين تر ) [است]

واقعا مجرمان در گمراهی  و احمقی ( ديوانگی ، بی خردی ، بی شعوری ، سفاهت ، جنون ، نه فهمی ) [هستند] 47 قمر

 

وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشَاءُ وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ ﴿۲۲﴾

إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ ﴿۲۳﴾

إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ ﴿۲۴﴾ فاطر

 

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُكُرٍ ﴿۶﴾  قمر

 

كه آن [نيست] مگر  ذكري ( پند و اندرز و يادآوري ) براي عالميان ( انس و جن )

براي كسي كه خواست از شما كه راستي جويد ( استقامت خواهد ، به راه راست رود ، درست شود ، اصلاح شود ، به پا ايستد )

و نخواهيد مگر آنكه بخواهد خداوند سرور عالميان ( كليه موجودات هستي ) 29 تکویر

 

پس ذكر كن ( ياد كن ) ، كه ( يا اگر ) نفع ( فايده و سود ) كند ذكر ( پند و اندرز ، يادآوري )

به زودي ذكر ( يادآوري ) ميكند ، كسي كه ميترسد

و به كنار ميگذارد ( اجتناب و خودداري و دوري ميكند )  آن را  بدبخت تر ( شقي و رو سياه و سياه بخت‌ترين ) 11 اعلی

 

بدرستي براي ماست ( به عهده ماست ) حتما هدايت ( راهنمايي ) 12 لیل

 

كه هرگز بر نمی دارد ، بر دارنده ای ، بار ( گناه ) ديگری را  38

و اينكه نيست برای انسان مگر  آنچه را كه سعی كرد ( جهد و تلاش كند ) 39

و بدرستی [كه  نتيجه] تلاشش به زودی ديده ( رويت ) می شود 40 نجم

 

اين بيم ( هشدار ) دهنده ای است از بيم دهندگان اولی ( قبلی ، ابتدايی ، پيشين )

نزديك شد نزديك شونده ( روز  قيامت )

نيست برای آن از غير ( بدون ، جز ) خداوند آشكار كننده ای ( پيدا و يابنده ای ، مشخص و روشن كننده ای )

آيا پس از اين سخن  تعجب می كنيد ( شگفت زده ميشويد )

و می خنديد  و نمی گرييد

و شماييد بازی كنندگان ( بازی گوشی كنندگان ، سرود خوانندگان ، تكبر كنندگان )

پس سجده كنيد ( زانو زنيد )  برای خداوند و عبادت ( پرستش ، بندگی ) كنيد 62 نجم

 

وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى ﴿۷﴾ عبس

 

نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ ﴿۴۵﴾  ق

صبر كن  برای آنچه كه ميگويند و ياد كن عبد ( بنده ، عابد ، عبادت كننده ) ما ، داود دارای دست ( زور بازو ، دست قوی ، ياری ، كمك ، حمايت ، تاييد ) را ، همانا او [بود] باز گردنده ای ( بازگشت كننده ای به سوی خدا ، توبه كننده ای ، بسيار تسبيح كننده ای ، جلدی ) 17 ق

 

بگو  نمی كنم  سوال ( درخواست ، مسئلت نمی كنم ) از شما ، برای آن از اجری ( مزد و اجرت و پاداشی ) و نمی باشم  من از مكلف كنندگان ( تكليف كنندگان ، موظف و مجبور كنندگان )

كه آن [نيست] مكر ( بجز ) ذكری  برای عالميان

و حتما ميدانيد ( واقف و آگاه و دانا خواهيد شد ) خبر آن را بعد از مجالی ( فرصتی ، زمان معلوم و مشخصی ، چند زمانی ) 88 ص

 

كسی را كه گمراه ميكند خداوند ، پس نيست هدايت كننده برای او و رها ميكند ايشان را در طغيانشان سرگشتگان [باشند] 186

ميپرسند تو را از ساعت ( وقت قيامت ) كه كی باشد استقرار ( توقف و ايستادن ، روی داد ) آن ، بگو جز اين نيست كه علم ( فهم ) آن در نزد سرورم [است] ، آشكار نكند ( نمی تواند بكند ) آن را برای وقت ( زمان مقرر ) اش  مگر او ، سنگين ( دشوار و سخت ) شود در آسمانها و زمين [كه] نمی آيد شما را مگر غافل گيرانه ای ، ميپرسند تو را گويا بدرستی تو مطلعی  از آن  ( به چون و چند آن كاملا آگاهی )  ، بگو جز اين نيست كه علم آن در نزد خداوند است و ليكن اكثر انسيان ( مردم ) نمی دانند 187

بگو مالك نيستم برای خودم نفعی و نه ضرری را مگر آنچه را كه خواهد خداوند و اگر بودم دانای غيب حتما زياده ميگرفتم از خير و لمس نمی كرد ( نميرسيد ) مرا بدی ، كه من [نيستم] مگر هشدار دهنده ای و بشارت دهنده ای برای قومی كه ايمان می آورند 188 اعراف

 

آيا پس تو ميشنوانی كران را يا هدايت ميكنی كوران را و كسی كه باشد در گمراهی آشكاری 40 زخرف

 

کاملاً مشخص و بارز است که اعراب بعد از فوت محمد تحت‌تأثیر آیات کتاب قرآن نبوده‌اند؛ چون چیزی از آن نفهمیده و درک هم نکرده‌اند؛ بلکه تحت‌تأثیر افکار و عقاید و باورهای یهود و نصارا بوده‌اند و چون مسیح در میان آنها هم شخصیت واحد و درعین‌حال دوگانه‌ای داشته است؛ یعنی متفق‌القول بوده‌اند که مسیح منجی و پادشاه عالم است ولی زاده شده و یا نشده است، ازاین‌رو اعراب برای مقابله با یهود و نصارا و حتی خود مسیح دست به جعل شخصیتی مشابه زده‌اند که مسیح پادشاه و منجی عالم نیست؛ بلکه مهدی پادشاه و منجی جهان است و از نوادگان محمد است و اینکه سنی گفت مهدی فعلاً زاده نشده و در آینده متولد خواهد شد و شیعه گفت که خیر مهدی همانند مسیح زاده شده است و در آینده ظهور کرده و جای او را خواهد گرفت. یعنی تاریخ تکرار شد و همان خطاهای سابق به ظهور رسیدند. چون اعراب با اسرائیل فرقی ندارند. همان خصوصیات ژنتیکی را با خود حمل می‌کنند. اما جریان خیلی ساده است. بعد موسی، داوود و سلیمان و انبیا بنی‌اسرائیل خبر از نبوت و تولد مسیح بود و بعد تولد مسیح خبر از نبوت محمد بود و در کتاب قرآن نیز خبر از ظهور و نبوت مجدد مسیح است و در این میان اعراب یعنی سنی و شیعه قصد سنگ‌اندازی و ایجاد مانع و مزاحمت دارند که موفق هم نمی‌شوند؛ چون یهود و نصارا قبلاً این تجربه شکست‌خورده را داشته‌اند و اصولاً انبیا جایگزین و خلیفه یکدیگر می‌شوند و نه شخص و کس دیگری. خدا هم که همیشه و هر زمان ولایت مطلقه را دارد.

اسلام کاسه گدایی الله از مخلوقاتش نیست؛ بلکه دین منت‌کشی بندگان است. یعنی بندگان خدا منت‌دار و سپاسگزار خدا هستند که آنها را مسلمان کرد. خدا به انسان التماس نمی‌کند؛ بلکه مسلمانان به خدا التماس و دعا می‌کنند.

 

 

بدرستی حقيقت ( واقعيت ) يافته سخن ( گفتار و حكم )  برای اكثرشان ، پس ايشان ايمان نمی آورند

ما قرار داديم در گردنهايشان زنجيرهايی ( قيد و بندهايی ) را ، پس آن تا ريشها ( چانه ها ) [است] ، پس ايشان سر در هوا ماندگان ( افسار ، قلاده بسته شدگان )[هستند]

و قرار داديم از پيش رويشان سدی ( مانعی ) و از پشت سرشان سدی را ، پس پوشانيديم ايشان را ، پس ايشان نمی بينند

و يكسانی است برای ايشان اگر هشدار دهی ايشان را يا هشدار ندهی ايشان را ، ايمان نمی آورند 10 یس

 

آيا پس كسی كه آراسته شد برای او بدی ( زشتی ) عملش ، پس ديد آن را نيكی ( خوب و شايسته ای ) ، پس بدرستی خداوند گمراه ميكند آن كس را كه ميخواهد و هدايت ميكند كسی را كه ميخواهد ، پس نرود نفست ( خودت ) برای ايشان حسرتهايی ( افسوس و اندوه هايی ) را ، بدرستی خداوند داناست به آنچه كه ميسازند ( بت تراشی ميكنند ، ساخته و پرداخته اند ) 8 فاطر

 

ای انسيان ( مردم ) ، شماييد فقيران ( نيازمندان ) به جانب خداوند و خداوند اوست غنی ( ثروتمند ، بی نياز ) ستوده ( تمجيد شده )

اگر بخواهد ميبرد شما را و می آورد به خلقی ( خلقتی ) جديدی ( تازه و نويی )

و نيست آن برای خداوند به گرانی ( دشواری و سختی ، سنگينی ) 17

و بار نمی كند ( به دوش نمی گيرد ) بار كننده ای ( بار برداری ، بار برنده ای  ) بار ديگری را و اگر بخوانی سنگين شده ای ( بار شده و بار بری ) را به سوی حمل ( بار كردن ) آن ، حمل ( بار )  نشود از آن چيزی را ، ولو ( اگر چه ) باشد از دارای قرابتی ( نزديكی ، دوستی و فاميلی و خانوادگی ، خويشاوندی ) ، جز اين نيست كه هشدار ميدهی كسانی را كه ميترسند سرورشان را به خفا ( پنهانی ) و به پا داشتند نماز را و كسی كه پاكی جست پس جز اين نيست كه پاكی ميجويد برای نفسش ( خودش ) و به سوی خداوند است سرنوشت ( پايان راه و كار ، عاقبت ، آتيه )

و برابر نميباشد نابينا ( كور ذهن ) و بينا ( تيز بين ، هشيار )

و نه تاريكی ها و نه نور ( روشنايی )

و نه سايه و نه آفتاب سوزان

و مساوی نيست زندگان ( زنده دلان ) و نه مردگان ( سنگدلان ) ، بدرستی خداوند ميشنواند كسی را كه ميخواهد و نيستی تو به شنواننده ای كسی را كه در قبرهاست

بدرستی تو ، [نيستی] مگر  منذری ( بيم و هراس دهنده ای )

ما ارسال كرديم تو را به حق ( حقيقت و واقعيت ) مژده دهنده ای و هشدار دهنده ای و اينكه از امتی [نيست] مگر  اينكه گذر كرد ( رد شد ، نشت و برخواست كرد ) در آن هشدار دهنده ای 24 فاطر

قبل از قیامت ملائکه اندک‌اندک جایگزین انسان روی زمین می‌شوند.

 

پس قسم نمی خورم به مواقع ( جايگاههای ) ستارگان

و بدرستی آن حتما سوگندی [است كه] اگر بدانيد بزرگی

بدرستی آن حتما قرآنی كريمی ( با كرامت و ارجمندی ) [است]

در كتابی پوشيده شده ای

لمس نمی كند آن را مگر پاك شدگان

نازل شدنی از [جانب] سرور عالميان [است]

آيا پس به اين حديث ( سخن ) شماييد چاپلوسان ( روغن مالی كنندگان )

و قرار ميدهيد رزقتان ( روزيتان ) را [در اولويت و مهم] ، بدرستی شما تكذيب ميكنيد 82 واقعه

 

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. طسم 

  2. اين است آيات كتاب روشن

  3. باشد برای [شايد] تو كه تلف كننده ای ( خودكشی كننده ای ) نفست ( خودت ) را كه چرا نمی شوند مومنان ( ايمان آورندگان )

  4. اگر بخواهيم نازل ميكنيم برای ايشان از آسمان نشانه ای ( معجزه ای ) را ، پس بپوشاند ( سايه اندازد ) گردنهايشان را [كه] برای آن خضوع كنندگان [باشند]

  5. و نمی آيد ايشان را از ذكری ( يادآوری ) از رحمان ( خداوند مهربان ) بازگو شده ای ، مگر اينكه بودند از آن اعراض كنندگان

  6. پس تكذيب كرده اند ، پس به زودی می آيد ايشان را اخبار آنچه كه به آن مسخره ( تمسخر ) ميكردند

  7. ... شعرا

 

و بدرستی آن حتما نازل شده سرور عالميان است

نازل كرد به آن روح الامين ( روح القدس ، جبرئيل ، امانت دار )

برای قلبت ، برای اينكه باشی از هشدار دهندگان

به زبانی عربی آشكاری ( روشن و واضحی )

و بدرستی آن حتما در نوشته ها ( كتب ) اوليها ( گذشتگان ، بدوی ها )

آيا نبوده است برای ايشان نشانه ای كه ميشناسد او را دانايان ( باخبران ، علما )  پسران ( خاندان ) اسرائيل

و اگر نازل ميكرديم آن را برای بعضی [از] غير عربها

سپس می خواند آن را برای ايشان ، نبودند به آن مومنان ( ايمان آورندگان )

آنچنان درميپويانيم آن را در قلبهای مجرمان

ايمان نياورند به آن تا اينكه ببينند عذاب دردناك را 201 شعرا

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

طس  اين است آيات قرآن و كتابی آشكاری

هدايتی و مژده ای برای مومنان ( ايمان آورندگان ) [است]

كسانی كه به پا ميدارند نماز را و ميدهند زكات را و ايشان به آخرت ، ايشانند يقين دارندگان

بدرستی كسانی كه ايمان نمی آورند به آخرت آراستيم برای ايشان اعمالشان را ، پس ايشانند سرگشتگان ( گيج و واج ، مبهوتها )

آنها كسانی [هستند كه] برايشان بد عذابيست و ايشان در آخرت ، ايشانند زيان كارترين ( ضرر كننده ترين )

و بدرستی تو حتما القا ( افكنده ) ميشوی قرآن را از نزد حكيمی دانايی

.... نمل

 

بدرستی اين قرآن تعريف ميكند برای پسران اسرائيل اكثر آنچه را كه ايشان در آن اختلاف ميكنند

و بدرستی آن حتما هدايتی و رحمتی برای مومنان است

بدرستی سرور تو قضاوت ميكند مابين ايشان به حكمش و اوست قدرتمند دانا

پس توكل كن برای خداوند ، بدرستی تو بر حقانيت آشكار هستی

بدرستی تو نمی شنوانی مردگان را و نمی شنوانی كران را [به] خواندنی ، آنگاه كه برمی گردند پشت كنندگان

و نيستی تو به راهنمايی كننده كوران از گمراهی ايشان ، كه [نه] شنوانی  مگر آن كس را كه ايمان می آورد به آياتمان پس ايشان مسلمانانند ( تسليم شدگانند ) 81 نمل

 

[بگو كه] جز اين نيست كه فرمان داده شدم كه عبادت ( بندگی ) كنم سرور اين بلد ( شهر ) را ، آنرا كه حرام ( ممنوع ، محترم ) كردش و برای اوست هر چيزی و فرمان داده شدم كه باشم از مسلمانان ( تسليم شدگان )

و اينكه تلاوت كنم قرآن را ، پس كسی كه هدايت يافت ، پس جز اين نيست كه راهنمايی ميشود برای نفسش ( خودش ) و كسی كه گمراه شود پس بگو جز اين نيست كه من از هراس دهندگان هستم

و بگو ستايش برای خداوند [است] ، به زودی نشان ميدهد شما را نشانهايش  ، پس درمی يابيد آن را و نيست سرور تو به غافلی از آنچه كه عمل ميكنيد 93 نمل

 

 

و اينكه اگر اصابت می كرد ايشان را مصيبت به [سبب] آنچه كه پيش فرستاد دستانشان ، پس ميگفتند سرور ما چرا نفرستادی به جانب ما رسولی را پس [تا] تبعيت كنيم آيات تو را و بشويم از مومنان

پس زمانی كه آمد ايشان را حقيقت از نزد ما ، گفتند چرا داده نشد همانند آنچه كه داده شد موسی را ، آيا كافر نشده اند به آنچه كه داده شد موسی را از قبل ، گفتند دو ساحرند  دو هم پشت ( متحد ) و گفتند ما به تمامی كافران [هستيم]

بگو پس بياوريد به كتابی از نزد خداوند [كه] آن هدايت كننده تر از آن دو [باشد تا]  تبعيت كنم آن را ، اگر هستيد راستگويان

پس اگر اجابت ( پاسخ گويی ) نكردند برای تو ، پس بدان كه جز اين نيست كه تبعيت ميكنند هواهايشان ( اميال و خواسته هايشان ) را و كيست گمراه تر از كسی كه تبعيت كرد هوايش را به غير هدايتی ( راهنمايی ) از [نزد] خداوند ، بدرستی خداوند هدايت نمی كند قوم ظالمان را

و حتما پيوسته ( اتصال دائمی ) داشته ايم برای ايشان سخن ( وحی ) را ، باشد برای ايشان كه متذكر شوند 51 قصص

قوم یهود از نژاد فراعنه مصر هستند و ژنوم آنها را حمل می‌کنند.

 

بدرستی تو هدايت نمی كنی آن كس را كه دوست داری و ليكن خداوند هدايت ميكند كسی را كه ميخواهد و اوست داناتر به هدايت شدگان 56 قصص

و نيست سرور تو نابود كننده قريه ها تا اينكه مبعوث كند در پايتخت آن ( مادرش ، مركز و دارالحكومه آن ، هر شهر بزرگ در كل منطقه ) فرستاده ای را [تا] بخواند برای ايشان آياتمان را و نبوديم نابود كننده قريه ها مگر اينكه و اهل آن ظالمان [باشند] 59 قصص

 

بدرستی كسی كه مقرر كرد برای تو  قرآن را ، حتما رد كننده ( برگرداننده ) تو است به سوی معادی ( عودت و بازگشت گاهی ) ، بگو سرور من داناتر است كسی را كه آمد به هدايت و آن كس كه اوست در گمراهی آشكاری

و نبودی تو كه اميد وار باشی كه افكنده شود به جانبت كتاب ، مگر رحمتی از [نزد] سرورت ، پس نباش هم پشت ( متحد ) برای كافران

و باز ندارد تو را از آيات خداوند بعد از گاهی كه نازل شد به سويت و بخوان به جانب سرورت و نباش از مشركان

و نخوان همراه با خداوند خدايی ديگر را ، نيست خدايی مگر او ، هر ( تمام ) چيزی نابود شونده ای است مگر صورتش ( وجودش ) ، برای اوست حكم ( فرمان ، حكومت ، قضاوت ) و به سوی او باز گردانيده ميشويد 88 قصص

 

و حتما توضيح داده ايم در اين قرآن برای اينكه متذكر شوند و نمی افزايد ايشان را مگر تنفری ( رميدن و فراری ) 41 اسرا

 

و زمانی كه بخوانی قرآن را ، قرار دهيم بين تو و بين كسانی كه ايمان نمی آورند به آخرت حجابی ( پوشاننده و پرده ای ) پوشيده شده ای را

و قرار داديم بر قلبهايشان پوششی را كه می يابند ( پيدا ميكنند )  آن را و در گوشهايشان سنگينی ( شنوايی ضعيفی ) را و زمانی كه ياد كنی سرورت را در قرآن تنها او را ( به يگانگی ) ، پشت گردانند بر پشتهايشان متواری ( فراری ) شده ای

ماييم داناتر به آنچه كه گوش فرا ميدهند به آن ، زمانی كه گوش فرا ميدهند به سويت و زمانی كه ايشانند نجوی كننده هنگامی كه ميگويد ظالمان كه تبعيت [نه] ميكنيد  مگر مردی جادو شده ای را

بنگر كه چگونه زدند برای تو مثالها را ، پس گمراه شدند ، پس استطاعت ندارند راهی را 47 اسرا

 

سرور شما داناتر است به شما اگر بخواهد رحم ميكند شما را يا اگر بخواهد عذاب ميكند شما را و ارسال نكرديم تو را برای ايشان وكيلی ( نگهبانی ) 54 اسرا

 

و كسی كه باشد در آن كوری پس اوست در آخرت كور و گمراه ترين راهی ( مسير و سلوكی ) 72 اسرا

 

و نازل ميكنيم از قرآن آنچه را كه آن شفايی ( درمانی ) و رحمتی است برای مومنان و نمی افزايد ظالمان را مگر خسرانی ( زيانی )

و زمانی كه نعمت داديم برای انسان ، اعراض كند و برگردد به جانبش و زمانی كه لمس ( مس ) كند او را شر ( بدی ) باشد مايوسی ( نا اميدی )

بگو همگی عمل ميكند بر شكلش ( شيوه و روشش ) پس سرور شما داناتر است به آن كس كه اوست هدايت يافته تر راهی ( مسيری ) را 82 اسرا

 

و از ايشان كسيست كه گوش فرا ميدهد به سويت ، آيا پس تو ميشنوانی كران را و اگر چه عقل ( انديشه ) نميكردند

و از ايشان كسيست كه نظاره ميكند به سويت ، آيا پس تو هدايت [می توانی] بكنی  كوران را و [در حاليكه] نمی بينند ( نمی توانند به بينند )

بدرستی خداوند ظلم نمی كند انسيان ( مردم ) را  چيزی و ليكن انسيان ( مردم ) خودشان را ظلم ميكنند 44 یونس

 

و برای هر ( تمام ) امتی فرستاده ای [است] ، پس آنگاه كه آيد فرستاده ايشان ، قضاوت شود مابين ايشان به عدل و ايشان ظلم كرده نمی شوند 47 یونس

 

بدرستی كسانی كه تحقق يافت برای ايشان كلمه سرورت ، ايمان نمی آورند ←

و اگر چه آيد ايشان را هر ( تمام ) نشانه ای ( معجزه ای ) را تا اينكه ببينند عذاب دردناك را 97 یونس

 

بگو ای انسيان ( مردم ) آمده است شما را حق از [جانب] سرورتان ، پس كسی كه هدايت يافت ، پس جز اين نيست كه هدايت ميشود برای خودش  و كسی كه گمراه گشت ، پس جز اين نيست كه گمراه ميشود برايش ( خودش ) و نيستم من برای شما به وكيلی ( مدافعی )

و تبعيت كن آنچه را كه وحی ميشود به سويت و صبر كن تا اينكه حكم ( داوری ) كند خداوند و اوست بهترين حاكمان ( داوران ، قضات )  109 یونس

 

آن كس كه ميخواهد زندگانی دنيا و زينتش را ، پرداخت ميكنيم به جانب ايشان اعمالشان را در آن و ايشان در آن مضايقه نشوند ( كم داده نشوند ، بخل نشوند )

ايشان كسانی [هستند] كه نيست برای ايشان در آخرت مگر آتش و هدر شود آنچه را كه ساختند در آن و باطلی [است] آنچه كه عمل ميكردند 16 هود

 

و نيست [لايق] اكثر انسيان ( مردم ) را ، هر چند كه آزمند ( حريص ، راغب ) باشی به مومنان

و نميخواهی ايشان را برای آن از اجری كه آن [نيست] مگر ذكری ( يادآوری ) برای عالميان

و چه بسيار از نشانه ای در آسمانها و زمين [كه] ميگذرند بر آن و ايشانند از آن اعراض كنندگان 106 یوسف

 

 

 

محمدرضا طباطبايي  ۱۴۰۲/۰۵/۱۸

http://www.ki2100.com